تبليغاتX
علوم ماوراء، فيلم و عکس واقعي از موجودات ناشناخته و ارواح، يوفو، ستاره شناسي و نجوم، مرگ واقعی، کالبد شکافی بدن انسان دنیای ماوراء
دنیای ماوراء
دسترسي ها
درباره
هدف از راه اندازی این وبلاگ آشنایی با مسائل ماوراء و بالا بردن درک و تقویت روحیه برخورد با عجایب خلقت و مسائل مربوط به آن می باشد. این وبلاگ به هیچ فرقه یا گروهی تعلق ندارد و تمامی قوانین این وبلاگ تابع قوانین کشوری جمهوری اسلامی ایران است.
پیوندها
لیست دانلود
آرشیو موضوعی
لوگو دوني

دنیای ماوراء

امكانات وبلاگ
گفتگو با مدیر

تعداد بازدید وبلاگ
شرکت در نظر سنجی
مترجم وبلاگ
آخرين مطالب نوشته شده
پرونده F-4

ماجراي مشاهده يوفوها(موجودات فضايي)توسط حسين پيروزي و تيم 16 نفره و 4 خلبان در 29 شهريور سال 1355 در فرودگاه مهرآباد تهران(کاملا حقيقي)

با مطرح شدن بحث رويت اشياي نوراني در آسمان ايران،خاطره رويت يوفوها در آسمان تهران در سال 55 هم زنده شد.اين واقعه که در 29 شهريور 1355 اتفاق افتاد يکي از مشهورترين گزارش ها درباره رويت يوفوها در جهان است.پرونده اين موضوع در جهان به عنوان پرونده 19 سپتامبر 1976 يا پرونده F-4 معروف است.در آن زمان مسئول برج مراقبت فرودگاه مهرآباد((حسين پيروزي))بوده است که در حال حاضر يکي از اساتيد صنعت هوايي کشور است و به عنوان مشاور وزير راه و مدير کل فرودگاه امام خميني هم فعاليت مي کند.گفتگو با حسين پيروز شاهد عيني ماجراي مرموز آن شب را بخوانيد.

در اول کار کمي درباره خودتان بگوييد:

من متولد سال 1317 هستم.بعد از اتمام دوران دبيرستان از دانشگاه تهران ليسانس کتابداري گرفتم و بعد از آن در رشته زبان تحصيل کردم و مدرک کارشناسي زبان را نيز دريافت کردم.چون زياد مطالعه مي کردم و به مباحث هوا و فضا علاقمند بودم بعد از اين رشته ها مهندسي مراقبت پرواز خواندم و بعد از آن هم دوره فوق ليسانس حمل و نقل را گذراندم.

 ماجراي آن شب چطور آغاز شد؟

شب 29 شهريور حدود ساعت 5/10 شب بود که خانمي با برج مراقبت که من آن شب مسئول آن بودم تماس گرفت و با دلهره اعلام کرد که يک شئ نوراني که مانند پروانه ماشين 8 پره و 4 پره مي شود روي خانه مان آمده و نورهاي عجيب و غريبي دارد.خانه آن خانم در خيابان شريعتي فعلي بود.من قضيه را جدي نگرفتم و از آن خانم تشکر کردم.چند دقيقه بعد خانم ديگري و بعد از آن آقايي از شميران تماس گرفتند و همين حرف ها را تکرار کردند.من خودم دوربين را برداشتم و به بالکن رفتم و آن وقت بود که شئ نوراني را در آسمان ديدم و در همان نگاه اول فهميدم که نمي تواتد هواپيما باشد.

شيئي که ديديد به چه شکلي بود؟

نورش مثل لامپ فلورسنت بود.وسط آن نور قرمز چشمک مي زد و دو طرف آن نور آبي ديده مي شد.رنگ آبي آن بسيار خيره کننده بود.درهمان حالي که نگاهش مي کردم شبيه به ماهي حلوايي به رنگ سرخ آتشي شد.بعد هم به شکل هاي مختاف مثل ستاره دريايي و يا دايره و با رنگ هاي نارنجي،زرد،سبز و بنفش ديده شد.يک لحظه بعد هم ناپديد شد که ناگهان متوجه شدم از شمال تهران به طرف جنوبي ترين نقطه تهران رفته است.آنقدر به سرعت جا به جا مي شد که نمي توانستيم حرکت آن را ببينيم.به طوري که در ابتدا به همراه همکارانم فکر کرديم که دو يا سه جسم هستند.اما بعد متوجه شديم يک جسم بزرگ و سريع است.مدتي بعد روي کوه هاي بي بي شهربانو ثابت ايستاد.

مي توانيد ابعادش را توصيف کنيد؟

از فرودگاه مهرآباد که من نگاه مي کردم تقريبا شمال شرق تهران بود اما آن چنان نورش زياد بود که نشخيص اندازه دقيق آن غير ممکن بود.مثل ماشيني که با نور بالا از رو به رو مي آيد و در ابتدا نمي توان اندازه آن را تسخيص داد.با اينکه ارتفاعش مدام تغيير مي کرد ولي فکر مي کنم طولش 20 متر بود.

بعد از آنکه متوجه شديد هواپيما نيست چه کار کرديد؟

همان موقع موضوع را به مسئول پايگاه نيروي هوايي که در آن شب تيمسار يوسفي بود اطلاع دادم.تيمسار هم ابتدا فکر مي کرد من قصد شوخي دارم ولي بعد از آنکه متوجه شد قضيه جدي است فورا دستور داد يک فانتوم F-4 از پايگاه آماده باش آن شب که پايگاه شاهرخي همدان (نوژه فعلي) بود،براي شناسايي بلند شود.خلبان عزيزخاني به علاوه يک خلبان ديگر با فانتوم اول پرواز کردند.ما در ابتدا فکر مي کرديم ارتفاع اين شئ 5هزار تا 6هزار پا است.ولي خلبان اعلام کرد که شئ در ارتفاع سي هزار پايي قرار دارد.موضوع ديگر آن بود که خلبان اعلام کرد که روي دو موج UHF و VHF خود و روي فرکانس اضطراري صداي بنگ بنگ که ما به آن Emergency Squash مي گوييم را دريافت مي کند که هيچ وقت اين امر براي ما ممکن نبوده است.همان شب اين مساله توسط دو هواپيماي Swiss Air و Luft Hansa هم گزارش شده بود.فانتوم ما با آنکه سرعتي حدود سرعت صوت داشت ولي نمي توانست به اين شئ نوراني برسد.با کمي نزديک شدن فانتوم به اين شئ تمامي دستگاه هاي ناوبري و دفاعي آن از کار مي افتاد و سيستم ارتباطي آن هم دچار اختلال مي شد.بعد از تاييد خلبان عزيزخاني که اين شئ هواپيما نيست و يک شئ خارجي است فانتوم دوم هم از پايگاه شاهرخي پرواز کرد که خلبان اصلي آن سرگرد جعفري بود.

خلبان ها اين شئ را چگونه توصيف مي کردند؟

خلبان ها هم با چشم غير مسلح مي توانستند آن را ببينند.با همان رنگ هاي آبي،قرمز،نارنجي.اما آن طور که خلبان ها گزارش کردند روي رادار هواپيما هم هيچ اثري باقي نمي گذاسته است.سرعت اين جسم به قدري زياد بود که آنها با حدود سرعت صوت نمي توانستند زياد به آن نزديک شوند.چيزي که ما حدس مي زديم اين بود که سرعت اين شئ چند برابر سرعت صوت است.

تا انتهاي ماجرا هر دو فانتوم حضور داشتند؟

نه.بعد از گذشتن مدتي از شناسايي و بعد از آنکه خلبان جعفري هم حرف ما را تاييد کرد تصميم گرفته شد که خلبان عزيزخاني به علت کم بودن بنزين به پايگاه شاهرخي برگردد و خفاش2(فانتوم سرگرد جعفري)شناسايي را ادامه دهد.سيستم هاي ناوبري فانتوم خلبان جعفري هم از کار افتاده بود و خلبان جعفري هم روي فرکانس 5/121 (فرکانس اضطراري) صداي بنگ بنگ را مي شنيد.ناگهان متوجه شديم که جسم دومي از جسم اول جدا شده است.جسم دوم بسيار نوراني بود.نور بسيار شديدي داشت و به سمت هواپيما حرکت کرد.ارتباط راديويي سرگرد جعفري براي مدتي با ما قطع شده بود.جسم اصلي هم به صورت ثابت روي کوه هاي بيبي شهربانو ايستاده بود.خلبان جعفري بعد از مدتي براي ما تعريف کرد که وقتي از روي مهرآباد گذشته است شئ دوم بالاي سرش بوده است.آن موقع جعفري سرعتش را کم مي کند تا شئ نوراني جلويش بيفتد و آن را روي باغ هاي کرج با موشک بزند.اما بعد از برگشت به ما گفت قبل از آنکه کاري بکنم شئ نوراني خودش 100 متر جلوتر از هواپيما ايستاد.مثل آنکه مرا تله پاتي مي کرد و فکر مرا مي خواند.مي خواستم شليک کنم که ديدم دستگاه ها عمل نمي کنند.حتي ارتباط راديويي بين من و خلبان ديگر هم مختل شده بود.با اشاره به خلبان دوم فهماندم که Eject کنيم.يعني از هواپيما بيرون بپريم.به خاطر آنکه قصد هدف قرار دادنش را داشتيم مي ترسيديم به ما حمله کند.جالب آن است که دستگاه Eject هم که کاملا مکانيکي است و الکترونيکي نيست از کار افتاده بود.

سيستم Eject اصلا ارتباطي با سيستم الکترونيکي هواپيما ندارد؟

نه.Eject يک سيستم کاملا مکانيکي در هواپيما است.6موشک زير صندلي خلبان قرار دارند که در کمتر از 8/0 ثانيه خلبان را 50 متر به بيرون پرتاب مي کنند.تعجب خلبان هم همين بود که اين سيستم هم که هيچ ارتباط الکترونيکي با هواپيما ندارد از کار افتاده بوده است.يادم مي آيد خلبان جعفري در جلسه اي گفته بود در آن موقع که سيستم Eject هم عمل نکرد با خودم گفتم خدايا با اين همه تکنولوژي که به ما دادي هيچ کاري نمي توانيم در اين وضعيت بکنيم!

بعد چه اتفاقي افتاد؟

شئ نوراني به تعقيب فانتوم پرداخت.حتي وقتي شئ نوراني و فانتوم از روي فرودگاه مهرآباد رد شدند يک لحظه(مانند فلاش)برق مهرآباد قطع و وصل شد.بعد ها فهميديم که اشکالي در سيستم برقي مهرآباد وجود نداشته است و سازمان برق منطقه اي هم پالس ثبت کرده است.بعد از اين تعقيب و گريز شئ نوراني دوم به سمت ساوه رفت و با دور شدن آن سيستم راديويي فانتوم دوباره وصل شد.آن موقع بود که خلبان جعفري اعلام کرد که شئ نوراني که من را تعقيب مي کرد بسيار وحشتناک بود اما گويا فقط مي خواست زهر چشمي به ما نشان دهد.اگر اجازه مي دهيد ديگر به پر و پايش نپيچيم و به پايپاه شاهرخي برگرديم. تيمسار يوسفي که مکالمه را ميشنيد در همان موقع گفت که چون احتمال دارد تا پايگاه شاهرخي همدان به شما حمله کند مي توانيد در مهرآباد فرود بياييد.چند دقيقه بعد خلبان جعفري اعلام کرد که شئ نوراني دوم به سمت شئ نوراني اصلي رفته و دوباره داخل آن شده است.بعد هم چند دقيقه بيشتر نگذشته بود که جعفري با فرياد اعلام کرد که شئ دوم دوباره از شئ اصلي جدا شده و به طرف زمين مي آيد.ما هم در آن موقع يک هاله نوراني را که به طرف زمين مي آمد را ديديم.جسم نوراني روي زمين نشست.سه مايلي جنوب پالايشگاه تهران.خلبان جعفري گفت که نور اين شئ آن قدر زياد است که من از اين ارتفاع مي توانم سنگ ريزه هاي بيابان را ببينم.شئ اصلي هم بالاي سر جسم دوم مرتب دور مي زد.  

سعي نکرديد به جسم دوم که روي زمين بود نزديک شويد؟

تيمسار يوسفي همان موقع به جعفري گفت که امتحان کند که مي تواند به آن نزديک شود يا نه.سرگرد جعفري با فانتوم به سمت جسم دوم شيرجه اما به گفته خودش در 10 مايلي جسم دوم چنان هواپيما دچار لرزش شد که نتوانسته بود به آن نزديک شود.ما به کلانتري شهرري و ژاندارمري اطلاع داديم.چندين نفر از مردم هم با مهرآباد تماس گرفتند و اين قضيه را گزارش دادند.در همان موقع متوجه شديم که جسم اصلي رفت و در آسمان ناپديد شد.اما ماموران پليس و هيچ کس ديگر بعد از رسيدن به محل اثري از جسم دوم پيدا نکردند.

روز بعد هم معلوم نشد چه بر سر شئ نوراني دوم آمده است؟

نه،فقط به مدت يک هفته تا ده روز در يک نوار 40 کيلومتري از روده شور تا دوشان تپه هر روز يک تا دو ساعت روي فرکانس اضطراري (5/125) صداي بنگ بنگ شنيده مي شد.

درباره اين فرکانس و صداي بنگ بنگ توضيح مي دهيد؟

وقتي مثلا سانحه اي براي يک هواپيما پيش مي آيد جعبه سياه آن که حاوي اطلاعات مهمي است از هواپيما به بيرون پرتاب مي شود.اين جعبه در مقابل گرما و سرماي شديد بسيار مقاوم است.بعد از پرتاب به صورت اتوماتيک جعبه سياه روشن مي شود و روي همين فرکانس که معروف به فرکانس اضطراري است صداي بنگ بنگ شنيده مي شود تا مسئولان با جستجوي صدا بالاخره جعبه سياه را پيدا کنند.

در مدت اين 10 روز منبع اين صدا پيدا نشد؟

نه،چندين بار ماموران صدا را جستجو کردند.تا منبع صدا هم مي رسيدند اما بعد از کندن زمين هيچ چيزي پيدا نمي کردند.

اتفاقات آن شب چقدر طول کشيد؟

از 5/10 شب تا 4 صبح،بيشتر از 5 ساعت.

اين جسم در رادار مهرآباد هم ثبت شد؟

نه،چند روز بود که رادار مهرآباد خراب بود.اما رادار فانتوم براي چند لحظه آن را ثبت کرد.

گفته مي شود که بينايي خلبان جعفري بعد از اين حادثه دچار مشکل شده بود شما خبري از اين مورد داريد؟

من در مورد بينايي خلبان جعفري اطلاعي ندارم ولي براي چند وقتي هم خلبان جعفري هم خلبان عزيزخاني اجازه پرواز نداشتند.حتي گاهي که يک ستاره مي ديدند تصور مي کردند که همان شئ دوباره برگشته است.خود من بعد از تمام شدن آن حادثه به مدت 54 ساعت نخوابيدم.تا مي خواستم بخوابم با تصويري از آن شئ از خواب مي پريدم.

مثل آنکه فيلم اين حادثه هم بازسازي شده است؟

بله،بعد از انقلاب در شبکه دو و با کمک آقاي مير فخرايي در گروه دانش با توجه به مشاهدات ما و با استفاده از همان کادر فرودگاه و خلبان عزيزخاني و جعفري فيلم اين مشاهده بازسازي شد که بسيار شبيه واقعيت شده است که فکر کنم اکنون در آرشيو صدا و سيما هم موجود است.

مجموعا چند نفر شاهد اين يوفوها بودند؟

به جز مردم عادي که با برج تماس مي گرفتند تيم 16 نفره برج مراقبت که همگي داراي تحصيلات عالي هستند شاهد اين ماجرا بودند.علاوه بر آنها مشاهدات چهار خلبان (دو خلبان در هر فانتوم) يکي از دلايل اعتبار اين مشاهده است.

مجموعه اين حرف هاي شما به اين معني است که شما اعتقاد داريد که اين موجودات فضايي هستند؟

بله،من اعتقاد راسخ دارم که آنها موجوداتي ماورايي هستند که خيلي از ما هوشمندترند.آنها به کار ما نظارت مي کنند اما ما را قابل ندانسته اند تا با ما ارتباط برقرار کنند.

ما وقتي مي توانيم يک مساله را ماورا طبيعي فرض کنيم که هيچ توجيه علمي براي آنها پيدا نشود.آيا اين مساله نمي تواند يک تکنولوژي سري متعلق به برخي کشورهاي خاص باشد؟

وقتي مي گويند ميليونها خورشيد در کهکشان راه شيري وجود دارد پس حتما کرات ديگري هم مي تواند وجود داشته باشد که در آن موجوداتي زنده باشند.نمي شود که ما بگوييم فقط ما در اين زمين زنده هستيم و هيچ موجود هوشمند و زنده ديگري وجود ندارد.

مي خواهم بگويم فکر نمي کنيد بعضي از اشيا نوراني که اخيرا ديده شده ممکن است ماهواره هاي جاسوسي يا هر چيز ديگري باشد که به شکل شئ نوراني ديده شده است؟

احتمال آن وجود دارد.بعد از همين قضيه هم عده اي تا مدت ها در کيسه هاي پلاستيکي شمع روشن مي کردند و آنها را با استفاده از گازي سبک به هوا مي فرستادند و عده اي فکر مي کردند بشقاب پرنده ديده اند.اما تمام اين موضوعات را با تمام تحصيلاتي که داشتم و اطلاعات فني که دارم وجود بشقاب پرنده ها را نفي نمي کنم و فکر مي کنم در کرات ديگر موجوداتي وجود دارند.اين اعتقاد شخصي من است و البته هيچ دليل علمي براي آن ندارم. اين ها چيز هايي است که من با چشم خودم ديدم.فانتومي که تمام سيستم هاي ناوبري و دفاعي اش را از دست مي دهد و دوباره به دست مي آورد در اثر چه چيزي مي تواند باشد؟آنها بسيار از ما هوشمند تر هستند و درباره ما تحقيق مي کنند. همان شب 45 دقيقه بهد که ماجراي تهران تمام شد اين شئ نوراني در کشور پرتغال هم ديده شد.آنها با سرعتي چندين برابر صوت در حال رفت و آمد هستند.

منبع مصاحبه: محمد کرباسي

نويسنده : مهدی در تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت : 10:29
رابطه سیاستمداران آمریکایی با فرازمینی ها

شاید دیگر برکسی پوشیده نباشد که ایالات متحده آمریکا طرح ها ی سری فراوانی در ارتباط با فرازمینی ها در دست دارد و همیشه بر آنها سرپوش میگذارد در اینباره به قدری گزارش و داستان وجود دارد که نمی توان به سادگی از انها گذشت.

رابطه سیاستمداران آمریکایی با فرازمینی ها+دست دادن کلینتون و بوش به ادم فضایی ufo

حال ما موضوعی جالب توجه می پردازیم و آنهم رابطه رئیس جمهوران آمریکا با فرازمینی هاست. اولین باری که این موضوع به شکل جدی مطرح شد و مورد توجه همه قرار گرفت در زمان ریاست جمهوری آیزن هاور بود . ماجرا از این قرار بود که در روزنامه ها عکسی از او به چاپ رسید که در حال دست دادن با یک فرازمینی بود. البته روز بود مقامات کاخ سفید این عکس را دروغین و تبلیغاتی قلمداد کردند. ولی کسی که عکس را گرفته بود اذعان داشت که بعد از این ملاقات این موجود به یک سری انتقال داده شد . در این جا بازهم شما را به یاد یک فیلم سینمایی که در سال های اخیر اکران شد می اندازم و آنهم فیلم مردان سیاه پوش (Men in Black) است که در این فیلم دقیقا به تمامی این حوادث اشاره شده ، به عنوان مثال در آمریکا سازمان مخفی وجود دارد که مسوول برقراری ارتباط با فرازمینی هاست . در قسمتی از همین فیلم دو مامور این سازمان فوق سری ، در حال تماشای آلبوم عکسی هستند که به عکس آیزن هاور می رسند که در حال دست دادن با یک موجود فضایی است. رییس جمهور دیگر آمریکا جان.اف.کندی هم از علاقه مندان به فضا بود در زمان او پایگاه های فضایی مختلفی در امریکا تاسیس شد. اما درگیرترین فرد در مورد فرازمینی ها بیل کلینتون است . ماجرا این گونه است که عکسی از کلینتون در روزنامه ای به چاپ رسید که او در حال دست دادن با یک فرازمینی بود.

Axiom.Dom.Ir بزرگترین وبلاگ دنیای ماوراء

جالب است بدانید عده ای معتقند که به همین دلیل بود که بیل کلینتون در زمان خود کمتر وارد جنگ شد اما کاخ سفید باز هم این عکس را دروغین و تبلیغاتی خواند . و کلینتون توضیحی درباره آن نداد. اما می رسیم به جرج دبلیو بوش و نکته ای فوق العاده عجیب ، عکسی از لحظه دست دادن بوش با یک فرازمینی که دقیقا شبیه همان فرازمینی است که کلینتون با او دست داده بود.

Axiom.Dom.Ir بزرگترین وبلاگ ماوراء

اما بر خلاف همیشه که کاخ سفید این نوع عکس ها را دروغی می خواند این بار هیچ واکنشی نشان نداد و در اقدامی عجیب تر بوش هنگامی که در هواپیما در حال مسافرت بود با در دست گرفتن روزنامه ای که این عکس را چاپ کرده ، وجود حیات در دیگر کرات را تایید کرده ولی خواسته که بحث آن به بین مردم کشیده نشود.

Axiom.Dom.Ir بزرگترین وبلاگ ماوراء

نويسنده : مهدی در تاريخ : جمعه دهم مهر 1388 و ساعت : 13:24
داستان واقعی از یوفو

یک افشاگری انگلیسی ها در مورد آدم فضایی ها

وزات دفاع انگلیس پرونده‌های مربوط به مشاهده "اشیای ناشناس پرنده" یا "یوفو‌ها" UFO را که سابقه آنها به دهه 1970 بازمی‌گردد، منتشر کرده است. به گزارش خبرگزاری‌ها وزارت دفاع انگلیس چهارشنبه 14 مه (25 اردیبهشت) این پرونده‌ها را به عنوان بخشی از یک طرح چهارساله برای انتقال همه اسناد مربوط به یوفوها به بایگانی‌های‌ ملی این کشور انجام داده است تا افراد علاقمند بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. این اسناد شامل صدها گزارش پلیس از اظهارات شاهدانی از شمال تا جنوب انگلیس است که نورها و اشیای عجیب در آسمان دیده‌اند. پرونده‌هایی که در این مرحله علنی شده‌اند سال‌هایی 1978 تا 1987 را در برمی‌گیرند. بقیه این اسناد که مربوط به دهه 1950 و سال‌های اخیر می‌شوند، بعدا منتشر خواهند شد. این پرونده‌‌ها که در حال حاضر در صفحه مربوط به یوفو در وب‌سایت بایگانی‌های ملی قرار داده شده‌اند، از گزارش‌های عجیب و غریب تا موارد اسرارآمیز و غیرقابل‌توضیح را دربرمی‌گیرند. در یکی از این موارد مرد سالمندی مدعی شده بود که موجودات بیگانه فضایی که کاملا سبزپوش بودند او را با سفینه‌شان به گردش برده‌اند و نهایتا به خاطر سنش از دزیدن او منصرف شده‌اند. اما گزارش‌های معتبرتری هم در میان این اسناد وجود دارد. از جمله گزارش ماموران یک برج مراقبت در فرودگاهی در ساحل شرقی انگلیس در ساعت 4 بعدازظهر 19 آوریل 1984 در مورد یک پدیده هوایی غیرمعمول. با اینکه این ماموران آدم‌های حرفه‌ای باتجربه و آرامی بودند؛ اما آنها آنقدر نگران از دست دادن شغل‌های‌شان بودند که تقاضا کردند که نام‌های‌شان از گزارش رسمی حذف شود. آنها می‌دانستند که هیچکس ادعای آنها در این باره باور نخواهد کرد که یک شیء پرنده ناشناس در فرودگاهی در شرق انگلیس که آنها وظیفه نظارت بر آن را به عهده داشتند، مدتی کوتاه به زمین نشسته است، سپس با سرعت فراوان دوباره به پرواز درآمده است. این افراد که بیش از 8 سال تجربه کاری داشتند، توصیف کرده‌اند که چگونه در حال راهنمایی هواپیماهای کوچک برای فرود بر روی باند شماره 22 بوده‌اند که یک شیء با نور درخشان برخوردند که که بدون اجازه به یک باند دیگر نزدیک می‌شد. به گفته یکی از ماموران برج مراقبت این شیء با سرعت زیاد نزدیک شده بود، تماس مختصری با باند شماره 27 برقرار کرده و بعد با سرعتی فوق‌‌العاده با زاویه تقریبا عمودی دور شده بود. این واقعه یکی از معدود مواردی است که توضیح‌داده نشده باقی ماند. این پرونده‌ها نشان می‌دهد که شاهدان انواعی از نورهای نارنجی، قرمز، سفید و سبز به اشکال مختلف لوزی، مربع یا میله‌اس شکل را به پلیس انگلیس گزارش کرده‌اند که یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد برای موارد مشاهد اشیای پرنده ناشناس دارد. کارشناسان می‌گویند اغلب موارد گزارش اشیای ناشناس پرنده به چراغ‌های هواپیماها، ستاره‌ها و سیاره‌های درخشان، ماهواره‌ها، شهابسنگ‌ها، سفینه‌های فضایی و مانند اینها مربوط می شود و قابل توضیح هستند. به گفته کارشناسان این پرونده‌ها بیانگر رویکرد عملگرایانه وزارت دفاع انگلیس به گزارش‌ها در مورد یوفوها است. از دیدگاه دولت انگلیس این یوفوها تنها به این علت ارزش بررسی داشتند. که ممکن بود تهدیدی برای امنیت ملی باشند و هنگامی که مشخص می‌شد که آنها هواپیماهای دشمن نیستند، دیگر کسی به دنبال کردن قضیه علاقه‌ای نشان نمیداد!

ویرایش: Axiom

نويسنده : مهدی در تاريخ : جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت : 8:5
امکان وجود موجودات غیر زمینی

شانس‌ها و گزینه‌های وجود زیست غیرزمینی

با پیشرفت علم در قرن اخیر، حال دیگر می‌توانیم پاسخ‌های روشن تری را درباره حیات و احتمال وجود آن در کیهان بیابیم. با احتساب شماره تخمینی سیارات عالم، دانشمندان محاسبه کرده‌اند احتمال اینکه ما تنها باشیم و به جز زمین در سراسر کائنات نشانی از حیات نباشد یک در ۱۰۰ میلیون است. در هر کهکشان مانند راه شیری ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره وجود دارد و کیهان شناسان تخمین می‌‌زنند ۴۰۰ میلیارد کهکشان در عالم موجود است بنابراین پذیرفتنی نیست اگر بگوییم سیاره کوچک ما در کنار ستاره عادی مان تنها مکان پذیرای حیات در عالم است اما تنها زیستگاهی که تاکنون در عالم می‌‌شناسیم زمین خودمان است. در اینجا به دلیل گستردگی مطلب بحث درباره حیات در کیهان را به حوزه کوچک تر آن یعنی منظومه شمسی محدود خواهیم کرد و به احتمال وجود حیات و سیارات و اقمار پذیرای آن می‌‌پردازیم.

گزینه‌های وجود حیات:

در منظومه شمسی غیر از زمین تنها سه گزینه وجود دارد که احتمال پیدایش حیات بر روی آنها بررسی می‌شود. می‌توانیم با اطمینان بگوییم حیات در مریخ، یکی از اقمار مشتری - اروپا و یکی از اقمار زحل - تیتان - می‌تواند پدید بیاید. کمربند حیات خورشید شامل سه سیاره زهره، زمین و مریخ است. (کمربند حیات در منظومه شمسی یعنی جایی که سیاره‌ای با جو مناسب دارای آب به صورت مایع است و احتمال شکل گیری حیات تنها در این کمربند وجود دارد) سیاره زهره از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به زمین دارد. جرم آنها با هم برابر است و ضمناً ترکیبات اتمسفری اولیه دو سیاره شباهت زیادی با هم داشته‌اند اما سیاره زهره کمی نزدیک تر از زمین به خورشید است و این باعث عدم پایداری آب مایع در آن سیاره می‌شود. همچنین گاز کربنیکی که در جو آن قرار دارد باعث ایجاد خاصیت گلخانه‌ای شدید شده و درجه حرارت آن را تا ۵۰۰ سانتی گراد می‌‌رساند. بنابراین می‌‌بینید که از شرایط ابتدایی حیات یعنی آب مایع و جو مناسب برخوردار نیست.
۱- مریخ: سیاره دیگر کمربند حیات مریخ است که تاکنون بیش از دو گزینه دیگر کاوش شده است. در چند صد میلیون سال اول منظومه شمسی، مریخ نسبت به زمین شرایط بهتری برای پیدایش حیات داشته که به دلیل سریعتر سرد شدن مریخ بوده است. همین زمینه شرایط پیدایش باکتری‌ها را زیر پوسته مریخ ایجاد کرد. یعنی شرایط سطحی مریخ بسیار زودتر از زمین برای پیدایش حیات آماده شده است. یافته‌های اخیر مریخ نوردهای ناسا وجود آب در گذشته مریخ- احتمالاً حدود یک میلیارد سال قبل- را نیز تایید کرده اند. هرچند میزان آن و مدت زمان بقای آن همچنان مبهم است. علاوه بر این شواهدی دال بر وجود جوی ضخیم از co2 در سال‌های آغازین این سیاره وجود دارد. شاید در همین دوره حیات در زیر سطح مریخ یا حتی بر سطح آن فرصت رشد یافته باشد اما به دلیل میدان مغناطیسی و گرانش ضعیف مریخ (حدود ۳۸ درصد جو زمین) باد خورشیدی جو آن را بیش از پیش پراکنده ساخت و سبب بخار شدن یا فرو رفتن آب‌های سطحی به زیر سطح مریخ و یخ زدن آنها شده است. اخیراً نیز مدار گردهای مریخ نشانه‌های امیدوار کننده‌ای را از وجود منابع یخ- آب زیر سطح مریخ یافته اند. بنابراین امکان حیات بر روی مریخ کنونی بسیار کم است اما غیرممکن نیست. احتمالاً گرمای درونی آن به اندازه‌ای هست که لایه زیرین یخ را گرم کند و محیطی نسبتاً مساعد را برای میکروب‌های جان سخت مریخی ایجاد کنند. این باکتری‌ها در صورت وجود در سوخت و سازشان تولیدکننده متان هستند. جالب این است که شواهد اخیر مدارگرد مریخ نشانه‌هایی قطعی از وجود متان در جو مریخ دارد که یا بر اثر واپاشی‌های حاصل از زندگی باکتری‌ها به وجود می‌‌آیند یا بر اثر فعالیت‌های پیوسته آتشفشانی در جو پخش می‌شوند. این که آیا در دوره ابتدایی مریخ حیات شکل گرفته است یا حتی هنوز هم باکتری‌هایی زیر لایه‌های سطحی آن- جایی که احتمالاً آب مایع وجود دارد- زنده مانده‌اند هنوز بی پاسخ مانده است و جواب قطعی آن طی کاوش‌های آینده حاصل می‌شود. (شهاب سنگ مریخی ALH84001 که ۱۳۰۰۰ سال پیش در قطب جنوب سقوط کرده است. در بزرگنمایی ۱۰۰ هزار برابر با میکروسکوپ الکترونی، ساختارهای کرم مانندی دیده می‌شود که دانشمندان آنها را مشابه سنگواره‌های حیات ابتدایی می‌‌دانند. اما هیچ چیز هنوز قطعی نیست.) بنابراین هر دو سیاره موجود در کمربند حیات را بررسی کردیم. (البته غیر از زمین) اما ممکن است در هر منظومه کمربندهای حیات متعددی وجود داشته باشد یعنی قلمرو حیات ابتدایی محدود به کمربند حیات دور هر ستاره نیست. اگر سیاره‌ای گازی اقماری بزرگ داشته باشد، نیروی جذر و مدی میان سیاره و اقمار درون این اقمار را گرم می‌کند. یعنی حتی اگر سیاره و قمرش نزدیک ستاره‌ای هم نباشند، انرژی مورد نیاز حیات ابتدایی تأمین خواهد شد. ۲- اروپا: سطح این قمر مشتری را اقیانوسی نیمه عمیق از آب فراگرفته و روی آن را لایه‌ای یخ ضخیم که شاید ضخامت آن ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر باشد، پوشانیده است و این لایه یخ به دلایل مجاورت با خلأ همواره در حال شکست و ترمیم است. این قمر هم اندازه ماه زمین است و منبع گرمایی درونی آن در اثر مکش گرانشی مشتری و دیگر قمرها بر اروپا به وجود آمده است. این گرما یخ‌های زیرین را ذوب می‌کند، در عین حال فشار یخ‌ها باعث می‌شود آب بخار نشود، در نتیجه ممکن است نوعی از حیات در آب زیرین شکل گرفته باشد. شکلی از حیات که متفاوت از حیات شناخته شده زمین خواهد بود. چون ژرفای یخ به حدی است که نور خورشیدی از آن نمی‌گذرد بر همین اساس حیات وابسته به نور خورشید نمی‌تواند در آنجا شکل بگیرد. اینکه آیا حیاتی در آنجا آغاز شده و تا کجا متحول شده است را نمی‌دانیم. با شروع ماموریت مدارگرد جیمو (JIMO) و مطالعه قمرهای یخی مشتری، اطلاعات نسبتاً کامل تری را درباره احتمال حیات در اروپا به دست خواهیم آورد. تنها زمانی می‌توانیم با قطعیت از حیات در اروپا صحبت کنیم که ناسا موفق شود کاوشگری را به اروپا بفرستد و با سوراخ کردن یخ ها، حیات دریایی را آزمایش کند که این امر با توجه به شرایط و ضخامت یخ به زودی امکان‌پذیر نیست.
(سطح یخی اروپا، شیارهای موجود یخ‌های ترک خورده سطح اروپا را از دید فضاپیمای گالیله در سال ۱۹۹۸ نشان می‌‌دهد.) ۳- تیتان: این قمر با قطری معادل ۵۱۵۰ کیلومتر دومین قمر بزرگ منظومه شمسی و حتی از سیاره‌های پلوتون و عطارد نیز بزرگ تر است. اما مهم‌ترین ویژگی آن وجود جو قابل توجه آن است که از نظر ترکیبات و فشار سطحی به زمین بسیار شبیه است. جو هر دو از نیتروژن (۱۷ درصد برای زمین و ۹۰ تا ۹۷ درصد برای تیتان) تشکیل شده و فشار جو در تیتان ۵/۱ برابر فشار جو در زمین است. البته دومین گاز فراوان در زمین اکسیژن و در تیتان متان است. دورتا دور جو تیتان تا ارتفاع ۷۰۰ کیلومتری سطح غباری از ذرات متان وجود دارد. در عکس‌هایی که کاسینی اخیراً از این قمر بااهمیت گرفته نواحی تیره و روشن بسیاری دیده می‌شد. نواحی تیره احتمالاً دریاهای اتان و متان هستند که در دمای ۱۷۹- درجه سطح تیتان به وجود آمده‌اند و نواحی روشن باید قاره‌هایی بر سطح آن باشند. به دلیل دمای بسیار کم تیتان، احتمال وجود حیات در آن وجود ندارد اما این قمر ترکیبات آلی یعنی بلوک‌های سازنده حیات را در خود جای داده است. بنابراین نمونه‌ای عالی برای بررسی شرایط آغازین حیات است، یعنی چیزی شبیه زمین در ۵/۴ میلیارد سال پیش که اکنون می‌توان سیر تکوین حیات را بر روی نمونه‌ای آزمایشگاهی مطالعه کرد. حال چگونه بر روی چنین قمری با اوضاع محیطی نه چندان مساعد حیات شکل می‌گیرد؟ تیتان یکی از مهم‌ترین عامل‌ها را دارا است و آن جوی پایدار است که مانند یک حفاظ محیط درون قمر را از فضای بیرون آن جدا می‌کند. مورد بعدی مانند پیدایش حیات ابتدایی بر روی زمین است. پرتوهای فرابنفش در برخورد با تیتان باعث شکسته شدن مولکول‌های نیتروژن، متان و سایر مولکول‌ها می‌شود و در نتیجه ترکیبات آلی بعدی شکل می‌گیرد. در نهایت چگالی ابرها به حدی می‌شود که امکان ریزش باران‌های هیدروکربنی را روی قمر بالا می‌‌برد که در صورت روی دادن این پدیده مهم، دریاچه‌ها و رودهایی از ترکیبات آلی سطح این قمر را می‌‌پوشاند. بنابراین شرایط حیات ابتدایی در مجاورت مولکول‌های آلی مساعد تر می‌شود و در آن صورت ما شاهد آن چیزی خواهیم بود که در حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش در زمین آغاز شده است، تاکنون به چنین موجودات هوشمندی ختم شود. بسیاری از این حدسیات بعد از فرود هویگنس و تجزیه و تحلیل کامل داده‌های ارسالی آن قطعی خواهد شد. با توجه به آنچه در بالا ذکر شد می‌‌بینیم احتمال این که در جای دیگری از منظومه شمسی هم بتواند شکل بگیرد صفر نیست. چنانچه شواهد حاکی از آن است که در زمانی دوردست در مریخ حیاتی ابتدایی وجود داشته و اکنون ممکن است در قمر اروپا ایجاد شده باشد و در آینده‌ای دور هم احتمال ایجاد آن بر تیتان وجود دارد، پس باید امیدوار باشیم که ما در این کیهان تنها نخواهیم بود.

شرط وجود حیات فرازمینی:

بدیهی است هنگامی ‌که سیارات از گاز و گرد و غبار ایجاد می‌شوند، مولکولهای آلی موجود در این ماده نابود می‌شوند. یعنی آنکه برای ظاهر شدن موجودات زنده در یک سیاره لازمست که ابتدا، ترکیبات پیش حیاتی در همان کره به وجود آید. به نظر می‌آید که حتی پخش گسترده مولکولهای آلی در فضای بین ستاره‌ای نمی‌تواند پیدایش حیات آلی را در سیاراتی مانند زمین تضمین نماید، حتی پیشگویی در این باره که حیات بتواند در اجسام فضایی دیگر ظاهر گردد، مشکل است. زیرا علم هنوز نمی‌تواند توضیح دهد که چگونه فرآیند حیرت انگیز تشکیل و سازمان‌ یافتگی خود به خود ماده، صورت می‌گیرد.

تمدن فرازمینی:

بنا بر عقیده اخترفیزیکدان بلندپایه شوروی سابق ایوسیف شکلوفسکی (Iosif Shklovsky) شاید بتوان تصور نمود که تمدن زمینی در کهکشان ما و حتی در ابرکهکشان منحصر بفرد باشد. استدلال او چنین است: اگر فرض کنیم که تمدنهای بسیاری در جهان موجود هستند. در آن صورت آنها به دلیل اینکه طبیعتا دارای تکامل یکسانی نیستند، باید دارای امکانات علمی ‌و فنی متفاوتی باشند. به بیان دیگر باید تمدنهایی عقب مانده‌تر و پیشرفته‌تر از ما وجود داشته باشد. به ویژه باید حداقل چند تمدن بسیار پیشرفته یافت شود که بتواند انرژی‌های معادل انرژی کهکشان‌هایشان را مهار کند. میزان فعالیت علمی‌ چنین تمدنهایی به اندازه‌ای است که زمینی‌ها نمی‌توانند از آنها بی‌خبر باشند. ولی از آنجا که زمینی‌ها نتوانسته‌اند نشانه‌هایی از اینگونه فعالیت‌ها را کشف نمایند، بنابراین چنین تمدنهایی وجود ندارد و اگر چنین تمدنهایی وجود ندارد، بطور کلی امکان موجودیت تمدنهای فرازمینی از بین می‌رود. زیرا در غیر اینصورت باید برخی از این تمدنها به تمدنهای بسیار پیشرفته تبدیل شود. علل کشف نشدن موجود فرازمینی دانشمندان دیگر بر این عقیده دارند که علت کشف نشدن تمدنهای دیگر این نیست که آنها وجود ندارند، بلکه این مسئله دلایل دیگری دارد. وسولد تروئیتسکی (Vsevold Troitsky) عنصر وابسته فرهنگستان علوم شوروی سابق فرضیه‌ای را به شرح زیر پیشنهاد نموده است:
مدل جهان داغ در حال انبساط، اولین مرحله تکامل را به نحوی مجسم می‌سازد که هیچ ستاره، سیاره و حتی مولکول و یا اتم وجود نداشته است (پیدایش جهان). تمام اینها پس از گذشت مدتی طولانی ایجاد شدند. بنابراین شرایط ضروری برای پیدایش موجودات زنده در مرحله خاصی از تاریخ جهان تکمیل گردد. طبق فرضیه تروئیتسکی پس از آن حیات عملا بطور هم‌زمان در اجسام فضایی مختلف به وجود آمد. مفهوم این مطلب آنست که هیچ تمدنی پیشرفته‌تر از تمدن زمینی وجود ندارد. به همین دلیل ما نمی‌توانیم اثری از آنها پیدا کنیم. علل تکامل موجود فرازمینی طبق نظر دانشمندان فعالیت تمدنهای دیگر در فضا در هر مرحله‌ای از تکامل که باشند، باید به وسیله مشکلات مربوط به تأمین انرژی محدود گردد. به عنوان مثال ایجاد فرستنده رادیویی نیرومند برای برقراری ارتباط با موجودات هوشمند دیگر در جهان، به وسیله فرستادن علائم در تمام جهات به انرژی عظیمی ‌نیاز دارد که می‌تواند موجودیت این تمدن را به مخاطره اندازد. به علاوه، این طرح مستلزم تلاشهای فراوانی است، در صورتی یک تمدن می‌تواند از عهده چنین طرحی برآید که آن را ضروری تشخیص دهد. بنابراین این مسئله هنوز در دوره بررسی است. هیچ تمدنی در خارج از سیاره ما کشف نشده است و امیدی برای کشف حتی یکی از آنها بسیار ضعیف است. مفهوم چنین جستجویی چه است؟ به گفته پژوهشگر دانشگاهی، جی.آی. نان (G.I.Naon) از فرهنگستان علوم استونی، تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی به ما کمک می‌کند که به نحو بهتری به مطالعه خودمان بپردازیم. بشریت در تکامل خود به مرحله‌ای قدم نهاده که بیش از هر وقت، از وحدت خود با جهان آگاه است، او می‌داند قوانین فیزیکی حاکم بر سیاره‌اش با قوانینی که بر بقیه جهان حکمفرماست، یکسان است. امروزه دانستن این قوانین بدین مفهوم است که بتوانیم وظیفه و کارمان را به طور موثری طرح ریزی کنیم و آینده خود را بر مبنای اطلاعات علمی ‌پیش بینی نمائیم. تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی در سطح کنونی علوم طبیعی، یکی از موثرترین راههای دست یافتن به هدفهایمان است. بطور کلی با تلاش برای دانستن درباره امکان موجودیت تمدن‌های دیگر، درباره موجودیت خود در فضا می‌آموزیم و تمدن خود را از چیزی که بازتاب این تمدن در آینه کیهانی است، مطالعه می‌نماییم زمانی که بشر زمینی در علوم ارتباطات آنقدر پیشرفت نکرده است که بتواند بیرون از محیط زیست خودش را ببیند و بتواند با آن محیط رابطه‌ای برقرار کند صرفاً به این دلیل نمی‌تواند بگوید در آن بیرون هیچکس نیست چنین تفکری ناشی از نخواستن و نتوانستن و فرار از دانستن است بلکه بهتر آنست که بگوید هنوز چشم و گوش بشر آنقدر قوی نشده‌اند تا آن بیرون را ببینند و درک کنند اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که تکنولوژی ارتباطات ما هنوز آنقدر پیشرفت نکرده که بتوانیم چهان اطرافمان را بفهمیم در این راستا باید بگویم سرعت نهایی ارتباطات ما سرعت نور است که در مقیاس فضایی تقریباً فاقد ارزش است چرا؟ چون در ارتباط با نزدیکترین ستاره یعنی آلفا سنتائوری ارسال و دریافت یک پیام ما حدود نه سال وقت می‌‌برد اما در همین حال اگر پیاممان را بخواهیم به سوی دیگری از کهکشان خودمان ارسال کنیم هزاران سال وقت خواهد گرفت و طبیعتا چنین تکنولوژی در ارتباطات فرازمینی نا کارآمد است و مثل این می‌‌ماند که ما بایستیم و همانند صدها سال پیش فردی را از فاصله چند صد کیلومتری با فریاد زدنمان با خبر کنیم به نظر شما آیا این احمقانه نیست پس در اینجا بهتر است تصور کنیم که موجودات فرا زمینی پیشرفته پیامهایشان را فراتر از سرعت نور و با سیستم‌های پیشرفته تر از ما به فضا می‌‌فرستند که ما به علت ندانستن این تکنولوژی نسبت به آن کور هستیم و قادر به دریافت آن نیستیم کما اینکه همین حالا ممکن است ما در معرض پیامهای بیشمار اینچنینی از فضا باشیم .

نويسنده : مهدی در تاريخ : یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت : 7:52
موجودات خیالی فضایی

موجودات خیالی فضایی

انسان از دیرباز در اندیشه یافتن و شناختن موجودات ذی‌شعور دیگری در روی زمین و یا در آسمان‌ها بوده است. کنجکاوی قابل ستایش و سیری‌ناپذیر، در طول هزاران سال انسان را خسته و مأیوس نکرده است. اما تاکنون نتیجه همه این کاوش‌ها فقط «هیچ» بوده است و هنوز از پس این زمان درازآهنگ بر روی نقطه آغاز ایستاده‌ایم. آگاهی‌هایی که انسان امروز از بزرگی و عظمت غیر قابل تصور کیهان، با گستره‌ای در حدود چهارده میلیارد سال نوری دارد، به او اجازه نمی‌دهد و نباید هم بدهد که بپندارد خود به تنهایی باهوش‌ترین موجود جهان است. این احتمالی غیر علمی نیست که تصور کنیم به همان نسبتی که جهان پیرامون ما از ما بزرگتر و بسی پرشمارتر است، موجودات دیگری نیز وجود داشته باشند که هم از نظر تعداد و تنوع و هم از نظر توانایی‌های فکری از ما پیشی داشته باشند. همچنین ممکن است که این موجودات تصور شده ما، نه در فاصله‌ای بسیار بعید که حتی در نزدیکی ما باشند. اما درکی که ما از پدیده هنوز غیرقابل توصیف و تعریف‌ناپذیر «زمان» و «مکان» داریم، با درک آنان متفاوت باشد و این خود موجب ناکارآمدی ابزارهای «شناخت‌شناسی» ما از آنان شود. ما بر روی زمین با جاندارانی آشنا هستیم که طول عمر آنان از چند ساعت تا چند صدسال متغیر است. آیا همه آنان از مفهوم زمان همان درکی را دارند که ما داریم؟ آیا موجوداتی وجود دارند که عمر آنان کسری از ثانیه یا حتی هزاران سال باشد؟ در اینصورت آیا ما قادر به درک حضور آنان خواهیم بود؟ اینها و بسیاری احتمال‌ها و اندیشه‌های دیگر که در اینجا فرصت پرداختن بدان نیست، پرسش‌هایی حل نشده اما کماکان زنده و پویا در ذهن بشر هستند. همه اینها، تنها تفکرات و احتمالاتی در ذهن ما هستند و تاکنون هیچ اثری که متعلق به موجودات زنده فضایی باشد، بدست نیامده و هیچ دانشمند یا مرجع علمی و پژوهشی چنین پدیده و یافته‌هایی را تأیید نکرده است. ضمن اینکه برخی از شواهد قابل رد کردن هم نیستند. اما از سوی دیگر عده‌ای سوداگر از این علاقه و کنجکاوی انسان و میل به دانستن او، برای مقاصد خود استفاده کرده‌اند و ذهن جستجوگر بسیاری از مردمان و جوانان را به بازی گرفتند و آشفته کردند. شناخته شده‌ترین اینان در دنیا که برخی از کتابهایش در ایران نیز ترجمه و منتشر شده، شخصی از اهالی سوئیس بنام «اریک فون دانیکن» است که متأسفانه نوشته‌های گمراه کننده و مجعول او در ایران طرفدارانی دارد و حتی بعضی کسان گفتارهای او را بنام خود منتشر می‌کنند. اظهارنظرهای فون دانیکن بر پایه شرح رویدادهایی است که هیچگاه روی نداده است. بسیاری از عکس‌هایی که در کتاب‌هایش منتشر شده (و گاه رونویس کنندگان ایرانی‌اش آنها را عیناً و بدون ذکر منبع در رونویس‌های خود می‌آورند)، ساختگی و حتی نقاشی‌هایی عامیانه هستند. او بجای تحقیق و پژوهش جدی در زمینه چگونگی ساخت‌وساز بناهای شگفت‌انگیز باستان همچون تخت‌جمشید و اهرام مصر و معابد اینکاها (که بسیاری از شیوه‌های علمی و تکنولوژیکی ساخت آنها تاکنون حل نشده باقی مانده است) به یکبارگی تمام آنها را ساخته موجودات فضایی می‌داند و تمام دستاوردهای گرانبهای پیشینیان را نادیده می‌گیرد. از آنجا که درک چنین گفتارهای عامیانه برای مردم غیر متخصص، آسان‌تر و دست‌یافتنی‌تر است، افکار عمومی چنین سخنانی را بهتر می‌پذیرند و سد راه کسانی می‌شوند که قصد بررسی واقعگرایانه و عالمانه آنرا دارند و به عبارت دیگر این شیوه‌ای برای تبلیغ و ترویج «جهل» است. در طی چند ده سال گذشته بارها کتاب‌ها و نمایشگاه‌هایی منتشر و برگزار شده که به موضوع موجودات فضایی پرداخته‌اند. در این کتاب‌ها و نمایشگاه‌ها تعداد متنابهی از اسناد و تصویرهای مربوط به بشقاب پرنده یا «یوفو» و «آدم فضایی» در معرض دید مردم قرار می‌گیرد. این گروه از آنجا که شخصاً از ساختگی و مجعول بودن مدارک خود آگاهی دارند و می‌دانند که هیچ مرجع علمی درستی آنها را تأیید نکرده است و از سوی دیگر می‌دانند که جوان درس‌خوانده و آگاه امروزی را نمی‌توانند بسادگی متقاعد کنند؛ دست به جعل منابعی برای درستی ادعای خود می‌یازند و اصل تصویرها یا اشیا را به سازمان ناسا، سازمان کیهان‌نوردی روسیه و یا دانشگاه‌هایی با نام‌های معتبر منسوب می‌دارند و هنگامی که پرسشگر جدی و دقیق از آنان بپرسد که در نشریات و شبکه‌های اینترنتی آن مراجع یاد شده، چنین مطالبی وجود ندارد، اظهار می‌کنند که اینها بصورت محرمانه نگهداری می‌شود و ما به بخش‌های سری آنان دسترسی داریم. نگارنده می‌پذیرد که چنین ادعاهایی بسیار غیر علمی‌تر از آنست که نیاز به شرح و بسط داشته باشد و جوانان ایران، آگاه‌تر از آن هستند که چنین ادعاهایی بتواند زمینه گمراهی آنان را فراهم آورد. اما با توجه به پرسش‌های رسیده و نیز از سوی دیگر انتشار کتاب‌های دیگری در سال‌های اخیر، باز هم این وظیفه را بیاد ما می‌آورد که برای جلوگیری از فراگیر شدن تفکر مرتجعانه و سلطه‌یابی بر افکار توده‌ها، نباید سکوت پیشه کرد. کتاب‌های دیگری که به آن اشاره شد، عبارت است از انبوهی آثار در زمینه فال‌بینی آسمانی، طالع‌بینی چینی و هندی و آریایی، و نیز ستون‌های «متولد ماه» در برخی نشریات عامیانه. این نوشته‌ها که هیچگونه ارتباطی نه با آیین‌های هندی و چینی دارند و نه با باورهای آریایی، حتی از درک مفهوم «طالع» که ثبت آن در دوران باستان بر بنیادهای دقیق نجومی و محاسبات جایگاه ستارگان و سیارات در بروج دوازده‌گانه، صورت می‌پذیرفته است، عاجز هستند. به گمان نگارنده استفاده از ابزارهای خرافاتی و گسترش و تبلیغ جهل، راه‌حل شایسته‌ای برای کسب مخاطب و افزایش تیراژ نشریه نیست.

ویرایش: Axiom-Elf

نويسنده : مهدی در تاريخ : چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت : 8:48
داستان واقعی در مورد یوفوها

ربوده شدن سرجوخه اهل شیلی توسط فرازمینی ها !

در 25 اوریل 1977 سرجوخه ارماندو والدوس در برابر چشمان حیرت زده سربازان زیر دستش در دل شب ناپدید شد. طبق اسناد محرمانه ارتش شیلی ان شب یک گلوله بزرگ نورانی در فاصله چند ده متری اتش اردوگاه سربازان ظاهر شده بود و انچخ بعد از ان اتفاق افتاد از طرف ازتش شیلی سخت پنهان نگاه داشته شد. حتی سرجوخه ارماندو والدوس و هفت سرباز زیر دستش را هم در سرویس های ویژه ارتش در جایی نامعلوم تحت نظر قرار دادند و به هیچ وجه اجازه ملاقات و تماس با کسی را نداشتند. در ماه مه 1978 سرجوخه ارماندو والدوس و سربازانش را به محل آن حادثه بردند.ارتش شیلی ورود به منطقه بازسازی شده را ممنوع کرده بود. بالاخره سرجوخه والدوس در 1978 به دلایل نامعلوم از ارتش استعفا داد. و امکان مصاحبه با وی فراهم گردید. مصاحبه کننده نویسنده کتاب ((علم و فرازمینی ها)) بود...

مصاحبه با سرجوخه ارماندو والدوس - محل : امریکای جنوبی شیلی

س : سرجوخه والدوس اکنون که 18 ماه از واقعه می گذرد ایا می توانید دوباره آنچه به شما گذشته را شرح دهید؟

ج : والدوس : یک روز عادی بود که من و افرادم کارهای معمولی و روزانه خود را انجام میدادیم. حدود ساعت 20-30 بامداد بعد از نیمه شب یکی از افرادم که به همراه سرباز دیگری در سی چهل متری ما مشغول نگهبانی بود به سرعت پیش ما امد و اطلاع داد که هم اکنون اتفاقی عجیب در شرف وقوع است. ما ابتدا فکر کردیم که مسئله مربوط به چهارپایانی است که نگهبانی از انها را بر عهده داشتیم. من و تمامی افراد خارج شدیم و به محل رسیدیم.آنچه همگی ما شاهد آن بودیم یک نور خیلی بزرگ بود که با سرعت تمام روی تپه ای در 500 الی 600 متری ما پایین می امد.فکر کردیم با یک شهاب آسمانی یا چیزی شبیه به ان باشد. در نگاه اول بیشتر شبیه به آتش بازی بود اما پس از چند ثانیه پشت آن تپه ناپدید شد. اما از اطراف تپه روشنایی درخشنده ای دیده می شد.
ناگهان در یک لحظه به فکرم رسید با یکی از افرادم بروم و این نور را از نزدیک ببینم. هنوز این فرمان را نداده بودم که یکی از افراد ما را متوجه جهتی مخالف جهتی که جمع شده بودیم - تقریبا سمت چپمان - کرد. انچه دیدم اسباب حیرت و حتی وحشتمان شد. ان موقع هیچ کس نتوانست حدس بزند که آن چیز یک بشقاب پرنده (یک یوفو ) است. نوری بود به قطر حدود 20 متر بیضی شکل که در مرکز درخشندگی بیشتری داشت. به نحوی پیدا بود که این نور از چیزی به وجود میاید ولی از چه نمی دانم. از آن موقع من و افرادم شروع به احساسی مرموز کردیم. گویی چیزی از درون ما را تسخیر می کرد. تاکنون نمی دانیم این نور چگونه پدید آمد ولی می فهمیدیم که مانع از آن شد تا به طرف نور اولی در پشت تپه برویم.
آن لحظه افراد من کنترل خود را از دست دادند و بدون اینکه بفهمیم از کی و چگونه خود را در حالتی یافتیم که همه بازوی هم را گرفته بودیم . فکر می کنم که من این فرمان را داده بودم. مدتی طولانی در همان حال ماندیم. بعضی از افرادم دعا می خواندند و بعضی دیگر گریه می کردند. همه برای خواندن دعا زانو زدیم.
من به عنوان فرمانده دسته مجبور بودم که کاری کنم. این بود که به طرف نور فریاد زدم و حواستم که خودش را معرفی کند. ولی می دانستم که این کار بیهوده است و با کسی طرف نیستم. لحظه ای بعد حیوانات و اسبهای آن منطقه شروع به رفتاری غیر عادی کردند. انها هم مشغول تماشای نور شدند. سگی که همراهمان بود نیز خود را پشتمان مخفی کرد و به نور خیره شد.ما فکر می کردیم که با پدیده ی خطرناکی روبرو هستیم چون حتی حیوانات هم ترس خود را نشان داده بودند. بعد از مدتی نمی دانم چقدر دستور دادم آتش را خاموش کنند چون فکر کردم شاید آتش آن پدیده را ه خود کشانده است. متوجه شدم آتش به طرز عجیبی پت پت می کند اما خاموش نمی شود. این  بود که همگی برای خاموش کردن آن حرکت کردیم و به اندازه فقط چهار پنج قدم و نه بیشتر از هم جدا شدیم که در این حال فکری به خاطرم رسید.
نمی توانم توجیه کنم که چرا به طرف نور به راه افتادم فکر می کنم می دانستم که چیزی دستگیرم نمی شود اما گویی نیرویی عجیب مرا به سمت نور راه می انداخت. در این لحظه دیگر چیزی به خاطر ندارم فقط فردای ان روز افرادم برایم گفتند که در یک محل ناگهان از نظر آنها ناپدید شدم و مدتی بعد درست در همان محل ظاهر شدم و این زمان 15 دقیقه به طول انجامید. ظاهرا با حالت عجیبی همراه با تشنج عصبی مدام این جمله را تکرار می کردم :"ما دوباره باز خواهیم گشت!؟"
فردای آن روز وقتی به حال امدم نمی دانستم که چطور شده که در این وضعیت قرار گرفته ام. اول فکر کردم شاید خواب دیده ام. اما با به یاد آوردن بعضی چیزها از این فکر دست کشیدم.
آنچه بعد ها رخ داد داستان طولانی ای دارد : فردای آن روز در من تحولات عجیبی رخ داد. احساس خستگی جسمانی عجیب و درد شدیدی در پهلوهایم می کردم. انگار کار بدنی فوق العاده ای انجام داده باشم. در روز واقعه من ریشم را تراشیده بودم ولی فقط به مدت 15 دقیقه ناپدید شده و سپس آشکار شده بودم ریش بلند ده روزه ای داشتم. نکته عجیب اینکه افرادم هیچ یک از این نشانه ها را نداشتند . فقط دچار شوک عصبی شده بودند. تقویم ساعتم هم چند روز جلو رفته بود.

س : آیا چیزهای دیگری وجود دارد که به یاد آورده باشید؟

ج :خیلی سعی کردم اما چیزی به یادم نمی آ ید.

س : بعد از این ماجرا آیا اتفاق افتاد با یوفوی دیگری روبرو شوید؟

ج : خیر

س : بعد از واقعه از شما چه آزمایش هایی کردند؟

ج : در ارتش انواع آزمایشات عصبی و مغزی و روانی را روی من به عمل آوردند. حتی تست دروغ سنجی.

س :ایا خواب های عجیب می بینید؟

ج بله . ولی ارتباطی به موضوع ندارد. فقط یکبار اتفاق عجیبی برای من افتاد. در کنار هم اتاقی ام خواب بودم که احساس کردم فشار شدیدی بر روی سینه و همه تنم وارد می شود. خیلی سعی کردم تکان بحورم و هم اتاقی ام را صدا بزنم اما نتواستم. در همان لحظه فریاد بلندی کشیدم و توانستم از ان نیرو خلاص شوم. هم اتاقی ام از خواب پرید. خیس عرق شده بودم. نمی خواهم دیگر آن را احساس کنم.

س : آیا شبیه مورد خود را در دیگران دیده اید؟

ج : نه شبیه به خودم اما چیزهای عجیب دیده ام. به عنوان مثال همسر یکی از همکارانم احساس های عجیب و صداهای غریب حس کرده و در خواب از جا بلند شده و معادلات و محاسباتی انجام داده که خودش هم از نتیجه آن معادلات بی خبر است یا طرح هایی کشیده که به هیچ وجه معنایش را نمی داند.

نويسنده : مهدی در تاريخ : یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت : 0:10
زمان دیده شدن یوفوها

در 5 فوریه 1965 سازمان دفاع آمریکا به قسمت ویژه یوفو دستور داد تا درباره گزارش دو متصدی رادار تحقیقی انجام دهند.این دو فرد در 29 ژانویه 1965 اجسام ناشناخته ای را در صفحه رادار فرودگاه مریلند مشاهده کرده بودند.این اجسام با سرعت غیر قابل باور 7000 کیلومتر بر ساعت از سمت جنوب رو به فرودگاه در حال حرکت بودند ناگاه در فاصله 48 کیلومتری فرودگاه فورآ دور زدندو از صفحه رادار خارج شدند.

در 3 می 1964 عده ای از ساکنان کانبرا در استرالیا از جمله 3 هواشناس،جسم درخشان بزرگی را در صبح در آسمتن مشاهده کردند.در که در مسیر شمال شرقی در حال پرواز بود.در تحقیقاتی که سازمان های وابسته به ناسا انجام دادند،گزارش شده که گفته اند این جسم با حرکت مارپیچ،رو به بالا و پایین میرفته و جسم کوچکتری در حال تعقیب آن بوده تا اینکه از جسم کوچکتر،نور قرمزی ساطع گشته و فورآ از بین رفته و جسم بزرگتر در جهت شمال غربی ناپدید گشته است.یکی از هواشناسان که خیلی بهت زده شده بود، میگفت: من همیشه یوفو ها را داستان می پنداشتم اما حالا که آنها را دیده ام نمی دانم چه بگویم.

در 23 نوامبر 1953 یک جسم ناشناس پرنده بر روی صفحه رادار پایگاه هوایی (کینروس) در (میشیگان) دیده شد.به ستوان هوایی (ر.ویلسون) که در حال پرواز آزمایشی بود،دستور داده شد که این جسم را تعقیب کند.متصدیان رادار،(ویلسون)را در صفحه میدیدند که 250 کیلومتر در حال تعقیب این جسم ناشناخته بود اما ناگاه این دو جسم در صفحه رادار یکی شدند و هر چه تلاش کردند تا با او تماس بگیرند،میسر نشد.به مدت چهار روز تمامی منطقه ای که این حادثه بر فراز آن اتفاق افتاده بود،مورد جستجوی بسیار دقیق و فراوان قرار گرفت اما هیچ چیزی حتی قطعه ای از بدنه هواپیما کشف نشد.آنها حتی از آب دریاچه (سوپریور) را که در نزدیکی محل حادثه قرار داشت برای یافتن روغن،مورد تحقیق قرار دادند اما نتیجه منفی بود و هیچ اثری از ستوان (ویلسون) و هواپیمایش یافت نشد .

در 13 سپتامبر 196 چند دقیقه ای قبل از ساعت 1 بامداد،گروهبان پلیس (اوجن برتراند) که در حال حرکت در جاده (نیو هامپشایر) آمریکا بود،خودرویی را با راننده زنی پشت فرمان دید که در وسط جاده توقف کرده و به هیچ وجه حاضر به حرکت نبود.او ادعا می کرد جسم بزرگ سرخ رنگ پرنده ای را به مسافت 16 کیلومتر وی را تا جاده 101 تعقیب کرده و در انجا جسم در جنگل ناپدید شده.پلیس با خود اندیشید که احتمالآ این خانم دیوانه است،اما همین موقع از بی سیم خودرویش گزارشی دریافت کرد به این مظنون که گشتی دیگری با چنین اتفاقی رو به رو شده و به وی دستور رسید به محل گشتی همکارش (جین تولاند) برود. در آنجا نیز جئانی همان ادعای آن خانم را داشت. او از ترس آن جسم درخشان سرخ به درون چاله ای پناه برده بود. این دو پلیس با بی میلی گزارش خود را فرستادند و به گشت خود ادامه دادند و مطمئن بودند این ادعا های خیالی توجیه منطقی دارد.آنها پس از 2 ساعت گشت در منطقه تصمیم به بازگشت گرفتند، که ناگهان 6 اسب از مزرعه ای به حالت تاخت فرار کردند و در یک لحظه منطقه با نوری قرمز رنگ روشن گردید.یکی از پلیس ها فریاد کشید:آنجا را نگاه کن آنجا! و جسم آتشین سرخ رنگ،بدون صدا و بسیار آهسته بر فراز درخت ها به طرف پلیس می آمدند.(برتراند فورآ به وسیله بی سیم به همکار خود این موضوع را گزارش داد.تولاند نیز خود را فورآ به مرکز رساند و گزارش داد.همکار آن دو پلیس در مرکز می گفت: صدای آنها را از دور می شنیدم که مرتب فریاد می کشیدند و من فکر می کردم که آنها دیوانه شده اند. در تحقیقاتی که پیرامون این موضع به عمل آمد،58 شاهد عینی،این اتفاق را مانند یکدیگر بازگو میکردند.در بین این افراد یک هواشناس و یک نگهبان ساحلی نیز وجود داشت که صحت این ماجرا را تآیید کردند.

در 5 می 1967 شهردار (مارلین)، در (مالیوت)حفره عجیبی را در فاصله 620 متری جاده ای در یک مزرعه پیدا کرد.در اطراف حفره،دایره هایی به قطر 5/4 متر و به عمق 30 سانتی متر بر جا مانده بود.همچنین خطوطی به عمق 10 سانتی متر از این دایره ها به اطراف کشیده شده بود. این طور یه نظر میرسید که شبکه فلزی سنگینی در ان نقطه به زمین فشار وارد آورده است.در انتهای این خطوط،حفره های به عمق 35 سانتی متر وجود داشت که احتمالآ اثر پایه های شبکه فلزی بوده است.موضوع جالب توجه این بود که گرد سفید رنگی این حفره ها را پوشانده بود. در باره این اتفاقات عجیب و نادر چه نظریه و هدفی را میتوانیم دنبال کنیم؟ متآسفانه شاهدان عینی برای اینکه نمی خواهند مورد تمسخر اطرافیان قرار گیرند،از بیان انچه که دقیقآ خود دیده اند خودداری میکنند و در نتیجه کار پژوهش را دشوار میکنند.

در 6 نوامبر 1967 در برنامه ای طرف تلویزیون آلمان به نام (حمله از طرف فضا)خلبان شرکت (لوفتانزا) از واقعه ای که خود و چهار خلبان دیگر دیده است، صحبت نمودندآنها در 15 فوریه 1967 بین 10 تا 15 دقیقه قبل از فرود در فرودگاه سان فرانسیسکو جسمی بسیار درخشان را به قطر 10 متر در نزدیکی هواپیمای خود مشاهده کردند،که برای 15 دقیقه در کنارشان پرواز کرده بودند.انها وقتی مشاهدات خود را به دانشگاه کلرادو گزارش دادند جواب گرفتند که ان جسم قسمتی از یک موشک در حال سقوط بوده است. اما خلبان و همکارانش نمی توانستند بپذیرند که پس از هزاران کیلومتر پرواز جسمی به مدت 15 دقیقه در کنار آنان پرواز میکرده قسمتی از موشک است. دو گزارش از (دای سادیوتچه زیتونگ) در تاریخ 21 و 23 نوامبر 1967 در مونیخ نوشته شده است:

(بلگراد.خبرنگار ویژه خبری)

اجسام پرنده ناشناسی یا اصطلاحآ یوفو ها در چند روز اخیر در چند قسمت اروپای غربی دیده شده اند.در اواخر هفته یک ستاره شناس مبتدی در (آگرام) از جسم درخشان فضایی عکس گرفته است.در حالی که هنوز متخصصان در حال اظهار نظر درباره این عکسها در روزنامه های (یوگسلاوی) میباشند،گزارش رسیده تعداد دیگری از یوفو ها در منطقه کوهستانی (مونتگرو) دیده شده و حتی گفته شده که چند آتش سوزی در مناطق جنگلی به وجود آمده.بیشتر این گزارشها از دهکده (ایوان گرید) بدست آمده است.و اهالی آنجا به مقدسات سوگند میخورند که در چند روز اخیر به هنگام غروب اجسام آسمانی درخشانی را مشاهده کرده اند.مسئولان مربوطه وقوع آتش سوزی های اخیر را تایید کرده اند اما در باره علت آنها اظهار بی اطلاعاتی کرده اند.

(سوفیا.خبرگزاری بین المللی)

یک یوفو بر فراز سوفیا پایتخت بلغارستان مشاهده شده است.بر اساس گزارش خبرنگاران خبرگزاری بلغارستان (بتا)،این یوفو با چشم غیر مسلح نیز قابل رویت بوده.(بتا) اعلام کرد که این جسم پرنده بزرگتر از خورشید و شبیه به یک ذوزنقه بوده است.این جسم که توسط ستاره نما در سوفیا مشاهده شده است،از خود تشعشعات زیادی ساطع میکرده است.یکی از متخصصان علمی پژوهشگاه آب و هواشناسی بلغارستان نظر داده این جسم با قدرت خودش در حال پرواز در ارتفاع 30 کیلومتری از سطح زمین بوده است. در هفتمین نشست کنگره پژوهشگران (یوفا)در پاییز 1967،پروفسور (هرمان اوبرت) که ملقب به پدر سفر فضایی و استاد (ورنر فون براون) میباشد،اظهار کرد: که یوفو هنوز یک مسئله حل نشده علمی است و شاید آنها،سفینه های فضایی متعلق به دنیاهای ناشناخته باشند.او همچنین گفت مطمئنآ افرادی که قادر به پرواز و هدایت چنین سفینه های فضایی باشند،از لحاظ تمدن بشری بسیار پیشرفته تر از ما میباشند،و اگر ما عاقلانه بیندیشیم میتوانیم خیلی از اسرار و ناگفته های علمی را از آنها بیاموزیم،دکتر (اوبرت) که پیشرفت ساخت موتورهای موشک را ابداع نموده بعنوان مطرح ترین فرد در زمینه علوم هوا و فضا شناخته شده است. جالب ترین و هیجان آمیزترین واقعه مربوط به اجسام آسمانی در ساعت 7:17 دقیقه صبح 30 ژوئن 1908 در (تایگا) سیبری به وقوع پیوست.مسافران راه آهن سراسری سیبری،جسمی درخشان را که مانند کره آتشینی بود دیدند که به سرعت از طرف جنوب به سمت شمال میرفت و در میان دشتها ناپدید گشت و قطار به علت صدای وحشتناک آن به شدت لرزید و در کمال تعجب چند لحظه بعد انفجار عظیمی رخ داد که بشدت زمین را تکان داد و تمامی ایستگاه های زلزله نگار دنیا زمین لرزه ای بزرگ را ثبت کردند.شدت این انفجار به اندازه ای بود که (ایرتوتسک) واقع در 885 کیلومتری محل حادثه که خود در نزدیکی (سیسموگراف) میباشد،به مدت یک ساعت پیوسته لرزید، و صدای انفجار آن تا 1000 کیلومتری شنیده شد.گله های فراوانی از گوزنهای شمالی از بین رفتند و عشایر بیابان گرد با چادرهایشان به هوا پرت شدند.

از سال 1929 پروفسور (کولیک) شروع به جمع اوری گزارشهایی که شاهدان عینی گزارش داده بودند نمود.او پس از جمع آوری افراد و مقداری پول به منطقه کم جمعیت (تایگا) سفر نمود.آنها هنگامی که در سال 1927 به (استونی تونگوشکا) رسیدند مطمئن بودند با حفره عظیمی که در اثر برخورد شهاب سنگ به وجود آمده مواجه خواهند شد.اما وقتی به منطقه رسیدند فورآ نظریات آنان باطل شد.زیرا درختان اطراف تا شعاع 60 کیلومتری بی سر شده بودند و هر چه به مرکز انفجار نزدیکتر میشدند،زمینها سوخته تر و خالی از پوشش گیاهی می گردید، و درختان مانند تیر چراغ برق عاری ازشاخ و برگ شده بودند.در نزدیکی محل انفجار حتی ضخیم ترین درختان هم به طرف بیرون شکسته شده بودند.آثاری از یک برخورد عظیم به جای مانده بود.آنها بار دیگر نظریه برخورد شهاب سنگ را ازائه دادند ولی باز هم با شکست مواجه شد زیرا محل برخورد شهاب سنگ هر چه کاوشگران و محققان بررسی میکردند، تکه ای از شهاب سنگ یا نیکل پیدا نکردند.دو سال بعد با دستگا های حفاری پیشرفته مکانیکی، کار آنها دنبال شد.آنها تا عمق 36 متری زمین را کندند اما هیچ اثری از شهاب سنگ نیافتند.در سال 1961 و 1963 پژوهشگاه علوم روسیه دو دسته تحقیقات دیگری به (استونی تونگوشکا) فرستاد.گروهی که در سال 1963 به آنجا رفت تحت سرپرستی زمین شناسی به نام (سولوتف) بود.آنها پس ازبررسی ها و آزمایشات بسیار،نظر دادند که انفجار (تونگوشکا) یک انفجار هسته ای بوده است.

نويسنده : مهدی در تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت : 7:54
ارسال تصاویر مربوط به حفره ای عجیب در مریخ به زمین

بر اساس گزارش یونیورس تودی، اخترشناسان معتقدند برخی ساختارهای قابل رؤیت در این تصاویر جریانهای سیال غنی از یخ هستند که شباهت زیادی نیز با توده های یخی زمین دارند. مدارگرد مارس اکسپرس تصاویر حیرت آوری از یک حفره غیرعادی در سطح مریخ به زمین ارسال کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، این تصاویر که با استفاده از دوربین با قدرت تشخیص بالای HRSC مدارگرد مارس اکسپرس ثبت شده اند متعلق به حفره ای غیرعادی در منطقه Mamers Valles مریخ هستند.

حفره بسیار عجیب در مریخ

این حفره دربرگیرنده منطقه تاریک عجیبی است که پرسشهای زیادی برای اخترشناسان ایجاد کرده است. برخی از اخترشناسان معتقدند این منطقه تاریک در همان نقطه ای که در تصویر دیده می شود تشکیل شده است و برخی نیز این نکته را مطرح می کنند که منطقه یاد شده ناشی از وزش بادهای مریخی است.

عکس این حفره با رنگ دیگر خوب دقت کنید

بر اساس گزارش یونیورس تودی، اخترشناسان معتقدند برخی ساختارهای قابل رؤیت در این تصاویر جریانهای سیال غنی از یخ هستند که شباهت زیادی نیز با توده های یخی زمین دارند. تصاویر یاد شده که در پنجم آگوست سال 2006 ثبت شده اند نشان می دهند این منطقه تاریک حدود 30 کیلومتر عرض و 1400متر عمق دارد و در ناحیه انتهایی منطقه Mamers Valles مریخ واقع شده است.

نويسنده : مهدی در تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت : 21:40
یک نقطه بسیار تاریک در مریخ

طبق نظر دانشمندانی که بر روی عکس گرفته شده توسط مدار گرد تجسسی مریخ (Mars Reconnaissance Orbiter ) تحقیق میکنند، یک نقطه بسیار تاریک در مریخ میتواند ورودی یک چاله عمیق یا غار باشد.

این عارضه عجیب سطح مریخ قطری حدود 100 متر دارد.به دلیل اینکه این چاله فاقد دیواره  است دانشمندان دهانه ناشی از برخورد بودن آن را رد میکنند.درون چاله هم هیچ دیواره یا جزئیات دیگری دیده نمیشود و بنابر این هر نوع دیواره این چاله بایستی کاملاً عمودی باشد.دانشمندان متخصص بررسی این نوع تصاویر میگویند چاله باید بسیار عمیق باشد که نور خورشید نتوانسته کف آن را روشن کند. در ماه آوریل اعلام شد که سفینه مارس ادیسه ناسا و سیستم تصویربرداری به روش تابش حرارتی آن نزدیکی استوای مریخ هفت نقطه سیاه کشف کرده است که دانشمندان تصور میکنند میتواند ورودی غارهای زیرزمینی باشد.

غارهای مریخ باعث شد نظریاتی به خصوص توسط ( پیتر اسمیت ) Peter Smith در مورد امکان حیات زیرزمینی در این سیاره به وجود آید و بر این اساس عملیات بعدی ناسا در مریخ با نام ( فونیکس لندر )Phoenix Lander   شکل گرفت که در ماه می یا ژوئن سال 2008 انجام خواهد شد.


طبق نظر اسمیت هر چه در مریخ به عمق بیشتری برویم دما بیشتر میشود و در یک عمق خاص شرایط برای وجود آب به صورت مایع وجود خواهد داشت.


 اسمیت توضیح میدهد که علاوه بر این ممکن است غارها با شکستهای زیر زمینی که باعث حبس شدن بخار آب شود در ارتباط باشند.شاید به این ترتیب شرایط مناسب برای زندگی در این غارها محیا باشد.
اسمیت میگوید که غارهای مریخ اکتشاف مهیجی هستند. ما نمیتوانیم بگوییم چه چیزی در غارها هست. تنها میداینم که آنها هستند. سفینه هایی که قابلیت فرود در سطح مریخ را داشته باشند میتوانند برای کشف این غارها مناسب باشند.

نه تنها غارهای طبیعی از نظر زیست شناسی جالبند بلکه آنها میتوانند به عنوان محل سکونت فضانوردان آینده مورد استفاده قرار گیرند.

حیات در نقاط دیگر منظومه شمسی ممکن است متفاوت از حیاتی که ما میشناسیم باشد!

جستجو برای کشف حیات در نقاط دیگر منظومه شمسی و ماورای آن باید تلاش برای کشف چیزی باشد که دانشمندان برخی اوقات به آن  (زندگی غیر معمول ) میگویند که به معنای نوعی از حیات است که بیوشیمی آن متفاوت از بیوشیمی حیات در کره زمین است. این مطلب  در گزارش جدید مجمع تحقیقات ملی امریکا آمده است. کمیته ای که این گزارش را نوشته است کشف کرد که نیازهای اساسی حیات به گونه ای که ما میشناسیم --  آب مایع به عنوان حلال بیوشیمیایی ، متابولیسم وابسته به کربن، سیستم مولکولی با قدرت  تکامل و قدرت تبادل انرژی با محیط اطراف --  تنها راه برای ایجاد پدیده هایی که حیات را به وجود می اورند، نیستند. ( جان باروس ) John Baross پروفسور اقیانوس شناس در دانشگاه واشنگتن و عضو کمیته تحقیقاتی میگوید: تحقیقات ما به وضوح نشان میدهد که حیات ممکن است به اشکالی متفاوت از چیزی که در زمین وجود دارد به وجود بیاید.

دانشمندان دیگر هم از این گزارش استقبال کردند، ( میشل میر ) Michael Meyer سرپرست برنامه نحقیقاتی ناسا در مریخ میگوید: این گزارش میتواند کمک زیادی به ما کند تا مطمئن شویم که ما با چشمان کاملاً باز به تحقیقات خود ادامه دهیم.

ناسا مدت زمان طولانی در حال مطالعه حیات در کره زمین بود تا راهنمایی برای جستجوی حیات در دنیاهای دیگر باشد. سیارات و اقماری که دارای آب به صورت مایع باشند میتوانند شانس زیادی برای وجود حیات داشته باشند، ولی همانطور که در گزارش جدید کمیته تحقیقاتی هم اشاره شده است دلایل خوبی وجود دارد که شک کنیم که انواع دیگر واکنشهای شیمیایی هم میتواند به ایجاد حیات منجر شود. به طور مثال در حالیکه DNA در زنجیر خود از فسفر استفاده میکند، ممکن است نوعی DNA با زنجیری از ارسنیک تشکیل شود و  حیات ممکن است با مایعات دیگری به جز آب تشکیل شود مثلاً آمونیاک یا متان. این گزارش که در سایت فرهنگستان ملی (
www.nationalacademies.org ) منتشر شد حتی به امکان ایجاد حیات بر پایه زنجیره های سیلیکون به جای کربن اشاره میکند.

یکی دیگر از اعضای کمیته میگوید:
شواهد خوبی وجود دارد که حیاتی که در زمین وجود دارد از یک شکل غیر عادی حیات ایجاد شده است.

برای کشف اشکال غیر عادی حیات دانشمندان باید انواع جدیدی از دستگاه های رد یاب را بسازند. دانشمندان همچنین میگویند احتمال وجود حیات غیر عادی باید ناسا را وادار به تغییر ماموریتهای آینده خود کند.

http://www.iht.com/articles/2007/07/08/news/life.php

نويسنده : مهدی در تاريخ : چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت : 6:41
Ufo Dictionary فرهنگ لغت یوفو و داستانهای واقعی از جن

دوستان سلام روز مادر رو به همه مادرهای دنیا تبریک می گم و امیدوارم همیشه سایه مادر بالای سر بچه ها باشه امروز رو براتون یک فرهنگ لغت در مورد یوفوها آماده کردم بیشتر به درد اونایی می خوره که می خوان از مطالب علمی یوفوها سر در بیارن البته باید بگم که این فایل به صورت یک کتاب الکترونیک Pdf و برای باز کردنش نیاز به برنامه Adobe Reader دارین امیدوارم که استفاده کنید.

لینک دانلود Ufo Dictionary


داستانهای واقعی از دیده شدن جن !!!

آنجلا:ناگهان غیبش زد
انجلای 9 ساله در بعد از ظهری به یاد ماندنی در سال 1916 در منطقه ی کارلو وقتی گاو پدرش را به خانه میبرد با جنی 13۰سانتی متری رو به رو شد که گویا اهمیتی نمیداد که با آمیزاد مواجه شده. وقتی دخترک به مزرعه رسید و منتظر بود تا گاو وارد شود مردی کوچک را دید که جلو گاو در حال بازیگوشی بود و با ترکه ای که در دست داشت آهسته روی دماغ گاو میزد و گاو هم سرش را این طرف و آن طرف میکرد جن کوچک کت قرمز دکمه دار و شلوار چسبان قهوه ای به تن داشت و کلاهی سیاه و لبه دار به سر داشت .وقتی جن از کنار دخترک رد میشد چیزی نمانده بود که به او برخورد کند در همین حال نگاهی به دخترک انداخت و از روی چاله ای پرید و ناگهان غیبش زد. او طوری قدم بر میداشت که انگار هیچ مانعی روی زمین نبود که البته احتمالا برای او همینطور بوده است.

 

جان:زیر بوته پنهان شده بود

35سال بعد در همان منطقه کارلو مرد کوچولوی قرمز پوشی دیده شد. در نوامبر 1951جان بیرنی با بولدوزرش بوته ای بزرگ را از جا در می آورد که دید مردی حدودا 120 سانتی متری از زیر بوته بیرون پرید سه مرد دیگر هم که آنجا حضور داشتند او را دیده بودند که از وسط مزرعه عبور و به آن طرف نرده ها رفت. آنها در زیر بوته قلوه سنگی بزرگ پیدا کردند که به نظر میرسید روی سوراخی را پوشانده است خیلی سعی کردند تا قلوه سنگ را تکان دهند اما نتوانستند آنها حتی با استفاده از مواد منفجره هم موفق به جا به جا کردن آن سنگ نشدند و بلاخره هم جان بیرنی بولدوزرش را از آنجا دور کرد و از خیر کار کردن در آن قسمت مزرعه اش گذشت.

 

آلیس و کلارا:شبیه ساعت دیواری بود
در سال 1951 دو دختر در جاده ای در منطقه ی ویکلو قدم میزدند که مرد جوان کوچولوی سیاه پوشی را دیدند که نزدیک درختی کهنسال نشسته بود و به آنها نگاه میکرد دختر ها هم مات و مبهوت ایستاده و به او نگاه میکردند کلارا و آلیس میگویند قد او حدود 90 سانتی متر بود سر تا پا سیاه پوش بود و کلاه سیاهی هم به سر داشت آنها تصور کردند شاید او جن باشد بنابراین به سرعت در ورودی مزرعه را باز کرده و با عجله وارد شده و در را پشت سرشان بستند اما وقتی پشت سرشان را نگاه کردند دیگر از آن مرد کوچولو خبری نبود گر چه بالای میله مزرعه متوجه شی عجیبی به شکل و اندازه یک ساعت دیواری شدند که بالاخره نفهمیدند چه بوده.

 

برایان کالینز:پیپ ناپدید شد
اوایل دهه ی 1990 برایان کالینز 15 ساله که تعطیلاتش را در جزیره ی آران در غرب دونگال میگذراند یک روز صبح برای دویدن بیرون رفته بود که دو مرد کوچک در حال ماهیگیری در کنار رودخانه ای مشرف به دریا دید .قد آن ها حدود 105 سانتیمتر بود سر تا پا سبز پوشیده بودند و چکمه های قهوه ای به پا داشتند یکی از آن ها ریش خاکستری داشت و کلاهی صاف روی سر گذاشته بود آنها میگفتند و میخندیدند و به زبان ایرلندی حرف میزدند .وقتی برایان جلو رفت ناگهان به میان رودخانه پریدند و غیبشان زد. اما آنها پیپ خود را جا گذاشتند که برایان آن را برداشت و به خانه ی محل اقامتش برد و در کشو کذاشت و در آن را قفل کرد و جالب اینجاست که آن پیپ به طور مرموزی ناپدید شد. برایان دوباره آن دو مرد کوچک را دید سعی کرد از آنها عکس بگیرد و مکالمه شان را ضبط کند اما نه در عکس تصویری معلوم بود و نه در ضبط صدایی.

 

کاترین:در بخاری بود
کاترین 5 ساله در وندورث یک جن را در بخاری اتاقش دید او تقریبا هم سن و سال دخترک بوده و تمرین رقص میکرده. قد این جن نصف قد این دخترک بوده سر تا پا سبز پوشیده بود و کلاهی قرمز به سر داشت وقتی دخترک زانو زده تا آن موجود کوچک را بردارد او لبخندی به دخترک زده سری تکان داده و غیب شده است .

نويسنده : مهدی در تاريخ : سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت : 15:29
عکسهای کم یاب از خاکستری ها

سلام به همه دوستان عزیز امیدوارم که حال همتون خوب باشه امروز رو براتون عکسهای جدید از خاکستری ها می ذارم امیدوارم که استفاده کنید البته به خاطر کیفیت کم عکسا معذرت می خوام ولی تا جایی که تونستم سعی کردم کیفیت عکسا رو ببرم بالا

=============

توی پست قبلی در مورد پایگاه های سری که تو آمریکا وجود داره و توش در مورد یوفوها تحقیق می کنن نوشته بودم به خاطر همین چند تا عکس جالب از کالبد شکافی بدن خاکستری ها گذاشتم

کالبد شکافی بدن یوفوها

کالبد شکافی چشم یوفوها

کالبد شکافی بدن خاکستری ها

چند تا عکس هم از موجودات بیگانه براتون گذاشتم اولی صورت یک موجود ناشناخته هستش خوب دقت کنید

صورت شبیه به آدم

این هم عکس بعدی که به نظرم واقعی باشه

یوفوها

این هم عکس آخر که دقیقا نمی دونم چیه ولی شبیه به بچه یک موجود بیگانه دلم نیامد شما هم نبینید

بچه یک موجود بیگانه

در آخر هم واستون یک فیلم از شکار جن تویه کمد آپلود کردم البته فکر نکنم واقعی باشه ولی خوب دیدنش بد نیست دانلودش کنید

لینک دانلود فیلم شکار جن در کمد

نويسنده : مهدی در تاريخ : شنبه هشتم دی 1386 و ساعت : 6:18
مطالب جدید در مورد شناخت یوفوها!!

دوستان سلام به خاطر دیر آپ کردنم معذرت یک دلیلش داشتن امتحان و دلیل دیگش سر جمع کردن مطالب که یک خورده طول کشید

=============

UFOlogy  چیست ؟ و یوفولوژیست ها چه کسانی هستند ؟   

 

1. رویت بشقاب پرنده ها : تا بحال بیش از چهار میلیون گزارش ( اعم از موثق یا غیر موثق- رسمی یا غیر رسمی ) از سرتاسر جهان در مورد مشاهده اشیای پرنده و درخشنده ی عجیبی که مانورهای بسیار اعجاب انگیزی انجام می دهند.به ثبت رسیده است. بیشتر این اشیا به علت مدور بودن به بشقاب پرنده معروفند. و بیشتر دانشمندان و مردم بر این باورند که آن ها تحت هدایت هوشمندانه ای موجوداتی غیر انسان هستند. که سال هاست کره زمین را مورد بازدید قرار داده اند.

2. دوایر گندم ( Crop Circle ) :  منظور از دوایر گندم ، اشکال پیچیده و منظم هندسی است که در مقیاس های بزرگ و در مزارع صاف و یکدست گندم یا ذرت بوجود می آیند.این اشکال بصورت دایره های کوچک که بطور چرخشی روی هم خم میشوند.بوجود می آیند. که اگر از بالا و فاصله ای زیاد به آنها بنگریم.شکل های بسیار عظیم و پیچیده و زیبایی هندسی رامیبینیم. در زیر چند مورد از این دوایر گندم را می بینید:

 

دوایر گندم

 

دوایر گندم از بالا

 

دوایر گندم عکس حادثه سال 1990

 

این اشکال آنچنان پیچیده اند که کشیدن آنها حتی بر روی کاغذ نیز با اشتباه همراه است.حال آنکه این اشکال طی مدت کمی از شب روی مزارع گندم آنهم بدون اطلاع صاحبان مزارع بوجود می آیند. دانشمندان عقیده دارند.که موجودات فضایی با این کارشان سعی در انتقال اطلاعات و دادن پیام به دانشمندان زمین هستند. مهمترین واقعه مربوط به دوایر گندم ، در سال 1990 روی داد. که عکس زیر مربوط به این حادثه میباشد. در طی کمتر از یک شب شکل هندسی در ابعاد باور نکردنی بر روی مزرعه گندم نقش بسته.

3. ربودن انسان ها : همه ساله در اقصی نقاط جهان گزارشاتی مبنی بر ربوده شدن انسان ها طی مدت زمانی مشخص و سپس پیدا شدن آن ها در منطقه ای دیگر منتشر می شود.گمشدگان اکثرا فراموش میکنند. که چه اتفاقی برای آنها افتاده است.( حافظه شان پاک شده است ) اما تمامی آنها در حین هیپنوتیزم و خواب مغناطیسی به یاد می آورند که چه بر سرشان آمده جالب اینجاست که با توجه به فاصله ی زیاد ربوده شدگان از همدیگر(( از قاره های مختلف و نژادهای مختلف )) همه آنها یک چیز را یا چیز های شبیه به هم تعریف می کنند: موجوداتی کوچک و مهربان با توانایی تله پاتی با چشمانی مورب و سر بزرگ روی آنها زمایشاتی انجام می دهند.

يكي از معروفترين وقايعي كه در ارتباط با ربودن انسانها توسط بيگانگان فضايي در محافل علمي مطرح است ماجراي خانوداه هيل ميباشد.ماجراي مربوط به ربوده شدن اين زن و شوهر به19 سپتامبر 1961 باز ميگردد. در اين تاريخ اتوموبيل بتي و بارني هيل در لنگستر نيو همپشاير در حال حركت به سمت منزل بود. انها به دفعات نوري عجيب را در اسمان بالاي سر خود مشاهده كردند و ماشين خود را براي مشاهده ان شيئ عجيب چند بار متوفق نمودند. اخرين باري كه انها براي مشاهده ان شيئ عجيب توفق كردند بارني هيل بطور وحشت زده اي به سمت اتومبيل دويدو از بتي خواست كه فورا سوار شود. او فرياد زد انها ميخواهند ما را بدزدند و در همين حال با سرعتي سرسام اور شروع به رانندگي نمود.ناگهان صداي عجيبي بر فراز سقف اتومبيل انها شنيده ميشود و هر دوي انها دچار خواب الودگي شديدي ميشوند. پس از انكه هر دوي انها بهوش ميايند خود را 35 مايل دور تر از محل رانندگي ميابند و با نگاه كردن به ساعت متوجه ميشوند كه دو ساعت را در خواب و بي خبري بوده اند.  روز بعد انها گزارشي را از انچه كه برايشان اتفاق افتاده بود را به مقامات مسوول در پايگاه پيس ارايه دادند و متعاقب ان توسط مسوولان كميته بررسي پديده هاي هوايي ( ان آي سي اي پي) مورد بازجويي قرار گرفتند. بعد از 10 روز از اين واقعه  كابوسهاي شبانه بتي و بارني هيل شروع شد كه انها را مجبور كرد تا با يك روانشناس معروف بنام دكتر بنيامين سايمون تماس بگيرند. معالجات روان درماني بر روي اين دو به مدت 6 ماه ادامه يافت . در جريان خواب مصنوعي (هيپنوتيزم) كه براي معالجه انها انجام شد جزييات بيشتري توسط بتي و بارني هيل بيان شد كه در هر مورد اظهاران انها با هم تطابق داشت!ا نها در جريان خواب مصنوعي اظهار داشتند كه پس از انكه توسط بيگانگان فضايي به داخل سفينه برده شدند نمونه هايي از پوست و موي انها برداشته شده است . همچنين در جريان خواب مصنوعي بتي هيل تصويري را كشيد كه يكي از ان موجودات به او نشان داده بود. تصوير يك مجموعه ستاره اي را كه زيستگاه بيگانگان بود .(اين تصوير امروزه به عنوان پوستر گليس معروف شده است- نكته جالب اين است كه پس از اين واقعه تمام مراكز علمي جهان از سازمان ناسا گرفته تا ستاره شناسان اماتور تلسكوپهاي خودشون رو به سمتي كه بتي هيل اشاره كرده بود نشانه گرفتند ... 7 سال بعد اين منظومه توسط دانشمندان با نام - زتا رتيكولي- كشف و مورد تاييد قرار گرفت) بعدا پزشك مربوطه از سوي مقامات امريكايي مورد فشار قرار گرفت تا موضوع ملاقات فرازمينيها با خانواده هيل را انكار نمايد و وي نيز چنين اعلام نمود كه كساني كه تحت هيپنوتيزم قرار ميگيرند ممكن است مطالبي را عنوان كنند كه لزوما صحيح نباشند و بدين ترتيب سخنان بتي و بارني هيل هم از اين قاعده مستثني نيست.بدين ترتيب اين ماجرا نيز همانند بسياري ديگر در پرده اي از ابهام فرو رفت...داستان  خانواده هیل یکی از صدها موردی است که عده ای با مراجعه به پلیس خبر از ربوده شدن خودشان توسط موجودات فرازمینی را می دهند. در اینجا قبل از ادامه مطالب اشاره کوتاهی به چند مطلب جالب می کنم : شاید بعد از خواندن مطالب مربوط به بیلی مایر و خانواده هیل به این فکر افتاده باشید. که شاید این افراد اولا از لحاظ علمی  دارای درجه خاصی نیستند. و احتمالا به دلیل حس شهرت طلبی دست به چنین کاری زده اند . من در این جا قصد دارم نظر آلبرت اینشتین را در باره حیات در دیگر کرات مطرح کنم :" به نظر من بشقاب پرنده ها قطعا وجود دارند. انسان های که بشقاب پرنده ها را در اختیار دارند. گروهی از انسان ها هستند که 20 هزار سال پیش کره زمین را ترک کرده اند !!! "ذکر این نکته بدیهی نظر خالی از لطف نیست که بدانیم دانشمندها اصولا بدون فکر و تحقیق مطلبی را بیان نمی کنند. و شخصی در حد آلبرت انیشتن نیازی به معروفیت نداشته تا چنین اظهار نظری بکند. در ضمن نظر آلبرت انیشتن بسیار شبیه به مطالبی است که بیلی مایر بیان داشته است. اما برای پی بردن به هر حقیقتی ، سخن خداوند بلا شک بالاترین سند است. در این جا چند آیه از قران کریم را برای شما دوستان عزیز ذکر می کنم : در سوره الرحمن آیه 29 آمده است که : "هر کس که در آسمان و زمین است ، همه از او (خدا) حوائج خود را می طلبند "و در سوره حدید آیه 1 ذکر شده که : "هر چه در آسمان ها و زمین است. همه به تسبیح و ستایش یکتا خدایی که مقتدرو و حکیم است ، مشغولند" و در سوره انبیاء ذکر شده که : "ای رسول ما بگو خدای من هر حرفی که خلق در آسمان و زمین می گویند، همه را می داند که او خدای شنوا و داناست " براستی همانگونه که از این آیات آسمانی بر می آید. خداوند هم در زمین و هم خارج آن بندگانی دارد.حال ممکن است منظور از این بندگان انسان ها بر روی زمین و دیگر کرات باشد. و یا خلایقی دیگر. خب قبل از این که به بزرگترین و مرموزترین حادثه در مورد فرازمینی ها بپردازیم. قصد دارم تا به شکل مختصری درباره هالیوود  توضیحاتی ذکر کنم !!!! شاید کمی عجیب و دور از انتظار باشد .که در این کتاب از هالیوود بحث به میان بیاید. ولی اگر کمی صبر کنید . خواهید دید که هالیوود نیز در مورد فرازمینی ها اگر یک  مزنون درجه یک نباشد. ولی در پشت صحنه  بعضی از قضایا متهم است.

4. ربودن حیوانات : گزارشات جالب در مورد چگونگی ربوده شدن حیوانات و یافت شدن جسد آنها در حالی که علایمی روی بدنشان است که نشاندهنده ی آزمایشات مخصوص و عجیب با تکنولوژی بسیار بالا میباشد.گاهی هم فلزاتی در بدن آنها یافت میشود.که در کره ای زمینی یافت نمی شوند. و نیز جسدشان دارای تشعشعات رادیو اکتیو است.در همین مورد یک گزارش وجود دارد ( البته موثق بودن آن مورد تایید نیست ) که در روستایی در آرژانتین ، صبح هنگام وقتی که مردم روستا برای شروع کار به مزارع خود رفتند.با صحنه ای عجیب برخورد کردند. تمامی گوسفندهای روستا مرده بودند. قسمت عجیب واقعه اینجاست که در بدن هر گوسفندی چند سوراخ وجود داشت ( نزدیک گوش ها ) و خون بدن تمامی گوسفند ها مکیده شده بود....

5. اظهارات دانشمندان معتبر- فضانوردان – خلبا نان – سیاسیون مبنی بر مشاهده و همکاری بعضی از  فرازمینی ها با انسان ها و همچنین ادعای بعضی افراد در مورد ارتباط با فرازمینی ها و ارائه مدارک جالب توسط آنها و بررسی حوادث مربوط به سقوط یوفوها و تاثیر آن ها بر پیشرفت علوم انسانی و پایگاه های سری در آمریکا برای تحقیق روی یوفوهای ساقط شده !!!

 

عکس کالبد شکافی بدن خاکستری ها

 

یوفوها موجودات بیگانه

 

عکس یوفوها در حال کالبد شکافی

 

آزمایش بر روی یوفوها

 

کالبد شکافی بدن خاکستری ها

 

در آخر هم براتون یک فیلم از یک موجود عجیب آپلود کردم که حتما ببینیدش امیدوارم که از مطالب استفاده کرده باشین

دانلود فیلم موجود عجیب شبیه به سایه

 

نويسنده : مهدی در تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت : 8:43
عکس جدید از یوفوها

سلام به تمامی دوستان عزیز امیدوارم که حال همه خوب باشه امروز رو مطلب زیادی ندارم فقط یک عکس خیلی با حال که مال Nasa هست رو براتون می ذارم و ۲ تا فیلم از یوفوها که مثل همین عکسه امیدوارم که استفاده کنید.

=============

یک عکس از یوفوها که توسط nasa گرفته شده توضیحاتشم که روی خود عکس نوشته

عکس شبیه به ستاره بزرگ از یوفوها

تاریخ گرفتن فیلم رویه خود فیلم مشخص شده

لینک دانلود فیلم یوفوها 1

لینک دانلود فیلم یوفوها 2

نويسنده : مهدی در تاريخ : پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت : 8:51
یوفوها قسمت دوم

سلام خدمت تمام دوستان عزیز امیدوارم که حال همتون خوب باشه و مشکلی نداشته باشین مدتی شده بود که براتون یک مطلب خوب نذاشته بودم به خاطر همین تویه این پست می خوام جبران کنم فقط نظر یادتون نره دوستان.

=============

عکس اول از یک چیزی شبیه به بشقاب پرنده که تو جنگل افتاده به نظرم این عکس قدیمی هم باشه خوب دقت کنید.

عکس یک بشقاب پرنده در جنگل که افتاده

این هم همون عکس قبلی من فکر کنم این عکس مربوط به جنگ جهانی دوم باشه

به لباس سربازهای تویه عکس دقت کنید فکر کنم مال زمان هیتلر

این هم یک عکس از یوفوها که تویه شب دیده شده

عکس یک یوفو که در شب دیده شده و بسیار عجیب

یک داستان واقعی هم از دیدن یک بشقاب پرنده براتون می ذارم حتما بخونید

تعقيب يك بشقاب پرنده توسط دو اف 16 در بلژيك:

 

در سال 1990 يك بشقاب پرنده مثلثي شكل در شرق بروكسل ظاهر شد و پس از مشاهده آن دو فروند جنگنده پيشرفته اف 16 براي تعقيب و رهگيري آن اعزام شدند. كه اين تعقيب و گريز بدون نتيجه پايان گرفت. در حين عمليات تعقيب و گريز حادثه بسيار حيرت انگيزي رخ داد: خلباناني كه كه بشقاب پرنده را تعقيب مي كردند اظهار داشتند كه بشقاب پرنده طي مدت زمان يك ثانيه از ارتفاع 7000 پايي (2000 متري) به ارتفاع 600 پايي (180 متري) سقوط كرد و در آن ارتفاع به پرواز در آمد!! اين تغيير ارتفاع ناگهاني فشاري برابر با 40 جي يا 40 هزار برابر جاذبه زمين به بشقاب پرنده وارد آورده است. جالب است بدانيد حد اكثر فشاري كه تا به امروز فضانوردان هنگام پرواز تجربه كرده اند 6/3 (سه ميز 6) جي بوده است كه اين فشار به تدريج بر آنها وارد آمده است و نه يكباره!، دانشمندان و كارشناسان با تحقيقات آزمايشگاهي پيش بيني مي كنند كه اگر دانش بشر بسيار پيشرفت كند و بتواند شرايط اضطراري را مهيا كند انسان قادر خواهد بود 8 جي فشار را تحمل كند. در اين فشار بدون تهيه شرايط و تجهيزات پيشرفته رگ هاي بدن انسان و تمام ارگان هاي داخلي او از هم مي پاشد و متلاشيمي گردد. كارشناسان مي گويند كه از نظر مقاومت فلزات در برابر فشارهيچ هواپيمايي قادر نيست بيشتر از 15 جي فشار را تحمل كند كه آن هم مستلزم تجهيز ويژه بدنه هواپيماها با آلياژي است كه تا كنون ساخته و آزمايش نشده است. مشاهده شده است كه بشقاب پرنده ها تا 400 جي فشار را نيز مي توانند تحمل كنند!! تغيير ارتفاع ناگهاني بشقاب پرنده مذكور در بلژيك از يك بعد ديگر نيز قابل مطالعه است. بشقاب پرنده در زمان تنها يك ثانيه از ارتفاع 7000 پايي به 600 پايي سقوط كرد. يعني با سرعت حيرت انگيز حدود ۶۵۰۰ کیلومتر در ساعت!! در چنين سرعتي در اثر برخورد ذرات هوا با بدنه هواپيما 4500 درجه گرما حاصل مي شود. هيچ فلزي نيست كه بتواند همچين دمايي را تحمل كند. اگر بدنه هواپيما از هر فلزي كه باشد در اين سرعت پرواز كند بدنه آن ذوب مي گردد.ضمن اينكه هيچ هواپيمايي تا كنون ساخته نشده كه به چنين سرعتي دست پيدا كند.!!!

 

در آخر هم یک فیلم از ۲ تا شی نورانی که شبیه به آخرین عکس همین پست و تو آسمون دیده شده و یک فیلم هم از ارواح که یک شی نورانی سریع از جلو دوربین رد میشه(حتما دانلود کنید)

 

لینک دانلود فیلم یوفوها

لینک دانلود فیلم ارواح

نويسنده : مهدی در تاريخ : سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت : 5:14
یوفوها

دوستان عزیز سلام امیدوارم که حال همتون خوب باشه امروز رو براتون ۲ تا عکس از یوفو ها گذاشتم امیدوارم که استفاده کنید پست قبلی هم به زودی کامل میشه. در ضمن دوستان این وبلاگ در مورد روح و جن دیگه نمی نویسه چون این بحث خیلی پیچیده پس بحث خودمون رو با موجودات ناشناخته ادامه می دیم....

=============

عکس یک بشقاب پرنده که بصورت اتفاقی گرفته شده

به تصویر خوب دقت کنید متوجه شکل گرد و شبیه به بشقاب میشین

تصویر دوم هم یک عکس دیگه از یوفو ها هستش که خیلی جالبه و تویه خیابون دیده شده

عکس یوفوها

از یوفوها هم یک فیلم گذاشتم که از اینجا می تونید دانلود کنید.

نويسنده : مهدی در تاريخ : چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت : 8:28
فیلم (یک چیزی شبیه بشقاب پرنده)!!!

دوستان عزیز سلام امیدوارم که حال همه خوب باشه امروز رو براتون یک فیلم جالب از یک بشقاب پرنده گذاشتم امیدوارم که استفاده کنید. البته سر صبحی که وارد قسمت مدیریت وبلاگ شدم یک نظر خصوصی دیدم که یک عزیزی آمده بود و هر چی حرف خوب یاد داشته نثار ما کرده و می گه که این مطالب تو همش چرت آقا قبول همه مطالب من چرت خوب واسه شما که نمی نویسم واسه کسی که دوست داره می نویسم مگه وبلاگ من Home Page شمایه یا مگه من هر وقت شما می آی اینترنت دست تو رو می گیرم می گم بیا وبلاگ منو تماشا کن خوب نیا دوست عزیز این مسخره بازی ها چیه که در می آری هک می کنم و گل می گیرم و به گند می کشم یعنی چی ما هم عین بقیه آدما وبلاگ داریم و توش مطلب می ذاریم. نمی دونم هر وقت من می خوام برم واسه وبلاگ یک نفر دیگه حرف خوب بنویسم بلاگفا می گه امکان دادن نظرات غیر اخلاقی وجود نداره ولی نوبت وبلاگ ما که می شه نظرات غیر اخلاقی هم میشه داد شاید واسه این بوده که نظر این دوستمون خصوصی.!!! تو رو خدا برو ببین فهرست وبلاگهای بلاگفا رو خوب برو به یکی از اونا گیره بده مگه من چی کار کردم مطلبی رو از جایی دزدیدم یا به کسی فحش دادم. آقا بحث وبلاگ من همینه (ماوراء) در مورد چیز دیگه ای هم نمی نویسم. بگذریم خیلی حرف زدم فیلم رو حتما دانلود کنید راستی این پست به زودی کامل میشه و ادامه بحث پست قبلی رو براتون می ذارم...

لینک دانلود فیلم بشقاب پرنده که یک دفعه منفجر میشه

نويسنده : مهدی در تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت : 6:27
فرازمینی ها!!!

سلام به تمام دوستان عزیزم امیدوارم حال همتون خوب باشه و سلامت باشین بلاخره بعد از یک مدت آمدم که براتون یک پست درست و حسابی بذارم تا استفاده کنید اگه یادتون باشه توی چند تا پست قبل یک عکس بود که گفتم نمی دونم چیه اما حالا دیگه می دونم چیه این موجود یک موجود فرازمینی به نام خاکستری که در پایگاه  گروم لیک نگهداری میشه تا جایی که من فهمیدم شبیه انسان یعنی دست و پا و سر و بدن داره ولی خوب با یک سری تغییرات مثلا سرشون بزرگتره چشم های آنها کشیده و زاویه دار و معمولا سیاه رنگ. روی صورت خود بینی ندارن و فقط دو حفره بینی بر روی صورتشون مشخص است دارای دهان کوچکی هستند و لب هم ندارن در ضمن دندون هم ندارن روی سر و بدنشون هیچی مو وجود نداره و از کمر به بالا لاغر هستند و اغلب اوقات پوسته ای متالیک رنگ بدنشانون رو پوشش می ده دستان آنها لاغر و کشیده است و معمولا تا زانو های پا می رسد. البته چند تا عکس دیگه هم ازشون گیر آوردم که براتون می ذارم تا شما هم ببینین!!!

============

سر بزرگ ؛ چشمان کشیده ؛ دهانی کوچک و تنی لاغر

موجودات خاکستری بدون لب و بینی

دستان و انگشتانی بلند

دست و پای خاکستری ها

امیدوارم که مورد قبول قرار گرفته باشه ولی بحث من هنوز تمام نشده حتما ادامه مطلب رو بزنید تا در مورد موجودات فرازمینی مطالب بیشتری رو بدونید تقریبا میشه گفت وجود اونها رو الان میشه ثابت کرد حتما ادامه مطلب رو ببینید...

ادامه مطلب ...

نويسنده : مهدی در تاريخ : یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت : 8:23
يك عكس جالب!!!

دوستان عزيز سلام ديروز يك عكس جالب يكي از دوستان بهم نشون داد كه مي خواستم شما هم ببينيد. البته نمي شه گفت كه اين دقيقا عكس چيه شايد الكي باشه شايد هم واقعا اين جور چيزي وجود داشته باشه و موجودات پيشرفته تر از انسانها هم در جاهاي ديگه زندگي مي كرده باشن. اگه كسي چيزي در مورد اين تصوير مي دونه بگه و در ضمن مدتي شده كه دوستان خيلي كم لطف شدن و نظر نميدن به هر حال يك نظر كوچك فكر نمي كنم از 1 دقيقه بيشتر وقت شما رو بگيره.

 

============

 

اين عكس واقعا عكس چيه شايد ساخته ذهن بشر باشه چون خيلي شبيه بشقاب پرنده توي فيلماي تخيليه

 

خوب به تصوير نگاه كنيد به نظرتون واقعي

 

تصوير بالا كه كمي آمده جلوتر 

 

خوب نگاه كنيد به عكس   

نويسنده : مهدی در تاريخ : پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت : 5:47
محل قرار گيري بنرها

تصاوير واقعي از روح و جن و موجودات ماوراء

All Rightes Reserved By axiom-elf