نوع دیگر شبح روح یا انسان زنده است و آن در موقعی است که صاحب روح همراه با تمرکز فکر روی یک نفر نسبت به او احساسات خیلی بدی مثل خشم یا نفرت نشان بدهد. مثال این مورد در کنت انگلستان دیده شده است. در یکی از مزارع کنت شخصی یکی از همسایگانش را چند بار روی بالکن خود دیده بود که نسبت به وی به شدت فحاشی می کند. داستان از این قرار بود که زارعی سالها پیش مستاجر خانه ای بوده و نسبت به موجر خود نفرت بسیاری احساس می کرد زیرا خانه را بدون اشاره به مستاجر آن خریده بود. مستاجر در حالیکه مست بوده روی بالکن رفته و شروع به فحاشی می کند .این صحنه دو سال بعد روی همان بالکن چند بار توسط موجر و زنش دیده شد. شبح طوری شفاف بود که نرده های بالکن پشت آن دیده می شد .موجرین وقتی این قضیه را با خود مستاجر در میان گذاشتند شبح دیگر ظاهر نشد .یک مورد دیگر در ساسکس SUSSEX انگلستان اتفاق افتاده است. یک نانوایی قدیمی که چندین نسل از یک خانواده آنرا اداره می کردند فروخته شد . زن مالک جدید کمی بعد از ورود به نانوایی به شوهرش گفت که حضور یک نفر را در نانوایی می تواند احساس نماید. بلافاصله بعد از این حرف درها باز و بسته شد و ماشین های پخت نان به حرکت درآمدند و حتی زن نانوا احساس کرد که کسی او را با دست به عقب می راند . شوهر و پسر او این حالت " روح زدگی " را اجساس نمودند . این پدیده دو سال طول کشید و سر انجام با تغییر دکوراسیون نانوایی متوقف شد .این یکی از پدیده هایی بود که با وجود اینکه روحی دیده نشد اما عملیات آن انجام شد. مورد دیگر درباره ی یک معلم مدرسه بود . یک خانم معلم فرانسوی به نام امیل ساژه که در مدارس انگلستان درس می داد در یک زمان در دو مکان دیده شد . ناظرین بدن او را چند متر آن طرف تر از او دیدند اما خود امیل ساژه نمی توانست آنرا ببیند.
صدها مورد از این قبیل در مجلات مطالعات روانی , فوق روانی و کتاب های روحی آورده شده که در اصالت و صحت آنها کوچکترین تردیدی نمی توان داشت.
علت ظهور این پدیده ها را به چند دسته تقسیم نموده اند .بعضی ها معتقدند که علت این پدیده ها تصویر فکری است که انسان با تمرکز فکر خود از شخص در یک نقطه به وجود می آورد .(1)
این تصویر که به وسیله ی فکر ایجاد می شود , با مغز ارتباط داشته و همانطور که در رویا ایجاد تصاویری می نماییم به طور ناخودآگاه آن را به وجود می آوریم . تصویر به وسیله ی امواج مغزی به وجود می آید که با دستگاهی موسوم به الکتروانسفالوگراف ثبت می گردد. و وقتی شخص دارد خواب می بیند می توان آنرا تشخیص داد , زیرا حرکت چشمان بیننده خواب بسیار سریع می گردد. امواج مغزی شخص در خواب به مراتب بسیار بیشتر از شخص بیدار است. نویسنده مزبور معتقد است وقتی ما با امواج مغزی در خواب می توانیم ایجاد تصویر نماییم چگونه در بیداری نباید بتوانیم این تصویر را خلق کنیم ؟
هنگام فشارهای عصبی , مانند دردهای فیزیکی یا عصبی , امواج مغزی بسیار فعال هستند و وقتی به درجه ای از اوج خود برسند تصویر تله پاتیک از مغز ساطع می گردد. اگر کسی دارای همان ارتعاش مغزی عامل تله پاتیک باشد می تواند تصویر ایجاد شده به وسیله امواج مغز او را به چشم ببیند.
تصویر محل تله پاتیک که به این نحو ایجاد شده است می تواند ماه ها و حتی سال ها در همان محل باقی بماند. بنابراین امکان دارد که عامل تصویر فوت کند اما تصویر ذهنی او همچنان بعد از او به بقای خود ادامه دهد . این نظر می تواند جوابی باشد برای ارواحی که از دیوارها و درهای بسته عبور نموده و ناگهان ناپدید می شوند . اگر روح در طبقه همکف یک ساختمان قدیمی دیده شود , مسلما" با این فرض با خراب شدن ساختمان و تبدیل به یک جای جدید از بین نخواهد رفت و تصویر تله پاتیک همچنان به رفت و آمد خود ادامه می دهد . ارائه وجود روح بستگی به زمان ایجاد تصویر فکری یا ذهنی در محل اول خود دارد . اگر تصویر در ساعت هشت بعد از ظهر ایجاد شود احتمال دیدنش بسیار کم است و از بین می رود , اما اگر برای اولین بار در ساعت ده صبح ایجاد شود , چون مردم مکررا" آن محل را می بینند روح ( تصویر فکری یا ذهنی ) باقی مانده و مردم او را می بینند .
در شبکه چشم انسان حدود 100 میلیون سلول حساس نور وجود دارد که قادرند یک تصویر را به مغز انتقال دهند. اگرچه فقط یک میلیون بافت عصبی وجود دارد که به مغز منتهی می شوند. پس برای رسیدن یک تصویر به مغز لازم نیست که تمام سلول ها تحریک شوند .باید به خاطر داشت که حساسیت چشم در شب کمتر است زیرا فقط اعصاب میله ای شکل چشم کار می کنند که رنگ ها را ثبت می کنند .
اما هر قسمتی از چشم که مسئول ثبت رنگ هاست به یک بافت عصبی خاص ارتباط دارد , و در هر بافت دسته ای عصب میله ای شکل مورد نیاز است. بنابر این هنگامیکه عمل اعصاب میله ای شکل چشم از طریق تعدادی از بافت های محدود انجام شود , حساسیت دید کم می شود .اما درباره ی عکس این عملیات چه فکر می کنید ؟ یعنی وقتی تصاویر دید بیشتر شود ما تصویری را می توانیم ببینیم که با چشم عادی نمی توانیم ببینیم .
چشم ارتعاشات ماده را بین 380 و 760 تریلیون دفعه می تواند ببیند. پایین تر و بالاتر از آنرا نمی تواند ببیند .اگر مواد یا پدیده هایی باشند که دارای ارتعاشاتی پایین تر یا بالاتر از عدد فوق باشند چشم ما قادر به دیدن آنها نیست .(2)
آیا ارواح و اشباح نیز دارای ارتعاشاتی هستند که چشم قادر به گرفتن آنها نیست ؟ دانشمندان معتقدند که حافظه به صورت مدار بسته است و یک حرکت الکتریکی که در اطراف سلول های مغز به جنبش در می آید مداوما" به وسیله ی عمل سدیم پتاسیم به حرکت خود ادامه می دهد . یک شارژ الکتریکی کوچک که به بافت عصبی مغز ( در آنجا که عصب باصره و سامعه می گذرد ) داده شود موجب می شود که شخص تلولویی از نور را دیده و یا صدای زنگ و یا نوعی صدای کوبیدن را بشنود. حتی ممکن است انسان را وادار به فریاد کشیدن کند , اما اگرچه این شبیه فریاد کشیدن به وسیله یک علت خارجی نیست ولی شبیه یک تکان شدید داخلی است .پس می توان گفت که زیاد کردن نیروی الکتریسیته در یک نقطه مغز موجب می شود که انسان تصاویر اشباح مانند را بیند .(1)
گر چه امواج الکتریکی همواره در اتمسفر زمین در حال حرکت هستند و به بعضی از آناه به تصاویری بصری همانطور که در تلویزیون مشاهده می کنیم تبدیل می شوند اما این فرضیه که اشباح و ارواح محصول زیاد شدن نیروی الکتریسیته بعضی از نقاط یا سلول های مغز است چندان استوار نیست , زیرا اگر ارواح محصول الکتریسیته طبیعت بوده و فقط جنبه ذهنی داشتند , دیگر لزومی نداشت که برای زندگان پیامی بفرستند که حتی خود بیننده روح از ان کاملا" بی اطلاع باشد . من اگر با ذهن خود تصویری بیافرینم , این تصویر هر چه قدر هم زنده بوده و حقیقی جلوه کند هرگز نمی تواند راز مسئله ای را به من یا دیگری بگوید که خود من کوچکترین اطلاعی درباره آن ندارم و ارواحی دیده شده اند که رازهای بسیاری را فاش کرده اند .پس باید موجود و پدیده ای خارج از ذهن و " من " باشد که این راز را بداند . پس این فرضیه چندان به نظر ما صحیح نمی رسد.
صاحب فرصیه فوق یکی دیگر از علل ظهور ارواح و اشباح را کم شدن درجه حرارت می داند . امواج رادیو ییاز گرما و سایر تغیییرات در فشار های اتمسفر متاثر می شود و درست قبل یا هنگام ظهور ارواح درجه حرارت آن محیط شدیدا" پایین می آید . اما امکان دارد دو موج تله پاتیک که به یکدیگر متصل می شوند یک تغییر یدر درجه حرارت ایجاد نموده , و انرژی را به شکل حرارت استخراج نمایند که باعث به وجود آمدن تصویر شود . زیرا موقع آزمایش تله پاتیک می توان از حرارت سنج استفاده کرد و فهمید که درجه حرارت در این هنگام پایین می آید .ارواحی دیده شده اند که مدت دویست و پنجاه سال در یک محل رفت و آمد کرده اند . به نظر گرین ( روح شناس انگلیسی ) این فقط به دلیل دوباره ایجاد شدن تصویر است و هر وقت درجه حرارت پاییین بیاید تصویر دوباره زنده می شود .شبح یا تصویر ذهنی که برای یک مدت دیده می شود به وسیله حرارتی که از محیط و انسان خارج می گردد دوباره شکل می گیرد. اگر حرارت محیط و انسان شبح را دوباره به وجود نیاورد , شبح کم کم محو شده و از بین می رود .
در قرن هجدهم روح یک زن در کفش ها و دست کش های قرمز و کلاه مشکی در یکی از راهروهای یک خانه ی بزرگ قدیمی دیده شد. سال ها بعد دوباره همان روح ظاهر شد اما این بار در لباس های صورتی و کفش های صورتی و کلاه خاکستری بود. دوباره در اواسط قرن نوزدهم ظاهر شد .این بار زنی بود با دستکش سفید و موی خاکستری . باز قبل از جنگ جهانی دوم برگشت و بعد ناپدید شد . در 1971 آن محل را خراب کردند و ساختمان جدیدی ساختند , اما کارگران در هنگام کار گزارش داند که یک زن ناشناس را در کریدورهای قدیمی ساختمان دیده اند. چیزی که در این پدیده عجیب است تغییراتی است که هر بار شبح یا روح آن زن نموده است . به نظر گرین این تغییرات در ذهن افرادی است که آن شبح را با فکر ایجاد نموده اند .
یک مورد دیگر : در یک پارک عمومی در شهر SURREY انگلستان ضجه های زنانه ای هر از گاه از گوشه خاصی از یک تپه شنی به گوش می رسید . گفته می شود که در این محیط یک راهب , راهبه ای را که حاملا بوده و از او بچه دار بود زنده زنده دفن کرده است . اما راهب آنقدر از عمل خود دچار جنون می شود که بی محابا خود را در دریاچه نزدیک محل دفن راهبه غرق می کند . به همین دلیل سالهاست که روح راهب در اطراف دریاچه دیده می شود و ضجه های راهبه ی در حال دفن به گوش می رسد .(1)
پس به نظر نوسنده انرژیهای حاصله از فشارهای عاطفی در طبیعت باقی مانده و به صورت تصویر و یا صدا در می آیند و ما آنها را به طور واقعی دیده و یا می شنویم.
چند سال پیش نیز یکی از روزنامه های تهران نوشت که مردی در خیابان ظهیرالدوله بالاتر از خانقاه زن و فرزندان خود را کشت و خود نیز انتحار نمود . اما آن خانه روح زده شد و هر شب سر و صدای زیادی در آنجا به گوش می رسد و تمام شیشه ها شکسته و همسایگان مجبور به نقل از آن مکان شدند . از این نوع حوادث در دنیا شاید روزی صدها بار اتفاق بیافتد. علت آن را باید اثر فشارهای عاطفی و انرژی آزاد شده ذهن انسان که تا مدت ها باقی می ماند دانست یا عمل موجودی مستقل و فنا ناپذیری به نام " روح " ؟
(1) .Andrew Green -Ghost Hunting-Page 37.40.42
(2) میر قطب الدین محمد عنقا - از جنین تا جنان .ص 48.
منبع: کتابهای دکتر محسن فرشاد