<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دنیای ماوراء</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/</link>
<description>علوم ماوراء، فيلم و عکس واقعي از موجودات ناشناخته و ارواح، يوفو، ستاره شناسي و نجوم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Oct 2009 04:26:43 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>باوری ناقص از ماوراء</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;1 خرافه به معنی «تأثیر غیرمنطقی امور ماورای عقل و علم و مخالف تجارب معهود بشری در امور طبیعی» است. مقصود از «غیرمنطقی» این است كه هیچ دلیل عقلی یا نقل معتبر علمی‌آن را تأیید نمی‌كند. معیار اساسی تشخیص خرافات از امور غیرخرافی، وجود یا عدم وجود دلایل عقلی یا نقل منطقی است. اگر مطلبی مورد تأیید یكی از این دو (یا هردو) باشد، غیرخرافی است و اگر مؤیدی نداشته باشد، می‌تواند خرافی باشد. اگر هم دلیل  ضد آن وجود داشته باشد، حتما خرافی ارزیابی می‌شود.در روایتی از پیامبر گرامی‌اسلام (ص) آمده است كه ایشان مطلبی را در جمع همسران خود بیان كردند. یكی از آنان گفت: این حدیث خرافی است.&lt;BR&gt;پیامبر پاسخ داد: «آیا می‌دانید كه «خرافه» مردی بود از قبیله «عذرة» (از قبایل یَمَن) كه مدت طولانی، توسط «اجنّه» ربوده و اسیر شده بود و پس از آن به میان قبیله‌اش بازگشته و چون وقایع عجیب از زندگی جنّیان را بیان می‌كرد، نقل‌های او مشهور شد» (سید ابن طاووس، الملاحم و الفتن/ 360 و 361# احمد بن حنبل، مسند احمد 6/ 157). بنابراین، از آن پس هركس سخنی می‌گفت كه «عجیب بود و قاعدتا پذیرفتنی نبود» و در حقیقت از عالمی‌غیر از «عالم بشری و علم و تجربه انسانی» خبر می‌داد، می‌گفتند «حدیث خرافه» است.  &lt;BR&gt;2 در متون دینی كه عمدتا از «عالم ماوراء» برای ما خبر می‌آورد؛ گزارش‌هایی درباره پیامبران، توانایی برخی آدمیان یا اقدامات خاص خداوندی كه ما آن را ماورایی یا ماذون از ماوراء می‌دانیم؛ همچون قدرت مسیح بر زنده كردن مردگان، شفای بیماران و امثال آن آمده است. به هر حال، معجزات «امور استثنایی» بوده‌اند، اما اگر در ذهنیت پیروان شرایع، تبدیل به قاعده شوند و در هر حادثه و موضوع، آن را سبب اتفاقات ارزیابی كنند و از بررسی طبیعی آن طفره روند، نوعی خرافه است.&lt;BR&gt;اگر همیشه از امور ماورایی خرج كنیم تا كاری كه به طور طبیعی قابل انجام است، آن را تحت‌الشعاع امور ماورایی قرار دهیم، خرافه باوری است. آدم خرافی گمان می‌كند كه وقتی مریض می‌شود، فقط باید دعا كند تا خدا شفایش بدهد. در حالی كه در همین متون مقدس داریم كه حضرت موسی كلیم‌الله (ع) وقتی بیمار شد، دعا كرد و خدا پاسخ‌اش گفت كه: به طبیب مراجعه كن تا بر اثر مداوای او شفا یابی. دعا در جایی صحیح است كه تلاش خود را كرده، ولی به نتیجه نرسیده باشد.&lt;BR&gt;3 چون در تفكر دینی، تأثیر عوامل ماورایی در تحقق برخی مسائل، فی‌الجمله تایید شده‌اند، این خود زمینه‌ای ذهنی برای تعمیم غیراصولی آن ایجاد كرده است كه اسم این تعمیم خرافه است. تعمیم آن یعنی جایگزین كردن عوامل و موثرات طبیعی و تجربی با عوامل ماورایی خیالی و نه واقعی. مثلا وقتی به جای دارو و درمان، سراغ كف‌بین و واسطه جن و حتی دعا برویم، خرافه باوری است. البته اگر دارو و درمان اثری نداشت، آنگاه «حفظ امیدواری برای بهبودی از طریق دعا و درخواست شفا از خدای سبحان» امری منطقی است.&lt;BR&gt;علت زیاد بودن خرافه در بین پیروان دین و شرایع، درك ناقص از اصل وجود مؤثرات ماورایی است كه اگرحدّ منطقی برای تأثیر پدیده‌های ماورایی در نظر گرفته نشود یا از آن تعدی بشود، دچار خرافی اندیشی می‌شویم. ما كه مدافع شریعت و اعتقاد به عوامل و پدیده‌های ماورایی هستیم، می‌گوییم آن مواردی كه خارج از چارچوب عادی زندگی رخ داده «استثناء» است و قابل تعمیم نیست. پس علت روی آوردن برخی از متدینان به خرافه، باوری ناقص به مؤثرات ماورایی است كه زمینه‌ساز پذیرفتن هر ادعایی شده و می‌شود. گویی به بخشی از شریعت ایمان آورده‌اند و بخشی را وانهاده‌اند (نؤمن ببعض و نكفر ببعض). در علم هم چنین است كه اگر كسی با نادیده گرفتن بخشی از «روند علمی‌و تجربی منجر به شكل‌گیری یك پدیده» مدّعی دستیابی به آن پدیده شود،&lt;BR&gt;مدعای او غیرعلمی‌ارزیابی می‌شود و اگر بر آن ادعای بدون دلیل، اصرار بورزد، به عنوان فردی خیالاتی (و شاید خرافاتی) شناخته می‌شود. اگر آدمی‌تلاش لازم علمی‌و منطقی را انجام ندهد و منتظر نتیجه هم باشد، در این صورت، رویكردی خرافی داشته است. گرچه با نگاهی فلسفی و عرفانی، می‌توان همه عوامل را منتسب به ماوراء دانست، اما برداشت ما از آن ماوراء باید متفاوت با كسانی باشد كه چشم بر واقعیات عالم وجود می‌بندند و همه چیز را به عوامل غیرقابل اثبات، نسبت می‌دهند. در حالی كه برداشت غیرخرافی معتقد است كه « ابی‌الله ان یجری الامورالاّ باسبابها» (خدا تمام امور را از طریق اسباب و عوامل طبیعی‌اش به انجام می‌رساند). در مقابل، دیدگاه خرافی معتقد است كه اسباب و علل و عوامل طبیعی مهم نیستند و در هرگستره‌ای از عالم وجود، از نیروهای ماورایی كه مثلا در اختیار برخی افراد خاص، همچون ائمه هدی(ع) است، می‌توان خواست كه از آنها بهره گیرند تا ما به نتایج مطلوب خویش برسیم.&lt;BR&gt;4 خرافه، اساس دین و شریعت را زیر سؤال می‌برد، هستی‌اش را به خطر می‌اندازد، دچار وقفه می‌كند و حتی باعث عقب‌گرد بسیاری از انسان‌ها از دین و شریعت شده و می‌شود و حقیقتا چهره دین را ملكوك كرده و می‌كند.&lt;BR&gt; 5 حوزه‌های حضور دین سه گانه‌اند؛ كلام، اخلاق و احكام. در حوزه اخلاق چون صحبت از باید و نباید ارزشی است، خود به خود مجال خرافی‌اندیشی زیادی وجود ندارد. هرچه هست از طریق «باورهای غیرمنطقی» در حوزه «كلام» است كه به حوزه اخلاق نیز سرایت می‌كند و باعث تسری خرافات به بخش اخلاق می‌شود. البته كسی كه در تعریف مقولات اخلاقی، دچار غفلت شود؛ مثلا «صبوری» را به «تنبلی» و «زهد» را به «عدم تلاش در تولید» و امثال این تعریف‌های غافلانه تفسیر كند، دچار خرافه شده است.&lt;BR&gt;اگر دین و شریعت از باورهای خرافی اثر بپذیرد، اخلاقش نیز خرافی خواهد شد. به این معنا اخلاق به تنهایی، كمتر خرافات را بر می‌تابد. اما دو حوزه دیگر (كلام و فقه) بسیار تاثیر گذارند. به نظر می‌رسد كه در حوزه عقاید، خرافات خود را تئوریزه می‌كنند تا بسط یابند و مجال حضور در زندگی بشر را بیابند. در محدوده فقه آن عقاید می‌توانند قوانین یا توصیه‌هایی را رقم زنند، خصوصا در بخش مستحبات و مكروهات شرعی كه راهكارهای خرافی فراوانی را می‌توانند به عنوان مستحب یا مكروه شرعی ارائه كنند.&lt;BR&gt;به گمان من،نقطه ضعف اصلی در فقه، راهبردی به نام «تسامح ادله سنن» (سنن=مستحبات) است كه سبب شده است كه در مورد روایاتی كه استحباب و ثواب برخی رفتارها و گفتارها را ادعا كرده‌اند، بررسی دقیقی صورت نگیرد و با تسامح نسبت به آن‌ها، همه را مورد پذیرش قرار دهند.اما باید گفت كه شریعت محمدی (ص) كه منطبق بر فطرت انسانی است؛ راهبردهایی كه منجر به «رفتار غیرمنطقی» است را نمی‌پذیرد. بنابراین نمی‌توان در امور راهبردی شریعت، مسامحه و سهل‌انگاری كرد. درست است كه یك امر احتمالا مستحب، نمی‌تواند چهره شریعت را ملكوك كند، ولی اگر تعداد زیادی از مسائل ظاهرا مستحب از طریق تسامح در ادله مستحبات، پدیدار شوند كه  خلاف علم و خرد باشند، آیا باز هم می‌توان ادعا كرد كه هیچ لكه‌ای بر دامان شریعت نمی‌نشانند؟!!&lt;BR&gt;6 «عقلانیت» یك نسخه ندارد تا فردی بگوید «عقل من» به تنهایی برای تشخیص «سره از ناسره» كافی است. در عقلانیت هم اختلافاتی بین آدمیان وجود دارد. در مسأله «خرافات» سخن از رفتارهایی است كه با «قدر متیقن برداشت‌های عقلانی بشر» سازگار نیست و همه خردمندانی كه دچار غفلت نیستند، آن را مردود می‌دانند. &lt;BR&gt;7 زمینه‌های شكل‌گیری تاریخی خرافه در میان پیروان شرایع و متدینان به چند عامل بازمی گردد:&lt;BR&gt;یكم؛ جهل مردم و پیروان دین و شریعت، سبب اصلی در تحقق خرافه است. جهالت پیروان غیرعالم، سبب شده است كه «سوء‌استفاده‌گران» بتوانند از جهل آنان به نفع خویش بهره برده و موقعیت‌های كاذب برای خود فراهم كنند و مردم را به بیراهه‌هایی بكشانند كه جز خسارت دنیا و آخرت، ارمغانی برای آنان نداشته است. &lt;BR&gt;دوم؛ غفلت عالمان از این كه «با تسامح در ادله سنن» زمینه بررسی ادعاهای افراد در خصوص نسبت دادن برخی مسائل نامربوط به دین یا شریعت را فراهم كرده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از روایات دروغ در این بخش، در سایه امنیت قرار گرفته‌اند. تن دادن به برخی رویكردهای غیرعقلانی در مسائل كلامی ‌نیز زمینه‌ساز برخی خرافات بوده و هست كه در این مختصر، جای پرداختن به آن‌ها نیست.&lt;BR&gt;سوم؛ منفعت‌طلبی آگاهان سودجو، یكی از زمینه‌های تولید و رشد باورها و رفتارهای خرافی است. نشر اندیشه‌های خرافی در قالب انواع نشریات مكتوب و شفاهی و سمعی و بصری و تولیدات هنری مبتنی بر آن، منافع مادی آنان را تأمین كرده و از نظر معنوی، مردم را از رویكرد آگاهانه به متونی كه سعادت دنیا و آخرت مردم را تأمین می‌كند و راه را بر سوء‌استفاده «گمراه‌كنندگان» می‌بندد، باز می‌دارد. برای مثال به صحنه آرایی «بردن سگ، به آستان حرم امام‌رضا(ع) و فیلمبرداری از آن و فروش سی‌دی‌های مربوطه» توجه كنید كه چه سود سرشاری را نصیب سودجویان كرد و چگونه عقائد مردم را به بازی گرفت و حیثیت‌ها را مورد هجوم قرار داد؟!&lt;BR&gt;چهارم؛ تلاش مخالفان شریعت برای از میدان خارج كردن شریعت، یكی دیگر از زمینه‌های تولید باورهای خرافی است. تلاش بدخواهان، عمدتا «تهی كردن شریعت از عقلانیت» و ترسیم چهره‌ای نامعقول و غیرمنطقی از شریعت(بلكه از دین یگانه خدای یكتا) بوده و هست.&lt;BR&gt;می‌توان با یك رویكرد كلی، ادعا كرد كه؛ اساس رویكرد خرافی بشر، به خاطر «جهل نسبت به جایگاه حقیقی انسان در مجموعه هستی» است.&lt;BR&gt;8 در باب خرافه ستیزی نسبت به تاریخ اسلام و ائمه، مثل «لؤلؤ و مرجان» محدث نوری یا «حماسه حسینی» آقای مطهری وجود دارند. اما اقدامات در این حوزه گسترده (از عقاید و باورها تا تاریخ و فرهنگ)، چنان كم است كه می‌توان «كان لم یكن» تلقی كرد و نادیده گرفت. باید شروع به تولید كرد و برای شروع باید افرادی كه اطلاع كافی دارند و می‌توانند اظهار نظر مستدل و قانع كننده داشته باشند، به میدان آیند. چراكه اكثر این موضوعات خرافی، جنبه فرهنگی و حتی عاطفی یافته و نزدیك شدن به آن خطرناك است.&lt;BR&gt;باید ابتدا به مردم ثابت كنید كه «مؤمنانه» در پی پالایش علمی و منطقی هستید و برای بهبود بیماری ناشی از «بیماری مسری خرافه» توان لازم را دارید و حقیقتا «طبیب و كارشناس» هستید، وگرنه مدافعان سرسخت و بهره‌مندان از «تجارت خرافات»، بی‌رحمانه شما را نفی می‌كنند، بی‌دین و ایمان معرفی تان می‌كنند و برچسب «نادان نسبت به دین و شریعت» را به شما می‌چسبانند. از طرفی هم متاسفانه جریانی وجود ندارد كه پیگیر این مسأله شود و تلاش‌های جمعی آگاهان را در خود سازمان دهد و جامعه را از نتایج علمی‌آن بهره‌مند سازد.&lt;BR&gt;بخاطر جوّ سنگین فرهنگی و رواج رویكردهای غیرعلمی‌و خرافی در جامعه و خطرهای فراوان پرداختن علمی ‌به این مسائل، معمولا نمی‌توان همراهان پایدار و توانایی را برای مبارزه با خرافات پیدا كرد و كار «تولید جمعی اندیشه» را سامان داد. البته در این وادی خطیر، فعالیت‌های فردی هم غنیمت است و نباید متوقف شود. هرچند باید آماده همه گونه «تكفیر و تفسیق» از سوی مدافعان خرافات بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://shahrvandemrouz.com/&quot; target=_blank&gt;شهروند امروز&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 04:26:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرونده F-4</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;ماجراي مشاهده يوفوها(موجودات فضايي)توسط حسين پيروزي و تيم 16 نفره و 4 خلبان در 29 شهريور سال 1355 در فرودگاه مهرآباد تهران(کاملا حقيقي)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;با مطرح شدن بحث رويت اشياي نوراني در آسمان ايران،خاطره رويت يوفوها در آسمان تهران در سال 55 هم زنده شد.اين واقعه که در 29 شهريور 1355 اتفاق افتاد يکي از مشهورترين گزارش ها درباره رويت يوفوها در جهان است.پرونده اين موضوع در جهان به عنوان پرونده 19 سپتامبر 1976 يا پرونده F-4 معروف است.در آن زمان مسئول برج مراقبت فرودگاه مهرآباد((حسين پيروزي))بوده است که در حال حاضر يکي از اساتيد صنعت هوايي کشور است و به عنوان مشاور وزير راه و مدير کل فرودگاه امام خميني هم فعاليت مي کند.گفتگو با حسين پيروز شاهد عيني ماجراي مرموز آن شب را بخوانيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;در اول کار کمي درباره خودتان بگوييد:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;من متولد سال 1317 هستم.بعد از اتمام دوران دبيرستان از دانشگاه تهران ليسانس کتابداري گرفتم و بعد از آن در رشته زبان تحصيل کردم و مدرک کارشناسي زبان را نيز دريافت کردم.چون زياد مطالعه مي کردم و به مباحث هوا و فضا علاقمند بودم بعد از اين رشته ها مهندسي مراقبت پرواز خواندم و بعد از آن هم دوره فوق ليسانس حمل و نقل را گذراندم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt; ماجراي آن شب چطور آغاز شد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;شب 29 شهريور حدود ساعت 5/10 شب بود که خانمي با برج مراقبت که من آن شب مسئول آن بودم تماس گرفت و با دلهره اعلام کرد که يک شئ نوراني که مانند پروانه ماشين 8 پره و 4 پره مي شود روي خانه مان آمده و نورهاي عجيب و غريبي دارد.خانه آن خانم در خيابان شريعتي فعلي بود.من قضيه را جدي نگرفتم و از آن خانم تشکر کردم.چند دقيقه بعد خانم ديگري و بعد از آن آقايي از شميران تماس گرفتند و همين حرف ها را تکرار کردند.من خودم دوربين را برداشتم و به بالکن رفتم و آن وقت بود که شئ نوراني را در آسمان ديدم و در همان نگاه اول فهميدم که نمي تواتد هواپيما باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;شيئي که ديديد به چه شکلي بود؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نورش مثل لامپ فلورسنت بود.وسط آن نور قرمز چشمک مي زد و دو طرف آن نور آبي ديده مي شد.رنگ آبي آن بسيار خيره کننده بود.درهمان حالي که نگاهش مي کردم شبيه به ماهي حلوايي به رنگ سرخ آتشي شد.بعد هم به شکل هاي مختاف مثل ستاره دريايي و يا دايره و با رنگ هاي نارنجي،زرد،سبز و بنفش ديده شد.يک لحظه بعد هم ناپديد شد که ناگهان متوجه شدم از شمال تهران به طرف جنوبي ترين نقطه تهران رفته است.آنقدر به سرعت جا به جا مي شد که نمي توانستيم حرکت آن را ببينيم.به طوري که در ابتدا به همراه همکارانم فکر کرديم که دو يا سه جسم هستند.اما بعد متوجه شديم يک جسم بزرگ و سريع است.مدتي بعد روي کوه هاي بي بي شهربانو ثابت ايستاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مي توانيد ابعادش را توصيف کنيد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;از فرودگاه مهرآباد که من نگاه مي کردم تقريبا شمال شرق تهران بود اما آن چنان نورش زياد بود که نشخيص اندازه دقيق آن غير ممکن بود.مثل ماشيني که با نور بالا از رو به رو مي آيد و در ابتدا نمي توان اندازه آن را تسخيص داد.با اينکه ارتفاعش مدام تغيير مي کرد ولي فکر مي کنم طولش 20 متر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;بعد از آنکه متوجه شديد هواپيما نيست چه کار کرديد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;همان موقع موضوع را به مسئول پايگاه نيروي هوايي که در آن شب تيمسار يوسفي بود اطلاع دادم.تيمسار هم ابتدا فکر مي کرد من قصد شوخي دارم ولي بعد از آنکه متوجه شد قضيه جدي است فورا دستور داد يک فانتوم F-4 از پايگاه آماده باش آن شب که پايگاه شاهرخي همدان (نوژه فعلي) بود،براي شناسايي بلند شود.خلبان عزيزخاني به علاوه يک خلبان ديگر با فانتوم اول پرواز کردند.ما در ابتدا فکر مي کرديم ارتفاع اين شئ 5هزار تا 6هزار پا است.ولي خلبان اعلام کرد که شئ در ارتفاع سي هزار پايي قرار دارد.موضوع ديگر آن بود که خلبان اعلام کرد که روي دو موج UHF و VHF خود و روي فرکانس اضطراري صداي بنگ بنگ که ما به آن Emergency Squash مي گوييم را دريافت مي کند که هيچ وقت اين امر براي ما ممکن نبوده است.همان شب اين مساله توسط دو هواپيماي Swiss Air و Luft Hansa هم گزارش شده بود.فانتوم ما با آنکه سرعتي حدود سرعت صوت داشت ولي نمي توانست به اين شئ نوراني برسد.با کمي نزديک شدن فانتوم به اين شئ تمامي دستگاه هاي ناوبري و دفاعي آن از کار مي افتاد و سيستم ارتباطي آن هم دچار اختلال مي شد.بعد از تاييد خلبان عزيزخاني که اين شئ هواپيما نيست و يک شئ خارجي است فانتوم دوم هم از پايگاه شاهرخي پرواز کرد که خلبان اصلي آن سرگرد جعفري بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;خلبان ها اين شئ را چگونه توصيف مي کردند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;خلبان ها هم با چشم غير مسلح مي توانستند آن را ببينند.با همان رنگ هاي آبي،قرمز،نارنجي.اما آن طور که خلبان ها گزارش کردند روي رادار هواپيما هم هيچ اثري باقي نمي گذاسته است.سرعت اين جسم به قدري زياد بود که آنها با حدود سرعت صوت نمي توانستند زياد به آن نزديک شوند.چيزي که ما حدس مي زديم اين بود که سرعت اين شئ چند برابر سرعت صوت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;تا انتهاي ماجرا هر دو فانتوم حضور داشتند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نه.بعد از گذشتن مدتي از شناسايي و بعد از آنکه خلبان جعفري هم حرف ما را تاييد کرد تصميم گرفته شد که خلبان عزيزخاني به علت کم بودن بنزين به پايگاه شاهرخي برگردد و خفاش2(فانتوم سرگرد جعفري)شناسايي را ادامه دهد.سيستم هاي ناوبري فانتوم خلبان جعفري هم از کار افتاده بود و خلبان جعفري هم روي فرکانس 5/121 (فرکانس اضطراري) صداي بنگ بنگ را مي شنيد.ناگهان متوجه شديم که جسم دومي از جسم اول جدا شده است.جسم دوم بسيار نوراني بود.نور بسيار شديدي داشت و به سمت هواپيما حرکت کرد.ارتباط راديويي سرگرد جعفري براي مدتي با ما قطع شده بود.جسم اصلي هم به صورت ثابت روي کوه هاي بيبي شهربانو ايستاده بود.خلبان جعفري بعد از مدتي براي ما تعريف کرد که وقتي از روي مهرآباد گذشته است شئ دوم بالاي سرش بوده است.آن موقع جعفري سرعتش را کم مي کند تا شئ نوراني جلويش بيفتد و آن را روي باغ هاي کرج با موشک بزند.اما بعد از برگشت به ما گفت قبل از آنکه کاري بکنم شئ نوراني خودش 100 متر جلوتر از هواپيما ايستاد.مثل آنکه مرا تله پاتي مي کرد و فکر مرا مي خواند.مي خواستم شليک کنم که ديدم دستگاه ها عمل نمي کنند.حتي ارتباط راديويي بين من و خلبان ديگر هم مختل شده بود.با اشاره به خلبان دوم فهماندم که Eject کنيم.يعني از هواپيما بيرون بپريم.به خاطر آنکه قصد هدف قرار دادنش را داشتيم مي ترسيديم به ما حمله کند.جالب آن است که دستگاه Eject هم که کاملا مکانيکي است و الکترونيکي نيست از کار افتاده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;سيستم Eject اصلا ارتباطي با سيستم الکترونيکي هواپيما ندارد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نه.Eject يک سيستم کاملا مکانيکي در هواپيما است.6موشک زير صندلي خلبان قرار دارند که در کمتر از 8/0 ثانيه خلبان را 50 متر به بيرون پرتاب مي کنند.تعجب خلبان هم همين بود که اين سيستم هم که هيچ ارتباط الکترونيکي با هواپيما ندارد از کار افتاده بوده است.يادم مي آيد خلبان جعفري در جلسه اي گفته بود در آن موقع که سيستم Eject هم عمل نکرد با خودم گفتم خدايا با اين همه تکنولوژي که به ما دادي هيچ کاري نمي توانيم در اين وضعيت بکنيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;بعد چه اتفاقي افتاد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;شئ نوراني به تعقيب فانتوم پرداخت.حتي وقتي شئ نوراني و فانتوم از روي فرودگاه مهرآباد رد شدند يک لحظه(مانند فلاش)برق مهرآباد قطع و وصل شد.بعد ها فهميديم که اشکالي در سيستم برقي مهرآباد وجود نداشته است و سازمان برق منطقه اي هم پالس ثبت کرده است.بعد از اين تعقيب و گريز شئ نوراني دوم به سمت ساوه رفت و با دور شدن آن سيستم راديويي فانتوم دوباره وصل شد.آن موقع بود که خلبان جعفري اعلام کرد که شئ نوراني که من را تعقيب مي کرد بسيار وحشتناک بود اما گويا فقط مي خواست زهر چشمي به ما نشان دهد.اگر اجازه مي دهيد ديگر به پر و پايش نپيچيم و به پايپاه شاهرخي برگرديم. تيمسار يوسفي که مکالمه را ميشنيد در همان موقع گفت که چون احتمال دارد تا پايگاه شاهرخي همدان به شما حمله کند مي توانيد در مهرآباد فرود بياييد.چند دقيقه بعد خلبان جعفري اعلام کرد که شئ نوراني دوم به سمت شئ نوراني اصلي رفته و دوباره داخل آن شده است.بعد هم چند دقيقه بيشتر نگذشته بود که جعفري با فرياد اعلام کرد که شئ دوم دوباره از شئ اصلي جدا شده و به طرف زمين مي آيد.ما هم در آن موقع يک هاله نوراني را که به طرف زمين مي آمد را ديديم.جسم نوراني روي زمين نشست.سه مايلي جنوب پالايشگاه تهران.خلبان جعفري گفت که نور اين شئ آن قدر زياد است که من از اين ارتفاع مي توانم سنگ ريزه هاي بيابان را ببينم.شئ اصلي هم بالاي سر جسم دوم مرتب دور مي زد.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;سعي نکرديد به جسم دوم که روي زمين بود نزديک شويد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;تيمسار يوسفي همان موقع به جعفري گفت که امتحان کند که مي تواند به آن نزديک شود يا نه.سرگرد جعفري با فانتوم به سمت جسم دوم شيرجه اما به گفته خودش در 10 مايلي جسم دوم چنان هواپيما دچار لرزش شد که نتوانسته بود به آن نزديک شود.ما به کلانتري شهرري و ژاندارمري اطلاع داديم.چندين نفر از مردم هم با مهرآباد تماس گرفتند و اين قضيه را گزارش دادند.در همان موقع متوجه شديم که جسم اصلي رفت و در آسمان ناپديد شد.اما ماموران پليس و هيچ کس ديگر بعد از رسيدن به محل اثري از جسم دوم پيدا نکردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;روز بعد هم معلوم نشد چه بر سر شئ نوراني دوم آمده است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نه،فقط به مدت يک هفته تا ده روز در يک نوار 40 کيلومتري از روده شور تا دوشان تپه هر روز يک تا دو ساعت روي فرکانس اضطراري (5/125) صداي بنگ بنگ شنيده مي شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;درباره اين فرکانس و صداي بنگ بنگ توضيح مي دهيد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;وقتي مثلا سانحه اي براي يک هواپيما پيش مي آيد جعبه سياه آن که حاوي اطلاعات مهمي است از هواپيما به بيرون پرتاب مي شود.اين جعبه در مقابل گرما و سرماي شديد بسيار مقاوم است.بعد از پرتاب به صورت اتوماتيک جعبه سياه روشن مي شود و روي همين فرکانس که معروف به فرکانس اضطراري است صداي بنگ بنگ شنيده مي شود تا مسئولان با جستجوي صدا بالاخره جعبه سياه را پيدا کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;در مدت اين 10 روز منبع اين صدا پيدا نشد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نه،چندين بار ماموران صدا را جستجو کردند.تا منبع صدا هم مي رسيدند اما بعد از کندن زمين هيچ چيزي پيدا نمي کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;اتفاقات آن شب چقدر طول کشيد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;از 5/10 شب تا 4 صبح،بيشتر از 5 ساعت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;اين جسم در رادار مهرآباد هم ثبت شد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نه،چند روز بود که رادار مهرآباد خراب بود.اما رادار فانتوم براي چند لحظه آن را ثبت کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;گفته مي شود که بينايي خلبان جعفري بعد از اين حادثه دچار مشکل شده بود شما خبري از اين مورد داريد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;من در مورد بينايي خلبان جعفري اطلاعي ندارم ولي براي چند وقتي هم خلبان جعفري هم خلبان عزيزخاني اجازه پرواز نداشتند.حتي گاهي که يک ستاره مي ديدند تصور مي کردند که همان شئ دوباره برگشته است.خود من بعد از تمام شدن آن حادثه به مدت 54 ساعت نخوابيدم.تا مي خواستم بخوابم با تصويري از آن شئ از خواب مي پريدم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مثل آنکه فيلم اين حادثه هم بازسازي شده است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;بله،بعد از انقلاب در شبکه دو و با کمک آقاي مير فخرايي در گروه دانش با توجه به مشاهدات ما و با استفاده از همان کادر فرودگاه و خلبان عزيزخاني و جعفري فيلم اين مشاهده بازسازي شد که بسيار شبيه واقعيت شده است که فکر کنم اکنون در آرشيو صدا و سيما هم موجود است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مجموعا چند نفر شاهد اين يوفوها بودند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;به جز مردم عادي که با برج تماس مي گرفتند تيم 16 نفره برج مراقبت که همگي داراي تحصيلات عالي هستند شاهد اين ماجرا بودند.علاوه بر آنها مشاهدات چهار خلبان (دو خلبان در هر فانتوم) يکي از دلايل اعتبار اين مشاهده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مجموعه اين حرف هاي شما به اين معني است که شما اعتقاد داريد که اين موجودات فضايي هستند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;بله،من اعتقاد راسخ دارم که آنها موجوداتي ماورايي هستند که خيلي از ما هوشمندترند.آنها به کار ما نظارت مي کنند اما ما را قابل ندانسته اند تا با ما ارتباط برقرار کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;ما وقتي مي توانيم يک مساله را ماورا طبيعي فرض کنيم که هيچ توجيه علمي براي آنها پيدا نشود.آيا اين مساله نمي تواند يک تکنولوژي سري متعلق به برخي کشورهاي خاص باشد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;وقتي مي گويند ميليونها خورشيد در کهکشان راه شيري وجود دارد پس حتما کرات ديگري هم مي تواند وجود داشته باشد که در آن موجوداتي زنده باشند.نمي شود که ما بگوييم فقط ما در اين زمين زنده هستيم و هيچ موجود هوشمند و زنده ديگري وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مي خواهم بگويم فکر نمي کنيد بعضي از اشيا نوراني که اخيرا ديده شده ممکن است ماهواره هاي جاسوسي يا هر چيز ديگري باشد که به شکل شئ نوراني ديده شده است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;احتمال آن وجود دارد.بعد از همين قضيه هم عده اي تا مدت ها در کيسه هاي پلاستيکي شمع روشن مي کردند و آنها را با استفاده از گازي سبک به هوا مي فرستادند و عده اي فکر مي کردند بشقاب پرنده ديده اند.اما تمام اين موضوعات را با تمام تحصيلاتي که داشتم و اطلاعات فني که دارم وجود بشقاب پرنده ها را نفي نمي کنم و فکر مي کنم در کرات ديگر موجوداتي وجود دارند.اين اعتقاد شخصي من است و البته هيچ دليل علمي براي آن ندارم. اين ها چيز هايي است که من با چشم خودم ديدم.فانتومي که تمام سيستم هاي ناوبري و دفاعي اش را از دست مي دهد و دوباره به دست مي آورد در اثر چه چيزي مي تواند باشد؟آنها بسيار از ما هوشمند تر هستند و درباره ما تحقيق مي کنند. همان شب 45 دقيقه بهد که ماجراي تهران تمام شد اين شئ نوراني در کشور پرتغال هم ديده شد.آنها با سرعتي چندين برابر صوت در حال رفت و آمد هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;منبع مصاحبه: محمد کرباسي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 06:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رابطه سیاستمداران آمریکایی با فرازمینی ها</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شاید دیگر برکسی پوشیده نباشد که ایالات متحده آمریکا طرح ها ی سری فراوانی در ارتباط با فرازمینی ها در دست دارد و همیشه بر آنها سرپوش میگذارد در اینباره به قدری گزارش و داستان وجود دارد که نمی توان به سادگی از انها گذشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;رابطه سیاستمداران آمریکایی با فرازمینی ها+دست دادن کلینتون و بوش به ادم فضایی ufo&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال ما موضوعی جالب توجه می پردازیم و آنهم رابطه رئیس جمهوران آمریکا با فرازمینی هاست. اولین باری که این موضوع به شکل جدی مطرح شد و مورد توجه همه قرار گرفت در زمان ریاست جمهوری آیزن هاور بود . ماجرا از این قرار بود که در روزنامه ها عکسی از او به چاپ رسید که در حال دست دادن با یک فرازمینی بود. البته روز بود مقامات کاخ سفید این عکس را دروغین و تبلیغاتی قلمداد کردند. ولی کسی که عکس را گرفته بود اذعان داشت که بعد از این ملاقات این موجود به یک سری انتقال داده شد . در این جا بازهم شما را به یاد یک فیلم سینمایی که در سال های اخیر اکران شد می اندازم و آنهم فیلم مردان سیاه پوش (Men in Black) است که در این فیلم دقیقا به تمامی این حوادث اشاره شده ، به عنوان مثال در آمریکا سازمان مخفی وجود دارد که مسوول برقراری ارتباط با فرازمینی هاست . در قسمتی از همین فیلم دو مامور این سازمان فوق سری ، در حال تماشای آلبوم عکسی هستند که به عکس آیزن هاور می رسند که در حال دست دادن با یک موجود فضایی است. رییس جمهور دیگر آمریکا جان.اف.کندی هم از علاقه مندان به فضا بود در زمان او پایگاه های فضایی مختلفی در امریکا تاسیس شد. اما درگیرترین فرد در مورد فرازمینی ها بیل کلینتون است . ماجرا این گونه است که عکسی از کلینتون در روزنامه ای به چاپ رسید که او در حال دست دادن با یک فرازمینی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;Axiom.Dom.Ir بزرگترین وبلاگ دنیای ماوراء&quot; align=baseline src=&quot;http://img2.tinypic.info/files/5o02dnhdo9ziq3kabql2.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جالب است بدانید عده ای معتقند که به همین دلیل بود که بیل کلینتون در زمان خود کمتر وارد جنگ شد اما کاخ سفید باز هم این عکس را دروغین و تبلیغاتی خواند . و کلینتون توضیحی درباره آن نداد. اما می رسیم به جرج دبلیو بوش و نکته ای فوق العاده عجیب ، عکسی از لحظه دست دادن بوش با یک فرازمینی که دقیقا شبیه همان فرازمینی است که کلینتون با او دست داده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;Axiom.Dom.Ir بزرگترین وبلاگ ماوراء&quot; align=baseline src=&quot;http://img2.tinypic.info/files/kgrcdke33tg6w1ne5hs8.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما بر خلاف همیشه که کاخ سفید این نوع عکس ها را دروغی می خواند این بار هیچ واکنشی نشان نداد و در اقدامی عجیب تر بوش هنگامی که در هواپیما در حال مسافرت بود با در دست گرفتن روزنامه ای که این عکس را چاپ کرده ، وجود حیات در دیگر کرات را تایید کرده ولی خواسته که بحث آن به بین مردم کشیده نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;Axiom.Dom.Ir بزرگترین وبلاگ ماوراء&quot; align=baseline src=&quot;http://img2.tinypic.info/files/osw8da3db2usvlue0ckt.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 09:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 395px; HEIGHT: 151px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;بزرگترین وبلاگ دنیای ماوراء www.axiom-elf.blogfa.com&quot; align=baseline src=&quot;http://img2.tinypic.info/files/ut0ctyxaqlf1p6blnmvn.jpg&quot; width=407 height=159&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;پرسش:&lt;BR&gt;مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟&lt;BR&gt;پاسخ:&lt;BR&gt;لحظه مرگ بسیار حساس و خطرناك است حتى خوبان و نیكان از آن دلهره و وحشت دارند ; البته منافاتى نیز ندارد كه در عین حال كه ترس دارند ، به ملاقات پروردگار نیز علاقه داشته باشند مانند غواصى كه به یافتن مروارید علاقمند است در عین حال از غرق شدن در دریا هم بیم و ترس دارد . خداوند متعال مى فرماید : «وَ جَآءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَ لِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ ;(ق ،19) و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مى رسد ، این همان چیزى است كه از آن مى گریختى » . در هنگام سكرات و حالت احتضار و آستانه مرگ حوادث گوناگونى براى انسان رخ مى دهد ; از جمله :&lt;BR&gt;الف ) تمثّل مال ، همسر و فرزندان ، اعمال :&lt;BR&gt;1 . مال و دارایى و ثروتى كه شخص سال ها در پى آن تلاش كرده و خود را به آب و آتش زده ، اكنون انسان از آن جدا مى شود و حتى نمى تواند یك درهم سیاه را با خود بردارد و ببرد ، به اشكالى تمثل پیدا مى كند و با انسان سخن مى گوید .&lt;BR&gt;2 . اهل و همسر و فرزندان و.. . كه یك عمر براى آنان زحمت كشیده ، اكنون نمى توانند به فریاد او برسند و حتى در برخى موارد همسر و فرزندان به خاطر ثروت محتضر مایلند كه پدر و همسرشان زودتر بمیرد تا آنها به ثروت او دست پیدا كنند! 3 . اعمال شخص نیز در هنگام مرگ متمثل مى شوند و با صاحب خود حرف مى زنند .&lt;BR&gt;ب ) شیطان نیز در هنگام مرگ شخص محتضر را وسوسه مى كند و به او كفر و شرك را تلقین مى كند تا به این وسیله ایمانش را به سرقت ببرد و شخص ، بى ایمان از دنیا برود .&lt;BR&gt;ج ) انسان محتضر در لحظه مرگ تمام فراز و نشیب هاى عمر و زندگى خویش را در چند لحظه همچون یك حلقه فیلم مى بیند و براى فرصت هاى از دست رفته عمر خویش حسرت مى خورد . انسان ها همچنین در لحظه مرگ اهل بیت(علیهم السلام)را بر بالین خود مشاهده مى كنند و آن بزرگواران نیكان را تسكین و آرامش مى بخشند .(1)لحظات مرگ خوبان و نیكان با بدان و بدكاران تفاوت دارد ; نیكان و صالحان به هنگام فرا رسیدن مرگ ، با سلام و بشارت و امنیت مورد استقبال قرار مى گیرند و خداوند براى آنان اجر كریم آماده كرده است ; (احزاب ،43) و درباره بندگان صالحش مى فرماید : «یَـأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَـئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً *(فجر ،27و28) تو اى روح آرام یافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است .» در جایى دیگر مى فرماید : «همان ها كه فرشتگان قبض ارواح روحشان را مى گیرند در حالى كه پاك و پاكیزه اند به آن ها مى گویند سلام بر شما باد ، به خاطر اعمالى كه انجام مى دادید ، وارد بهشت شوید .»(نحل ،32) و.. . خداوند متعال درباره لحظه جان دادن و مرگ بدكاران مى فرماید : «همان ها كه فرشتگان قبض ارواحروحشان را مى گیرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند ، در این هنگام آن ها تسلیم مى شوندو مى گویند ما كار بدى انجام نمى دادیم ، آرى خداوند به آن چه انجام مى دادید عالم است » .(نحل ،28) در جایى دیگر درباره شیوه جان دادن بدكاران مى فرماید : «چه كسى ستمكارتر از كسى است كه دروغى به خدا ببندد یا بگوید وحى به من فرستاده شده در حالى كه وحى به او نشده باشد.. . و اگر ببینى هنگامى كه این ظالمان در شداید مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دست ها را گشوده به آنان مى گویند جان خود را خارج سازید ، امروز مجازات خوار كننده اى در برابر دروغ هایى كه به خدا بستید و در برابر آیات او تكبر ورزیدید ، خواهید دید» .(انعام ،93) گنه كاران و بدكاران با انواع دلهره ها و جدایى ها و خطرها ، وحشت زده هستند و به جاى دلدارى از سوى فرشتگان با كتك و عذاب شدید و بى احترامى ، جان مى دهند .(نساء ،97)(2)&lt;BR&gt;پاورق:&lt;BR&gt;1 : معاد ، محسن قرائتى ، انتشارات در راه حق / معاد ، شهید دستغیب&lt;BR&gt;2 : معاد ، محسن قرائتى ، همان ، ص 109 ـ 118 / تفسیر نمونه ، آیت الله مكارم شیرازی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;بقیه مطالب در مورد مرگ در &lt;A href=&quot;http://axiom-elf.blogfa.com/post-110.aspx&quot; target=_blank&gt;ادامه مطلب&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 21:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وضعیت زیستن ارواح در بهشت</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;&lt;strong&gt;وضعیت زیستن ارواح در بهشت&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;جهت بیان حالت و چگونگی زیستن در جهان سوم روحی , در مرحله نخست می بایست یک بررسی سطحی درباره نحوه و خواست زندگی افراد کره زمین بنمائیم , چون کسی که در صحراهای سوزان زندگی می کند , بهشت را محلی با آب های خنک و گوارا و صاف و درختانی پر سایه و سبزه و پر میوه تصور می کند , و کسی که در قطب زندگی می نماید , بهشت را محلی با گرمای مطبوع و آفتابی درخشان تصور می کند که می تواند در تمام مدت عمر در آنجا حمام آفتاب بگیرد . به همین منوال , هر فردی از بهشت تصوری متناسب با محیط زندگی خویش دارد و وجود آن را در ذهن خود مجسم می نماید. ارواح در تماس های روحی در مورد نحوه زیستن , طرز کار کردن و معیشت , نحوه تهیه غذا , خوردن و آشامیدن , لباس پوشیدن , مسکن و ... اطلاعات زیادی را از جهان سوم در اختیار اشخاص گذاشته اند. در مباحث و نوشته های قبلی , در مورد قدرت های ذاتی افراد , مطالبی بیان گردید . یکی از این قدرتها یا انرژی های نهان , قدرت اکتوپلاسمی آنها است که از طرف خداوند متعال به بشر عطا گردیده است . این عنصر روحی در کلیه افراد به نسبت های متفاوتی وجود دارد و این نیرو , ساده ترین عنصری است که قابل استفاده به وسیله ارواح در مواقع تاثیر گذاری عقل بر ماده می باشد . در اثر تاثیرگذاری عقل بر ماده , تطابق فرکانس های امواج , بسیار با اهمیت است , زیرا در صورتی که فرکانس های موج عقل به طور کامل بر ماده انطباق یابد , عقل خواهد توامست ماده را به هر شکلی که بخواهد تبدیل کند یا تغییراتی در آن بوجود آورد و حتی آن ماده را جابجا نماید. در عوالم اثیری , امواج کاملا منطبق بر ارتعاشات عقل است و در چنین شرایطی ارواح می توانند با تاثیر گذاری بر محیط خود به کلیه خواست و نیازشان دست یابند. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری عقل از ماده و ماده از عقل , به نسبت تکامل و رشد عقلی ارواح افزایش می یابد و هرچه روحی در طبقه بالاتر جهان های روحی قرار گرفته باشد , به همان نسبت هم می تواند بر محیط خود تاثیرات عالی تر و مهمتری بگذارد . ارواح با استفاده از همین قدرت عقلی است که می توانند برای زندگی خود , بناهایی را به نسبت تعالی روحی خویش خلق کنند و یا در اثر عدم نیاز آن بناها را به اثیر عالم تبدیل نمایند. اکثر ارواح در مواقع تماس اظهار می دارند که در عوالم روحی زندگی آسوده و آرامی دارند , منزل دلخواه را بنا به سلیقه و قدرت عقلی خود ساخته اند . در بین آنها بعضی ارواح هم یافت می شوند(البته در طبقات پائین تر ) که اظهار می نمایند , منزل باب میل و دلخواه خود ندارند و در حسرت منزلی آرام می باشند. ارواح منازل خود و محیط اطراف آن را با استفاده از قدرت عقل بر ماده اثیری برپا می کنند و به نحو دلخواه و در حد تکامل و مقدورات عقلی خویش آن را به شکل زیبائی زینت می دهند. پس از ساختن بنا , اطراف و باغچه های منزل را با زیبا ترین گل های دلخواه که هرگز پژمرده نمی شوند و درختان میوه مورد علاقه خود که همیشه بر شاخه هایشان میوه و گل دارند , زینت می دهند. این ساختمان ها طوری ساخته می شوند که عطر گل ها در فضای آن استشمام می شود و هرچه درجه تعالی ارواح بالاتر می رود , در ساختن خانه و تزئین آن , ظرافت های بیشتری بکار برده می شود . ساختن بنا ها , همراه با مشکلاتی شبیه آنچه در زمین است نمی باشد , بلکه هر زمان که روحی تصمیم بگیرد ساختمانی بسازد, کافی است شکل و ترکیب ساختمان را , در ذهن خود طراحی کند , آنگاه اراده بر ساختن آن در نقطه مورد نظرش بنماید , سپس خواست ذهنی وی در همانجا و به همان شکل به وجود می آید و ساختمان در مدت بسیار کوتاهی قابل استفاده می گردد. تزئینات داخلی ساختمان هم به همین کیفیت توسط روح و در زمان بسیار کوتاه و مطابق با سلیقه او تکمیل و تزئین می شود. وقتی روحی از طبقه ای به طبقه ای دیگر ارتقاء می یابد , او با نیروی عقل خود می تواند تمام آنخانه و وسائل و تزئیناتی را که ساخته بود , مجددا به اثیر همان طبقه تبدیل نماید و در طبقه جدیدی که انتقال یافته است , با استفاده از اثیر آن طبقه , خانه ای نو و بهتر برای خود بنا کند.&lt;br /&gt;در جهان سوم روحی , ساختمان ها دارای شکل و ابعاد و رنگ های گوناگونی هستند . این گوناگونی ها فقط در این جهان وجود دارند و در سایر جهان ها به چشم نمی خورند و در این مورد ارواح دلائل آن را بشرح زیر بیان می نمایند.&lt;br /&gt;1- ارواحی که پس از تحمل مرارت و سختی های فراوان , از جهان اول و یا دوم به طبقه اول جهان سوم می رسند , به داشتن هر نوع محل زیستی قناعت می نمایند , زیرا در جهان های قبلی , از استقلال معیشت و آرامشی برخوردار نبوده اند . این ارواح در حد تکامل و فکر و عقل خود مبادرت به ساختن منازلی محقر می کنند و از این که توانسته اند به سطح جهان سوم دست یابند , از خدای خود سپاسگذارند و احساس آرامش بسیار خوبی می نمایند.&lt;br /&gt;2- ارواحی که پس از مرگ جسم مادی زمینی , وارد بهشت می شوند و دارای تکامل عقلی مطلق نیستند , در آنها هنوز اثرات ماده دوستی و ماده گرائی و وابستگی های منتسب به ماده وجود دارد , لذا به همین دلیل هم در آنجا سعی می کنند منزل بهتری از دیگران داشته باشند و این عمل آنها یکی از دلائل متنوع بودن شکل و رنگ ساختمان ها در بهشت است.&lt;br /&gt;3- ارواح تا زمانی که ثقل مادی خود را به طور کامل از دست ندهند , به طریقی به تجمل پرستی گرایش دارند , ولی از زمانی که خود را به جهان چهارم می رسانند , از آن پس دگرگونی و تغییر ناگهانی عجیبی در کردار و رفتار آنها به وجود می آید و از آن پس , به فکر تجمل و زیبا سازی و امور ظاهری بر نمی آیند , بلکه نمام فکر و ذکرشان متوجه کسب قدرت و انرژی بیشتری برای رسیدن به قدرت اصلی , یعنی جهان هفتم روحی می شود , لذا این ارواح مترقی , سعی می کنند هرچه زودتر هر نوع ثقل و سنگینی ای را که از تعلقات مادی دارند , از خود دور سازند تا هرچه بیشتر بتوانند سبک شوند و قابل صعود به مراحل بالاتر خلقت گردند.&lt;br /&gt;منازلی را که ارواح در جهان های روحی می سازند , دارای اختلافات زیادی با جهان های مادی است , فرضا در آنها مکان های مانند آشپزخانه و نهارخوری و توالت و ... دیده نمی شود.&lt;br /&gt;نحوه غذا خوردن و بهره گیری از مواد خوراکی , در عوالم روحی , به گونه ای که بشر زنده از آن استفاده می کند , نیست , چون ارواح به هنگام نیاز به غذاهای گوناگون , از مزه و طعم و بوی اثیری آن غذا در حد نیاز استفاده می کنند و غذا را به صورت موادی حجیم نمی خورند . مثلا سیبی را از درخت می چینند و در دهان می جوند و می بلعند , ولی چیزی وارد معده آنها نمی شود , بلکع سیب جویده شده , مجددا وارد اثیر جهان سوم می شود.&lt;br /&gt;در بعضی ساختمان ها یک اتاق یا قسمتی از ساختمان را ؛ به محل عبادت اختصاص می دهند که ارواح برای عبادت و نیایش در آنجا با خدای خویش راز و نیاز می نمایند . در جهان های دیگر عموما چنین محلی مشاهده نمی شود . وقتی که در مورد وجود این اطاق در برخی از ساختمان های روحی از ارواح سئوال می شود , آنها اظهار می دارند , هدف از نیایش به درگاه خداوند این است که &lt;br /&gt;اولا : از لطف و مرحمت و نعمت های خداوندی سپاسگذاری نمائیم .&lt;br /&gt;ثانیا: خداوند به آنها سعادتی بیشتر عنایت فرماید تا بتوانند هرچه زودتر تکامل روحی را در همان جهان ادامه دهند و از بهشت پائین نجات پیدا کرده و به بهشت علیا یا به جهان چهارم روحی که به مراتب جذابتر از بهشت است قدم بگذارند.&lt;br /&gt;ارواح تا رسیدن به طبقه نهم جهان سوم , از آینده خود بی اطلاع هستند و همیشه از این حقیقت نگرانند که مبادا به دلایلی , جهت تکامل , مجددا به یکی از جهان های ماده انتقال یابند.&lt;br /&gt;منازل ارواح معمولا از یکدیگر فاصله دارند و در اطراف ساختمان , محوطه بازی که باغچه های پر از گل , درختان میوه , جویهای آب جاری , استخر و آب نما و وسائل تفریحی و سرگرمی اختصاص یافته , دیده می شود . میز و صندلی و نیمکت هائی را در کنار جوی های آب در زیر درختان میوه یا کنار استخر گذاشته اند که ارواح اغلب با یاران موافق در آنجا به استراحت و گفتگو می پردازند.&lt;br /&gt;ارواح در بهشت معمولا به صورت اجتماعی زندگی می کنند و شهر های فراوانی هم در طبقات مختلف جهان سوم وجود دارند . در اغلب این شهر ها ساختمان های بلند و سر به فلک کشیده ای وجود دارند که اکثر این محل ها , جهت رفع احتیاجات و تبادل اطلاعات و معلومات عوالم روحی بکار گرفته می شوند . ارواح تمام مایحتاج خود را از مغازه های فراوان و مختلف تهیه می کنند و بهای آن را به صورت بذل محبت می پردازند . این عمل برای فروشنده کالا امتیاز زیادی ببار می آورد و جمع شدن این امتیازات باعث ترقی آنها به طبقات بالاتر می گردد.&lt;br /&gt;زندگی در شهر ها به صورت عشیره های متجانس روحی است , یعنی کلیه ارواحی که از نظر عقلی تقریبا در یک سطح قرار دارند , در محل هایی مانند یک شهر یا شهرک , گرد هم جمع می شوند . در تمام شهرها مراکزی جهت تحصیل علوم مختلف وجود دارد . بیشتر علومی که در این مراکز تدریس می شوند , مربوط به علوم الهی , سماوات , کائنات , وجود خداوند یا عقل کل عالم هستی است . ارواح آنچه را که از تدریس استاد در می یابند , در عقل خود جای می دهند , زیرا در آنها مراکز ناخودآگاهی وجود ندارد که باعث فراموشی بعضی مطالب از ضمیر آگاه آنها شود و در ضمیر ناخودآگاه جای گیرد.&lt;br /&gt;ارواح اکثرا ساختمان های مسکونی خود را یک طبقه بنا می کنند و در عوالم روحی , وسیله نقلیه برای رفت و آمد وجود ندارد , زیرا در آنجا نقل و انتقال احتیاج به زمان و مکان و وسیله بخصوصی نیست و هرگاه ارواح تصمیم بگیرند از محلی به محلی دیگر بروند , با استفاده از امواج اثیری , در یک لحظه خود را در محل جدید خواهند یافت.&lt;br /&gt;ارواح خستگی ناپذیرند و احتیاج به استراحت و خوابیدن ندارند , ولی دوست دارند پس از مراجعت از مشاغل یا تحصیلات خود , در محلی خاص , تجدید قوا کرده و سیاله های روحی خویش را تقویت بنمایند و نیازهای شخصی خود را بر طرف سازند.&lt;br /&gt;از نظز تغذیه , غذاهایی را که ارواح در منازل خود تهیه می کنند , مانند غذای زمینی ها نیست , زیرا در عالم روحی فقط جهت لذت بردن است نه برای کسب انرژی و رشد جسمی . ارواح غذای خود را از اثیر عالم و از طریق تاثیر عقل بر ماده سریعا تهیه می کنند. در زمان تهیه غذا ارواح ابتدا غذای خود را در ذهن خویش مجسم می کنند , سپس توسط عقل آنها را به وجود می آورند . بدین جهت هر غذایی را می توانند بدون محدودیت و به حد وفور میل کنند( لذت بردن از غذا از خواستن آن غذا شروع و پس از دیدن , بوئیدن , جویدن و بلعیدن خاتمه می یابد).&lt;br /&gt;منظور از کار و کوشش در جهان های روحی , کسب امتیاز برای تعالی و تکامل است , وگرنه ارواح برای امرار معاش , نیازی به کار کردن ندارند . کار و کوشش در عوالم روحی باعث می گردد تا عقل آنها در حین کار و رویاروئی با مشکلات آن , فضیلت و تعالی بیشتری پیدا کند . همچنین جهد در دستیابی به علم بیشتر و بالا بردن شناخت , یکی دیگر از عواملی است که تکامل روحی را تسریع می نماید. یکی از این آموزش ها که مشابه آن در زمین خیلی کم به چشم می خورد , نحوه گسترش نیروی عقلانی و چگونگی دست یافتن به عقل کملتر می باشد . این آموزش در موسسات عالی و توسط استادان مخصوص تعلیم داده می شود. یکی دیگر از مراکز آموزشی مهم جهان سوم روحی , محلی است که آموزش و نگهداری و پرورش کودکان را بر عهده دارد , چون این ارواح , پس از فراغت از تحصیل , به مرکز نگهداری و پرورش کودکان اعزام می گردند و در آنجا خدمت می کنند , در این محل ها معمولا دو گروه از اطفال نگهداری می شوند.&lt;br /&gt;1- کودکانی که از زمان انعقاد نطفه تا رسیدن به سن رشد عقلی فوت کرده اند.&lt;br /&gt;2- کودکانی که در جهان سوم روحی متولد می شوند.&lt;br /&gt;یکی دیگر از مراکز آموزشی مهمی که در جهان سوم روحی وجود دارد موسسات تدریس علوم روح درمانی است , زیرا بسیاری از ارواح پس از انتقال به جهان روحی , بیماری های روحی و روانی زمان حیات زمینی را هم با خود به جهان اثیری می برند . مثلا فرد دیوانه , تا مدت ها همان حالت زمینی قبل از مرگ خود را در عالم اثیری دارا می باشد , تا اینکه کم کم و به کمک روح درمان های عوالم روحی , به عقل قبل از دیوانه شدن دست یابد و بعدا مداوا گردد. اگر در عوالم روحی , فرد دیوانه ای فوری به عقل آید و به صورت عاقلی تبدیل شود , این دگرگونی سریع , مسلما او را به نوعی دیگر از دیوانگی می کشاند , چون فردی که مدتها و یک عمر دیوانه بوده است فورا نمی تواند تغییر حالت روحی دهد و به حالت عادی بازگردد.&lt;br /&gt;یکی دیگر از مشاغل عمده ای که در جهان سوم روحی وجود دارد , روح نگهبان یا همان فرشته نگهبان شدن جهت نسل افراد بشر است و ارواح نگهبان در این شغل , فقط مسئولیت حفظ و نگهداری افراد بشر را , طبق دستورات صادره از عوالم روحی , از سوانح و خطرات و اتفاقاتی که جزو سرنوشت آن افراد است, بعهده دارند و تا زمان فرارسیدن مرگ , اجازه نمی دهند که اتفاقات روزگار و ناملایمات و ... آنها را از پای در آورد و در صورتی که این ارواح بتوانند به وظایف خود به طور کامل بپردازند , پس از اندکی صاحب امتیازاتی از سوی نیروهای الهی می شوند و در جهان های روحی به طبقات بالاتری صعود می نمایند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;منبع : کتاب کلیات علوم روحی&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 20:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان واقعی از یوفو</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یک افشاگری انگلیسی ها در مورد آدم فضایی ها&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وزات دفاع انگلیس پرونده‌های مربوط به مشاهده &quot;اشیای ناشناس پرنده&quot; یا &quot;یوفو‌ها&quot; UFO را که سابقه آنها به دهه 1970 بازمی‌گردد، منتشر کرده است. به گزارش خبرگزاری‌ها وزارت دفاع انگلیس چهارشنبه 14 مه (25 اردیبهشت) این پرونده‌ها را به عنوان بخشی از یک طرح چهارساله برای انتقال همه اسناد مربوط به یوفوها به بایگانی‌های‌ ملی این کشور انجام داده است تا افراد علاقمند بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. این اسناد شامل صدها گزارش پلیس از اظهارات شاهدانی از شمال تا جنوب انگلیس است که نورها و اشیای عجیب در آسمان دیده‌اند. پرونده‌هایی که در این مرحله علنی شده‌اند سال‌هایی 1978 تا 1987 را در برمی‌گیرند. بقیه این اسناد که مربوط به دهه 1950 و سال‌های اخیر می‌شوند، بعدا منتشر خواهند شد. این پرونده‌‌ها که در حال حاضر در صفحه مربوط به یوفو در وب‌سایت بایگانی‌های ملی قرار داده شده‌اند، از گزارش‌های عجیب و غریب تا موارد اسرارآمیز و غیرقابل‌توضیح را دربرمی‌گیرند. در یکی از این موارد مرد سالمندی مدعی شده بود که موجودات بیگانه فضایی که کاملا سبزپوش بودند او را با سفینه‌شان به گردش برده‌اند و نهایتا به خاطر سنش از دزیدن او منصرف شده‌اند. اما گزارش‌های معتبرتری هم در میان این اسناد وجود دارد. از جمله گزارش ماموران یک برج مراقبت در فرودگاهی در ساحل شرقی انگلیس در ساعت 4 بعدازظهر 19 آوریل 1984 در مورد یک پدیده هوایی غیرمعمول. با اینکه این ماموران آدم‌های حرفه‌ای باتجربه و آرامی بودند؛ اما آنها آنقدر نگران از دست دادن شغل‌های‌شان بودند که تقاضا کردند که نام‌های‌شان از گزارش رسمی حذف شود. آنها می‌دانستند که هیچکس ادعای آنها در این باره باور نخواهد کرد که یک شیء پرنده ناشناس در فرودگاهی در شرق انگلیس که آنها وظیفه نظارت بر آن را به عهده داشتند، مدتی کوتاه به زمین نشسته است، سپس با سرعت فراوان دوباره به پرواز درآمده است. این افراد که بیش از 8 سال تجربه کاری داشتند، توصیف کرده‌اند که چگونه در حال راهنمایی هواپیماهای کوچک برای فرود بر روی باند شماره 22 بوده‌اند که یک شیء با نور درخشان برخوردند که که بدون اجازه به یک باند دیگر نزدیک می‌شد. به گفته یکی از ماموران برج مراقبت این شیء با سرعت زیاد نزدیک شده بود، تماس مختصری با باند شماره 27 برقرار کرده و بعد با سرعتی فوق‌‌العاده با زاویه تقریبا عمودی دور شده بود. این واقعه یکی از معدود مواردی است که توضیح‌داده نشده باقی ماند. این پرونده‌ها نشان می‌دهد که شاهدان انواعی از نورهای نارنجی، قرمز، سفید و سبز به اشکال مختلف لوزی، مربع یا میله‌اس شکل را به پلیس انگلیس گزارش کرده‌اند که یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد برای موارد مشاهد اشیای پرنده ناشناس دارد. کارشناسان می‌گویند اغلب موارد گزارش اشیای ناشناس پرنده به چراغ‌های هواپیماها، ستاره‌ها و سیاره‌های درخشان، ماهواره‌ها، شهابسنگ‌ها، سفینه‌های فضایی و مانند اینها مربوط می شود و قابل توضیح هستند. به گفته کارشناسان این پرونده‌ها بیانگر رویکرد عملگرایانه وزارت دفاع انگلیس به گزارش‌ها در مورد یوفوها است. از دیدگاه دولت انگلیس این یوفوها تنها به این علت ارزش بررسی داشتند. که ممکن بود تهدیدی برای امنیت ملی باشند و هنگامی که مشخص می‌شد که آنها هواپیماهای دشمن نیستند، دیگر کسی به دنبال کردن قضیه علاقه‌ای نشان نمیداد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ویرایش: &lt;A href=&quot;http://axiom-elf.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;Axiom&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 04:34:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امکان وجود موجودات غیر زمینی </title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شانس‌ها و گزینه‌های وجود زیست غیرزمینی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با پیشرفت علم در قرن اخیر، حال دیگر می‌توانیم پاسخ‌های روشن تری را درباره حیات و احتمال وجود آن در کیهان بیابیم. با احتساب شماره تخمینی سیارات عالم، دانشمندان محاسبه کرده‌اند احتمال اینکه ما تنها باشیم و به جز زمین در سراسر کائنات نشانی از حیات نباشد یک در ۱۰۰ میلیون است. در هر کهکشان مانند راه شیری ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره وجود دارد و کیهان شناسان تخمین می‌‌زنند ۴۰۰ میلیارد کهکشان در عالم موجود است بنابراین پذیرفتنی نیست اگر بگوییم سیاره کوچک ما در کنار ستاره عادی مان تنها مکان پذیرای حیات در عالم است اما تنها زیستگاهی که تاکنون در عالم می‌‌شناسیم زمین خودمان است. در اینجا به دلیل گستردگی مطلب بحث درباره حیات در کیهان را به حوزه کوچک تر آن یعنی منظومه شمسی محدود خواهیم کرد و به احتمال وجود حیات و سیارات و اقمار پذیرای آن می‌‌پردازیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;گزینه‌های وجود حیات:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در منظومه شمسی غیر از زمین تنها سه گزینه وجود دارد که احتمال پیدایش حیات بر روی آنها بررسی می‌شود. می‌توانیم با اطمینان بگوییم حیات در مریخ، یکی از اقمار مشتری - اروپا و یکی از اقمار زحل - تیتان - می‌تواند پدید بیاید. کمربند حیات خورشید شامل سه سیاره زهره، زمین و مریخ است. (کمربند حیات در منظومه شمسی یعنی جایی که سیاره‌ای با جو مناسب دارای آب به صورت مایع است و احتمال شکل گیری حیات تنها در این کمربند وجود دارد) سیاره زهره از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به زمین دارد. جرم آنها با هم برابر است و ضمناً ترکیبات اتمسفری اولیه دو سیاره شباهت زیادی با هم داشته‌اند اما سیاره زهره کمی نزدیک تر از زمین به خورشید است و این باعث عدم پایداری آب مایع در آن سیاره می‌شود. همچنین گاز کربنیکی که در جو آن قرار دارد باعث ایجاد خاصیت گلخانه‌ای شدید شده و درجه حرارت آن را تا ۵۰۰ سانتی گراد می‌‌رساند. بنابراین می‌‌بینید که از شرایط ابتدایی حیات یعنی آب مایع و جو مناسب برخوردار نیست.&lt;BR&gt;۱- مریخ: سیاره دیگر کمربند حیات مریخ است که تاکنون بیش از دو گزینه دیگر کاوش شده است. در چند صد میلیون سال اول منظومه شمسی، مریخ نسبت به زمین شرایط بهتری برای پیدایش حیات داشته که به دلیل سریعتر سرد شدن مریخ بوده است. همین زمینه شرایط پیدایش باکتری‌ها را زیر پوسته مریخ ایجاد کرد. یعنی شرایط سطحی مریخ بسیار زودتر از زمین برای پیدایش حیات آماده شده است. یافته‌های اخیر مریخ نوردهای ناسا وجود آب در گذشته مریخ- احتمالاً حدود یک میلیارد سال قبل- را نیز تایید کرده اند. هرچند میزان آن و مدت زمان بقای آن همچنان مبهم است. علاوه بر این شواهدی دال بر وجود جوی ضخیم از co2 در سال‌های آغازین این سیاره وجود دارد. شاید در همین دوره حیات در زیر سطح مریخ یا حتی بر سطح آن فرصت رشد یافته باشد اما به دلیل میدان مغناطیسی و گرانش ضعیف مریخ (حدود ۳۸ درصد جو زمین) باد خورشیدی جو آن را بیش از پیش پراکنده ساخت و سبب بخار شدن یا فرو رفتن آب‌های سطحی به زیر سطح مریخ و یخ زدن آنها شده است. اخیراً نیز مدار گردهای مریخ نشانه‌های امیدوار کننده‌ای را از وجود منابع یخ- آب زیر سطح مریخ یافته اند. بنابراین امکان حیات بر روی مریخ کنونی بسیار کم است اما غیرممکن نیست. احتمالاً گرمای درونی آن به اندازه‌ای هست که لایه زیرین یخ را گرم کند و محیطی نسبتاً مساعد را برای میکروب‌های جان سخت مریخی ایجاد کنند. این باکتری‌ها در صورت وجود در سوخت و سازشان تولیدکننده متان هستند. جالب این است که شواهد اخیر مدارگرد مریخ نشانه‌هایی قطعی از وجود متان در جو مریخ دارد که یا بر اثر واپاشی‌های حاصل از زندگی باکتری‌ها به وجود می‌‌آیند یا بر اثر فعالیت‌های پیوسته آتشفشانی در جو پخش می‌شوند. این که آیا در دوره ابتدایی مریخ حیات شکل گرفته است یا حتی هنوز هم باکتری‌هایی زیر لایه‌های سطحی آن- جایی که احتمالاً آب مایع وجود دارد- زنده مانده‌اند هنوز بی پاسخ مانده است و جواب قطعی آن طی کاوش‌های آینده حاصل می‌شود. (شهاب سنگ مریخی ALH84001 که ۱۳۰۰۰ سال پیش در قطب جنوب سقوط کرده است. در بزرگنمایی ۱۰۰ هزار برابر با میکروسکوپ الکترونی، ساختارهای کرم مانندی دیده می‌شود که دانشمندان آنها را مشابه سنگواره‌های حیات ابتدایی می‌‌دانند. اما هیچ چیز هنوز قطعی نیست.) بنابراین هر دو سیاره موجود در کمربند حیات را بررسی کردیم. (البته غیر از زمین) اما ممکن است در هر منظومه کمربندهای حیات متعددی وجود داشته باشد یعنی قلمرو حیات ابتدایی محدود به کمربند حیات دور هر ستاره نیست. اگر سیاره‌ای گازی اقماری بزرگ داشته باشد، نیروی جذر و مدی میان سیاره و اقمار درون این اقمار را گرم می‌کند. یعنی حتی اگر سیاره و قمرش نزدیک ستاره‌ای هم نباشند، انرژی مورد نیاز حیات ابتدایی تأمین خواهد شد. ۲- اروپا: سطح این قمر مشتری را اقیانوسی نیمه عمیق از آب فراگرفته و روی آن را لایه‌ای یخ ضخیم که شاید ضخامت آن ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر باشد، پوشانیده است و این لایه یخ به دلایل مجاورت با خلأ همواره در حال شکست و ترمیم است. این قمر هم اندازه ماه زمین است و منبع گرمایی درونی آن در اثر مکش گرانشی مشتری و دیگر قمرها بر اروپا به وجود آمده است. این گرما یخ‌های زیرین را ذوب می‌کند، در عین حال فشار یخ‌ها باعث می‌شود آب بخار نشود، در نتیجه ممکن است نوعی از حیات در آب زیرین شکل گرفته باشد. شکلی از حیات که متفاوت از حیات شناخته شده زمین خواهد بود. چون ژرفای یخ به حدی است که نور خورشیدی از آن نمی‌گذرد بر همین اساس حیات وابسته به نور خورشید نمی‌تواند در آنجا شکل بگیرد. اینکه آیا حیاتی در آنجا آغاز شده و تا کجا متحول شده است را نمی‌دانیم. با شروع ماموریت مدارگرد جیمو (JIMO) و مطالعه قمرهای یخی مشتری، اطلاعات نسبتاً کامل تری را درباره احتمال حیات در اروپا به دست خواهیم آورد. تنها زمانی می‌توانیم با قطعیت از حیات در اروپا صحبت کنیم که ناسا موفق شود کاوشگری را به اروپا بفرستد و با سوراخ کردن یخ ها، حیات دریایی را آزمایش کند که این امر با توجه به شرایط و ضخامت یخ به زودی امکان‌پذیر نیست.&lt;BR&gt;(سطح یخی اروپا، شیارهای موجود یخ‌های ترک خورده سطح اروپا را از دید فضاپیمای گالیله در سال ۱۹۹۸ نشان می‌‌دهد.) ۳- تیتان: این قمر با قطری معادل ۵۱۵۰ کیلومتر دومین قمر بزرگ منظومه شمسی و حتی از سیاره‌های پلوتون و عطارد نیز بزرگ تر است. اما مهم‌ترین ویژگی آن وجود جو قابل توجه آن است که از نظر ترکیبات و فشار سطحی به زمین بسیار شبیه است. جو هر دو از نیتروژن (۱۷ درصد برای زمین و ۹۰ تا ۹۷ درصد برای تیتان) تشکیل شده و فشار جو در تیتان ۵/۱ برابر فشار جو در زمین است. البته دومین گاز فراوان در زمین اکسیژن و در تیتان متان است. دورتا دور جو تیتان تا ارتفاع ۷۰۰ کیلومتری سطح غباری از ذرات متان وجود دارد. در عکس‌هایی که کاسینی اخیراً از این قمر بااهمیت گرفته نواحی تیره و روشن بسیاری دیده می‌شد. نواحی تیره احتمالاً دریاهای اتان و متان هستند که در دمای ۱۷۹- درجه سطح تیتان به وجود آمده‌اند و نواحی روشن باید قاره‌هایی بر سطح آن باشند. به دلیل دمای بسیار کم تیتان، احتمال وجود حیات در آن وجود ندارد اما این قمر ترکیبات آلی یعنی بلوک‌های سازنده حیات را در خود جای داده است. بنابراین نمونه‌ای عالی برای بررسی شرایط آغازین حیات است، یعنی چیزی شبیه زمین در ۵/۴ میلیارد سال پیش که اکنون می‌توان سیر تکوین حیات را بر روی نمونه‌ای آزمایشگاهی مطالعه کرد. حال چگونه بر روی چنین قمری با اوضاع محیطی نه چندان مساعد حیات شکل می‌گیرد؟ تیتان یکی از مهم‌ترین عامل‌ها را دارا است و آن جوی پایدار است که مانند یک حفاظ محیط درون قمر را از فضای بیرون آن جدا می‌کند. مورد بعدی مانند پیدایش حیات ابتدایی بر روی زمین است. پرتوهای فرابنفش در برخورد با تیتان باعث شکسته شدن مولکول‌های نیتروژن، متان و سایر مولکول‌ها می‌شود و در نتیجه ترکیبات آلی بعدی شکل می‌گیرد. در نهایت چگالی ابرها به حدی می‌شود که امکان ریزش باران‌های هیدروکربنی را روی قمر بالا می‌‌برد که در صورت روی دادن این پدیده مهم، دریاچه‌ها و رودهایی از ترکیبات آلی سطح این قمر را می‌‌پوشاند. بنابراین شرایط حیات ابتدایی در مجاورت مولکول‌های آلی مساعد تر می‌شود و در آن صورت ما شاهد آن چیزی خواهیم بود که در حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش در زمین آغاز شده است، تاکنون به چنین موجودات هوشمندی ختم شود. بسیاری از این حدسیات بعد از فرود هویگنس و تجزیه و تحلیل کامل داده‌های ارسالی آن قطعی خواهد شد. با توجه به آنچه در بالا ذکر شد می‌‌بینیم احتمال این که در جای دیگری از منظومه شمسی هم بتواند شکل بگیرد صفر نیست. چنانچه شواهد حاکی از آن است که در زمانی دوردست در مریخ حیاتی ابتدایی وجود داشته و اکنون ممکن است در قمر اروپا ایجاد شده باشد و در آینده‌ای دور هم احتمال ایجاد آن بر تیتان وجود دارد، پس باید امیدوار باشیم که ما در این کیهان تنها نخواهیم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شرط وجود حیات فرازمینی&lt;/B&gt;:&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدیهی است هنگامی ‌که سیارات از گاز و گرد و غبار ایجاد می‌شوند، مولکولهای آلی موجود در این ماده نابود می‌شوند. یعنی آنکه برای ظاهر شدن موجودات زنده در یک سیاره لازمست که ابتدا، ترکیبات پیش حیاتی در همان کره به وجود آید. به نظر می‌آید که حتی پخش گسترده مولکولهای آلی در فضای بین ستاره‌ای نمی‌تواند پیدایش حیات آلی را در سیاراتی مانند زمین تضمین نماید، حتی پیشگویی در این باره که حیات بتواند در اجسام فضایی دیگر ظاهر گردد، مشکل است. زیرا علم هنوز نمی‌تواند توضیح دهد که چگونه فرآیند حیرت انگیز تشکیل و سازمان‌ یافتگی خود به خود ماده، صورت می‌گیرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;تمدن فرازمینی:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنا بر عقیده اخترفیزیکدان بلندپایه شوروی سابق ایوسیف شکلوفسکی (Iosif Shklovsky) شاید بتوان تصور نمود که تمدن زمینی در کهکشان ما و حتی در ابرکهکشان منحصر بفرد باشد. استدلال او چنین است: اگر فرض کنیم که تمدنهای بسیاری در جهان موجود هستند. در آن صورت آنها به دلیل اینکه طبیعتا دارای تکامل یکسانی نیستند، باید دارای امکانات علمی ‌و فنی متفاوتی باشند. به بیان دیگر باید تمدنهایی عقب مانده‌تر و پیشرفته‌تر از ما وجود داشته باشد. به ویژه باید حداقل چند تمدن بسیار پیشرفته یافت شود که بتواند انرژی‌های معادل انرژی کهکشان‌هایشان را مهار کند. میزان فعالیت علمی‌ چنین تمدنهایی به اندازه‌ای است که زمینی‌ها نمی‌توانند از آنها بی‌خبر باشند. ولی از آنجا که زمینی‌ها نتوانسته‌اند نشانه‌هایی از اینگونه فعالیت‌ها را کشف نمایند، بنابراین چنین تمدنهایی وجود ندارد و اگر چنین تمدنهایی وجود ندارد، بطور کلی امکان موجودیت تمدنهای فرازمینی از بین می‌رود. زیرا در غیر اینصورت باید برخی از این تمدنها به تمدنهای بسیار پیشرفته تبدیل شود. علل کشف نشدن موجود فرازمینی دانشمندان دیگر بر این عقیده دارند که علت کشف نشدن تمدنهای دیگر این نیست که آنها وجود ندارند، بلکه این مسئله دلایل دیگری دارد. وسولد تروئیتسکی (Vsevold Troitsky) عنصر وابسته فرهنگستان علوم شوروی سابق فرضیه‌ای را به شرح زیر پیشنهاد نموده است:&lt;BR&gt;مدل جهان داغ در حال انبساط، اولین مرحله تکامل را به نحوی مجسم می‌سازد که هیچ ستاره، سیاره و حتی مولکول و یا اتم وجود نداشته است (پیدایش جهان). تمام اینها پس از گذشت مدتی طولانی ایجاد شدند. بنابراین شرایط ضروری برای پیدایش موجودات زنده در مرحله خاصی از تاریخ جهان تکمیل گردد. طبق فرضیه تروئیتسکی پس از آن حیات عملا بطور هم‌زمان در اجسام فضایی مختلف به وجود آمد. مفهوم این مطلب آنست که هیچ تمدنی پیشرفته‌تر از تمدن زمینی وجود ندارد. به همین دلیل ما نمی‌توانیم اثری از آنها پیدا کنیم. علل تکامل موجود فرازمینی طبق نظر دانشمندان فعالیت تمدنهای دیگر در فضا در هر مرحله‌ای از تکامل که باشند، باید به وسیله مشکلات مربوط به تأمین انرژی محدود گردد. به عنوان مثال ایجاد فرستنده رادیویی نیرومند برای برقراری ارتباط با موجودات هوشمند دیگر در جهان، به وسیله فرستادن علائم در تمام جهات به انرژی عظیمی ‌نیاز دارد که می‌تواند موجودیت این تمدن را به مخاطره اندازد. به علاوه، این طرح مستلزم تلاشهای فراوانی است، در صورتی یک تمدن می‌تواند از عهده چنین طرحی برآید که آن را ضروری تشخیص دهد. بنابراین این مسئله هنوز در دوره بررسی است. هیچ تمدنی در خارج از سیاره ما کشف نشده است و امیدی برای کشف حتی یکی از آنها بسیار ضعیف است. مفهوم چنین جستجویی چه است؟ به گفته پژوهشگر دانشگاهی، جی.آی. نان (G.I.Naon) از فرهنگستان علوم استونی، تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی به ما کمک می‌کند که به نحو بهتری به مطالعه خودمان بپردازیم. بشریت در تکامل خود به مرحله‌ای قدم نهاده که بیش از هر وقت، از وحدت خود با جهان آگاه است، او می‌داند قوانین فیزیکی حاکم بر سیاره‌اش با قوانینی که بر بقیه جهان حکمفرماست، یکسان است. امروزه دانستن این قوانین بدین مفهوم است که بتوانیم وظیفه و کارمان را به طور موثری طرح ریزی کنیم و آینده خود را بر مبنای اطلاعات علمی ‌پیش بینی نمائیم. تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی در سطح کنونی علوم طبیعی، یکی از موثرترین راههای دست یافتن به هدفهایمان است. بطور کلی با تلاش برای دانستن درباره امکان موجودیت تمدن‌های دیگر، درباره موجودیت خود در فضا می‌آموزیم و تمدن خود را از چیزی که بازتاب این تمدن در آینه کیهانی است، مطالعه می‌نماییم زمانی که بشر زمینی در علوم ارتباطات آنقدر پیشرفت نکرده است که بتواند بیرون از محیط زیست خودش را ببیند و بتواند با آن محیط رابطه‌ای برقرار کند صرفاً به این دلیل نمی‌تواند بگوید در آن بیرون هیچکس نیست چنین تفکری ناشی از نخواستن و نتوانستن و فرار از دانستن است بلکه بهتر آنست که بگوید هنوز چشم و گوش بشر آنقدر قوی نشده‌اند تا آن بیرون را ببینند و درک کنند اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که تکنولوژی ارتباطات ما هنوز آنقدر پیشرفت نکرده که بتوانیم چهان اطرافمان را بفهمیم در این راستا باید بگویم سرعت نهایی ارتباطات ما سرعت نور است که در مقیاس فضایی تقریباً فاقد ارزش است چرا؟ چون در ارتباط با نزدیکترین ستاره یعنی آلفا سنتائوری ارسال و دریافت یک پیام ما حدود نه سال وقت می‌‌برد اما در همین حال اگر پیاممان را بخواهیم به سوی دیگری از کهکشان خودمان ارسال کنیم هزاران سال وقت خواهد گرفت و طبیعتا چنین تکنولوژی در ارتباطات فرازمینی نا کارآمد است و مثل این می‌‌ماند که ما بایستیم و همانند صدها سال پیش فردی را از فاصله چند صد کیلومتری با فریاد زدنمان با خبر کنیم به نظر شما آیا این احمقانه نیست پس در اینجا بهتر است تصور کنیم که موجودات فرا زمینی پیشرفته پیامهایشان را فراتر از سرعت نور و با سیستم‌های پیشرفته تر از ما به فضا می‌‌فرستند که ما به علت ندانستن این تکنولوژی نسبت به آن کور هستیم و قادر به دریافت آن نیستیم کما اینکه همین حالا ممکن است ما در معرض پیامهای بیشمار اینچنینی از فضا باشیم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 04:22:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موجودات خیالی فضایی</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;موجودات خیالی فضایی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انسان از دیرباز در اندیشه یافتن و شناختن موجودات ذی‌شعور دیگری در روی زمین و یا در آسمان‌ها بوده است. کنجکاوی قابل ستایش و سیری‌ناپذیر، در طول هزاران سال انسان را خسته و مأیوس نکرده است. اما تاکنون نتیجه همه این کاوش‌ها فقط «هیچ» بوده است و هنوز از پس این زمان درازآهنگ بر روی نقطه آغاز ایستاده‌ایم. آگاهی‌هایی که انسان امروز از بزرگی و عظمت غیر قابل تصور کیهان، با گستره‌ای در حدود چهارده میلیارد سال نوری دارد، به او اجازه نمی‌دهد و نباید هم بدهد که بپندارد خود به تنهایی باهوش‌ترین موجود جهان است. این احتمالی غیر علمی نیست که تصور کنیم به همان نسبتی که جهان پیرامون ما از ما بزرگتر و بسی پرشمارتر است، موجودات دیگری نیز وجود داشته باشند که هم از نظر تعداد و تنوع و هم از نظر توانایی‌های فکری از ما پیشی داشته باشند. همچنین ممکن است که این موجودات تصور شده ما، نه در فاصله‌ای بسیار بعید که حتی در نزدیکی ما باشند. اما درکی که ما از پدیده هنوز غیرقابل توصیف و تعریف‌ناپذیر «زمان» و «مکان» داریم، با درک آنان متفاوت باشد و این خود موجب ناکارآمدی ابزارهای «شناخت‌شناسی» ما از آنان شود. ما بر روی زمین با جاندارانی آشنا هستیم که طول عمر آنان از چند ساعت تا چند صدسال متغیر است. آیا همه آنان از مفهوم زمان همان درکی را دارند که ما داریم؟ آیا موجوداتی وجود دارند که عمر آنان کسری از ثانیه یا حتی هزاران سال باشد؟ در اینصورت آیا ما قادر به درک حضور آنان خواهیم بود؟ اینها و بسیاری احتمال‌ها و اندیشه‌های دیگر که در اینجا فرصت پرداختن بدان نیست، پرسش‌هایی حل نشده اما کماکان زنده و پویا در ذهن بشر هستند. همه اینها، تنها تفکرات و احتمالاتی در ذهن ما هستند و تاکنون هیچ اثری که متعلق به موجودات زنده فضایی باشد، بدست نیامده و هیچ دانشمند یا مرجع علمی و پژوهشی چنین پدیده و یافته‌هایی را تأیید نکرده است. ضمن اینکه برخی از شواهد قابل رد کردن هم نیستند. اما از سوی دیگر عده‌ای سوداگر از این علاقه و کنجکاوی انسان و میل به دانستن او، برای مقاصد خود استفاده کرده‌اند و ذهن جستجوگر بسیاری از مردمان و جوانان را به بازی گرفتند و آشفته کردند. شناخته شده‌ترین اینان در دنیا که برخی از کتابهایش در ایران نیز ترجمه و منتشر شده، شخصی از اهالی سوئیس بنام «اریک فون دانیکن» است که متأسفانه نوشته‌های گمراه کننده و مجعول او در ایران طرفدارانی دارد و حتی بعضی کسان گفتارهای او را بنام خود منتشر می‌کنند. اظهارنظرهای فون دانیکن بر پایه شرح رویدادهایی است که هیچگاه روی نداده است. بسیاری از عکس‌هایی که در کتاب‌هایش منتشر شده (و گاه رونویس کنندگان ایرانی‌اش آنها را عیناً و بدون ذکر منبع در رونویس‌های خود می‌آورند)، ساختگی و حتی نقاشی‌هایی عامیانه هستند. او بجای تحقیق و پژوهش جدی در زمینه چگونگی ساخت‌وساز بناهای شگفت‌انگیز باستان همچون تخت‌جمشید و اهرام مصر و معابد اینکاها (که بسیاری از شیوه‌های علمی و تکنولوژیکی ساخت آنها تاکنون حل نشده باقی مانده است) به یکبارگی تمام آنها را ساخته موجودات فضایی می‌داند و تمام دستاوردهای گرانبهای پیشینیان را نادیده می‌گیرد. از آنجا که درک چنین گفتارهای عامیانه برای مردم غیر متخصص، آسان‌تر و دست‌یافتنی‌تر است، افکار عمومی چنین سخنانی را بهتر می‌پذیرند و سد راه کسانی می‌شوند که قصد بررسی واقعگرایانه و عالمانه آنرا دارند و به عبارت دیگر این شیوه‌ای برای تبلیغ و ترویج «جهل» است. در طی چند ده سال گذشته بارها کتاب‌ها و نمایشگاه‌هایی منتشر و برگزار شده که به موضوع موجودات فضایی پرداخته‌اند. در این کتاب‌ها و نمایشگاه‌ها تعداد متنابهی از اسناد و تصویرهای مربوط به بشقاب پرنده یا «یوفو» و «آدم فضایی» در معرض دید مردم قرار می‌گیرد. این گروه از آنجا که شخصاً از ساختگی و مجعول بودن مدارک خود آگاهی دارند و می‌دانند که هیچ مرجع علمی درستی آنها را تأیید نکرده است و از سوی دیگر می‌دانند که جوان درس‌خوانده و آگاه امروزی را نمی‌توانند بسادگی متقاعد کنند؛ دست به جعل منابعی برای درستی ادعای خود می‌یازند و اصل تصویرها یا اشیا را به سازمان ناسا، سازمان کیهان‌نوردی روسیه و یا دانشگاه‌هایی با نام‌های معتبر منسوب می‌دارند و هنگامی که پرسشگر جدی و دقیق از آنان بپرسد که در نشریات و شبکه‌های اینترنتی آن مراجع یاد شده، چنین مطالبی وجود ندارد، اظهار می‌کنند که اینها بصورت محرمانه نگهداری می‌شود و ما به بخش‌های سری آنان دسترسی داریم. نگارنده می‌پذیرد که چنین ادعاهایی بسیار غیر علمی‌تر از آنست که نیاز به شرح و بسط داشته باشد و جوانان ایران، آگاه‌تر از آن هستند که چنین ادعاهایی بتواند زمینه گمراهی آنان را فراهم آورد. اما با توجه به پرسش‌های رسیده و نیز از سوی دیگر انتشار کتاب‌های دیگری در سال‌های اخیر، باز هم این وظیفه را بیاد ما می‌آورد که برای جلوگیری از فراگیر شدن تفکر مرتجعانه و سلطه‌یابی بر افکار توده‌ها، نباید سکوت پیشه کرد. کتاب‌های دیگری که به آن اشاره شد، عبارت است از انبوهی آثار در زمینه فال‌بینی آسمانی، طالع‌بینی چینی و هندی و آریایی، و نیز ستون‌های «متولد ماه» در برخی نشریات عامیانه. این نوشته‌ها که هیچگونه ارتباطی نه با آیین‌های هندی و چینی دارند و نه با باورهای آریایی، حتی از درک مفهوم «طالع» که ثبت آن در دوران باستان بر بنیادهای دقیق نجومی و محاسبات جایگاه ستارگان و سیارات در بروج دوازده‌گانه، صورت می‌پذیرفته است، عاجز هستند. به گمان نگارنده استفاده از ابزارهای خرافاتی و گسترش و تبلیغ جهل، راه‌حل شایسته‌ای برای کسب مخاطب و افزایش تیراژ نشریه نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;ویرایش: &lt;A href=&quot;http://www.axiom-elf.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;Axiom-Elf&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 05:17:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا چگونه آفريد؟</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خدا چگونه آفريد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 312px; HEIGHT: 236px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;www.axiom-elf.blogfa.com بزرگترین وبلاگ مسائل ارواح&quot; align=baseline src=&quot;http://tinypic.info/files/rjwypy3qym9z44g7l06h.jpg&quot; width=302 height=236&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در نگاه عارفان و حکيمان مسلمان، کلّ عالم خلقت چيزي نيست جز ظهور اراده فعلي خداوند متعال. البته توضيح اين حقيقت، با شيوه ي فلسفي براي افراد غير متخصّص در فلسفه، کار بسيار دشواري است؛ امّا از آنجا که فرموده اند:«مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَف رَبّه؛ هر که خود را شناخت به يقين ربّ خود را شناخت.»، براي نزديک نمودن اين حقيقت متعالي به ذهن مخاطب نا آشنا با فلسفه، مي توان گفت: نسبت اراده خداوند متعال به موجودات عالم خلقت تا حدودي مثل نسبت اراده انسان به صور خيالي اوست. انسان زماني که مي خواهد صورتي خيالي را ايجاد نمايد آن را اراده مي کند؛ و اراده کردن او همان و پديدار شدن آن صورت خيالي همان. اراده نمودن فعل انسان است؛ و آن صورت خيالي ايجاد شده با اراده، چيزي نيست جز ظهور و تجلّي اراده. يعني آن صور خيالي از عدمستان نيامده اند، بلکه کمالات وجودي خود اراده است که در مرتبه پايين تري از وجود به آن صورت متجلّي شده است. لذا آن صور خيالي، ظهور کمالات وجودي اراده، و به نحو اولي ظهور کمالات وجودي ذات آدمي هستند؛ چرا که خود اراده، يکي ظهورات ذات انسان است. بنابراين، صور خيالي انسان ظهور اراده او، و در مرتبه بالاتر، ظهور کمالات ذاتي او هستند؛ ولي در عين حال، خودِ اراده هم نيستند. براي مثال صورت خيالي يک سيب يا اژدها عين اراده انسان نيست امّا حقيقت آنها چيزي جز اراده هم نيست. لذا به محض اينکه انسان اراده خود را از آن صور برگيرد، ناپديد مي شوند. امّا اگر انسان دوباره همان صور را اراده نمايد باز به همان صورت اوّل ظاهر مي شوند. خود اراده موجودي غير مادّي، بي شکل، بي رنگ و فاقدِ اندازه است؛ امّا آنگاه که انسان اراده مي کند کمالات وجودي اراده، در مرتبه پايين تري از وجود، به صورت موجودات شکل دار و رنگ دار ظاهر مي شوند؛ ولي آنگاه که انسان اراده خود را برگرفت آن صور نابود(معدوم) نمي شوند، بلکه به مرتبه بالاتر خود بازگشته با حقيقت اراده متّحد مي شوند. به عبارت ديگر، صور خيالي انسان، از مرتبه بطون خود، که همان اراده است، به مرتبه ظهور تنزّل يافته و دوباره به مرتبه بطون خود باز مي گردند. لذا زبان حال صور خيالي انسان اين است که:« ما از اراده آمده ايم و به سوي او باز مي گرديم.» صور خيالي، در افراد عادي همواره در ظرف خيالند و به عالم خارج راه نمي يابند؛ امّا اين بدان معنا نيست که ظهور خارجي آنها محال است . در افراد داراي نفوس قوي مثل انبياء، اولياي الهي و عرفاي ربّاني، اين صور، حتّي در خارج از ذهن نيز توان موجود شدن دارند. حکيم الهي ملاصدراي شيرازي در اين باره فرموده است:«بعضي از بزرگان عرفان گفته اند: هر انساني قادر است با قوّه وهم خود در قوّه خيالش اموري را پديد آورد که وجود خارجي ندارند. امّا عارف با قوّت همّت خود مي تواند موجوداتي را در عالم خارج نيز ظاهر نمايد؛ لکن تا زماني که عارف از آن موجودات غافل نشده آنها در عالم خارج موجود خواهند بود ولي به محض اينکه از آنها غفلت کند معدوم مي شوند.» (الشواهد الربوبية،ص 264، الإشراق الأول). اراده فعلي خداوند متعال نيز تقريباً به همين صورت تجّلي نموده به صورت عالم خلقت ظاهر شده است. لکن براي خدا ذهن و خيال و غفلت و امثال اين امور معني ندارد. او يک اراده ازلي کرده و با آن يک اراده کلّ هستي را از صبح ازل تا شام ابد يکجا پديدار ساخته است. لذا خداوند متعال فرمود: &lt;FONT color=#ff0000&gt;«إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْ ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ&lt;/FONT&gt;؛ وقتى چيزى را اراده مى كنيم، فقط به آن مى گوييم:موجود شو! بلافاصله موجود مى شود» (النحل:40) و فرمود: &lt;FONT color=#ff0000&gt;«إِنَّا كُلَّ شَيْ ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ × وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ&lt;/FONT&gt;؛ همانا ما هر چيز را به اندازه آفريديم. و امر ما يكي بيش نيست، همچون يك چشم بر هم زدن.» (القمر: 49، 50) البته بايد توجّه داشت که اراده انسان براي اينکه به صورت شکلي خيالي و ذهني تجلّي نمايد مستقيماً به آن صورتها ظاهر نمي شود بلکه مراحلي را طي نموده، مرتبه مرتبه در مراتب وجود پايين مي آيد تا به صورت اشکال و صور خيالي و ذهني ظاهر شود. به عنوان مثال براي اينکه انسان بتواند صورت ذهني کوه طلا را در ذهن خود ايجاد نمايد ابتدا اراده انسان به قالب صورت عقلي کوه (مفهوم عقلي کوه) و صورت عقلي طلا (مفهوم عقلي طلا) ظهور مي يابد که هيچکدام داراي شکل و رنگ و اندازه نيستند؛ آنگاه هر کدام از آن صور عقلي از مرتبه صورت عقلي تنزّل يافته در قوّه ي متخيله شکل پيدا کرده با هم ترکيب مي شوند و سر آخر، در قوّه خيال به صورت کوه طلا ظاهر مي شوند. اراده الهي نيز از ابتدا به صورت موجودات مادّي ظاهر نمي شود؛ بلکه ابتدا به صورت موجودات غيرمادّي خاصّي که فاقد هرگونه شکل و رنگ و اندازه هستند تجلّي مي کند که اين موجودات را عقول مجرّده يا حقايق جبروتي يا ملائک مهيمنه مي نامند. آنگاه اراده حقّ تعالي از اين مرتبه از وجود نيز تنزّل يافته به صورت موجودات غير مادّي شکل دار و رنگ دار و داراي اندازه ظهور پيدا مي کند که آنها را موجودات مثالي يا ملکوتي مي نامند. در مرحله ي سوم اراده فعلي خالق متعال از اين مرتبه نيز نازل شده به صورت موجود مادّي ظاهر مي شود. لذا خداوند متعال در آياتي فرمود: &lt;FONT color=#ff0000&gt;«وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ&lt;/FONT&gt;؛ و هيچ چيزي نيست مگر اينکه خرائن آن (حقيقت آن) نزد ماست؛ و ما آن را نازل نمي کنيم مگر به اندازه ي معلوم و معين.»(الحجر:21) &lt;FONT color=#ff0000&gt;« ... وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس&lt;/FONT&gt;؛ و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است .»(الحديد:25) &lt;FONT color=#ff0000&gt;« ... وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواج؛&lt;/FONT&gt; و براى شما هشت زوج از چهارپايان نازل نمود.» (الزمر:6) با تبيين فوق از رابطه خدا نسبت به خلق، معني قائم بودن موجودات به خدا نيز کاملاً روشن مي شود. يعني همانطور که صور خيالي انسان، با تمام وجودشان قائم به اراده انسان بوده، به محض انصراف اراده، ناپديد مي شوند، موجودات عالم نيز به همين نحو بند به اراده خداوند متعالند. لذا اگر نازي کند ليلي، فرو ريزند مَحمِلها؛ لکن براي خداوند متعال تجدّد اراده و انصراف از اراده معني ندارد. اراده او ازلي و ابدي است و محال است آنچه از اراده او ظاهر شده نابود شود. اينکه به ظاهر، موجودات عالم مادّه بعد از مدّتي نابود مي شوند توهّمي بيش نيست.موجودات از باطن به ظاهر آمده و دوباره به اصل خويش واصل مي شوند. &lt;FONT color=#ff0000&gt;«وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُور؛&lt;/FONT&gt; و از آنِ الله است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است؛ و همه امور، به سوى الله بازگردانده مي شوند.» (آل عمران:109) بعضي چنين پنداشته اند که عالم برزخ و عالم آخرت دو عالم ديگر در کنار عالم مادّه اند که موجودات را از اين عالم خارج و در آن عوالم داخل مي کنند؛ در حالي که چنين نيست. عالم برزخ، عالمي در عرض عالم ناسوت (عالم مادّه) نيست بلکه در طول عالم مادّه قرار دارد؛ به اين معني که عالم برزخ باطن و حقيت عالم طبيعت است. کما اينکه عالم آخرت نيز باطن و حقيقت عالم برزخ است. و مرگ لحظه بازگشت موجودات به عالم برزخ، و قيامت لحظه مرگ کلّ عالم مادّه و عالم برزخ است. البته طبق روايات اهل بيت(ع) و ادّله فلسفي و عرفاني، با وقوع قيامت، بساط عالم مادّه فعلي ما برچيده مي شود و نه بساط اصل عالم مادّه. همانطور که در دار طبيعت، بعد از مرگ موجودات، از مادّه آنها دوباره موجودات ديگري سر بر مي آورند، بعد از قيامت کبري، از ميت اين عالم مادّه نيز عالم مادّه ي ديگري سر بر مي آورد. کما اينکه عالم فعلي ما نيز برخاسته از خاکستر عالم قبل از خود است. لذا بي نهايت عالم مادّه در گذشته وجود داشته و بي نهايت بار قيامت رخ داده است و بي نهايت بار نيز اين روند ادامه خواهد يافت. &lt;FONT color=#ff0000&gt;«عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «أَفَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ». فَقَالَ: يَا جَابِرُ تَأْوِيلُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَكَنَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَيْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ عَالَماً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ يَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً غَيْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَيْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ أَوْ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَخْلُقْ بَشَراً غَيْرَكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ وَ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّينَ؛&lt;/FONT&gt; جابر بن يزيد، گفت: از امام باقر(ع) تفسير قول خداي عز و جل را پرسيدم که مي فرمايد: «پس آيا در آفرينش نخستين درمانده شديم؟! بلكه آنها در آفرينش جديد در شك اند.» امام فرمودند: اى جابر تاويلش اينست كه چون خداي عزّ و جلّ اين خلق و اين عالم را پايان دهد، و اهل بهشت در بهشت جا كنند، و اهل آتش در آتش ، خداي عزّ و جلّ تجديد مي کند عالمي غير از اين عالم را. و تجديد مي کند عالمي را  از غير مذکّر و مؤنّثي که او را بپرستند و يگانه اش شناسند. و زمينى جز اين زمين براى آنها مي آفريند كه آنها را حمل نمايد؛ و آسمانى جز اين آسمان كه بر آنها سايه افكند. شايد تو چنين مي پندارى كه خداي عزّ و جلّ فقط همين يك عالم را آفريده است، يا اينكه خداي عزّ و جلّ آدمى جز شما نيافريده است. آرى به خدا سوگند که خداوند تبارك و تعالى هزار هزار عالم و هزار هزار آدم (ابو البشر) آفريده و تو در آخر اين همه عالم ها و اين همه آدميانى .» (بحار الأنوار، ج  54، ص 321) خداوند فياض ازلي و ابدي، علّت تامّه ي عالم هستي است، و محال است با وجود علّت تامّه، معلولش موجود نگردد. لذا تا بوده خدا مخلوق داشته و تا ابد مخلوق خواهد داشت. براي خالق دائم الفيض، تعطيل فيض محال است. البته او در مرتبه ذاتش بود و کسي با او نبود و هست و کسي با او نيست و خواهد بود و کسي با او نخواهد بود. &lt;FONT color=#ff0000&gt;«کان الله و لم يکن معه شيء و الآن کما کان»&lt;/FONT&gt; در مرتبه ذاتش عالم است بي هيچ معلومي؛ خالق است بي هيچ مخلوقي، قادر است بي هيچ مقدوري و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 04:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روح مایکل جکسون</title>
<link>http://axiom-elf.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;با سلام خدمت همه دوستان امروز براتون یک کلیپ کوتاه که میگن روح سرگردان مایکل جکسون تویه خونشه آماده کردم. البته همون جوری که همه ما می دونیم معمولا مرگ افراد معروف واسه رسانه ها همیشه یک سوژه خوب واسه جلب بیننده بوده و امکانش هست که این کلیپ ساختگی باشه به هر حال دیدنش خالی از لطف نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 364px; HEIGHT: 321px&quot; border=0 hspace=0 alt=wWw.Axiom-Elf.Blogfa.Com align=baseline src=&quot;http://axiom-elf.persiangig.com/Axiom-Elf/axiom.jpg&quot; width=364 height=325&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;به گزارش شبکه خبری Cnn روح مایکل جکسون در خانه اش مشاهده شد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یاهو نیوز -طرفداران مایکل جکسون در حال بررسی ویدئویی هستند که در جریان برنامه لاری کینگ سی ان ان مشاهده و ضبط شده و به گفته آنان روح سرگردان مایکل جکسون در آن دیده می شود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در این ویدئو به وضوح حرکت یک شبح بسیار شبیه به اندام مایکل جکسون مشاهده می شود که در راهرو خانه در حال تردد است. این قضیه به دنبال مطرح شدن برخی شایعات در سایتهای اینترنتی است که بر اساس آنها مایکل جکسون اصلأ نمرده است و جسد وی بدون مغز وی دفن خواهد شد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/118100895/583c3771/ElfGhost.html&quot; target=_blank&gt;لینک دانلود فیلم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 21:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=axiom-elf&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>axiom-elf</dc:creator>
<guid>http://axiom-elf.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
